Sunday, January 13, 2013

مقوله هواپیما ربایی در ایران

برچسب ها : هواپيما ربايي + پرواز ۵۱۷ + هواپيماي ايرباس + فرودگاه دمشق + گارد ويژه + بني صدر + معزي + فرار خلبانان + هواپيماربايان ناشي
این فقط مقدمه است .. !
تقریبآ دوسال پیش در همین ایام بود که یک نگاه اجمالی به مقوله هواپیما ربایی در ایران داشتم . برای جبران تآخیر های طولانی اجالتآ برای اون دسته از خوانندگان جدید مطلب فوق رو بازنشر مي کنم . در ضمن به اطلاع اون دسته از دوستان و ياران نازنيني که نگران حالم بودند مي رسونم ، با سپاس و تشکر از لطف همه عزيزان من حالم رو به بهبود است . و روحيه ام بسيار عالي است . به ياري پروردگار بزودي در خدمت شما بزرگواران خواهم بود . در ذيل مطلب ياد شده رو ملاحظه مي کنيد :
بهانه اي براي مقدمه  
باور کنيد وقتي خبر رو خواندم خيلي متعجب شدم . البته در باره قدرت تمرکز و تجارب پرسنل گارد ويژه مطالب جالب و اميدوار کننده زيادي رو شنيده ام . اما در اين پست سعي دارم به مقوله هواپيما ربايي نظامي و شخصي پرداخته و با نيم نگاهي به مطالب گذشته ، شما عزيزان رو به بعضي از فرار هاي موفق و ناکام جلب نمايم .  
اصل خبر چي بود !؟‌ 
به گزارش خبرگزارى‌هاى ،‌ شاهرخ نوش‌آبادى، سخنگوى شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى، روز شنبه، اعلام کرده است، در پرواز روز جمعه این شرکت به مقصد دمشق، فردى که «وضعیت روانى نامناسبى داشته با اعلام این که قصد دارد هواپیما را برباید، موجب بروز همهمه‌ میان مسافران شده بود، که بلافاصله مسئولان امنیت پرواز فرد خاطى را دستگیر کردند . وى همچنین افزوده است: «مسئولان امنیت پرواز هواپیما که متوجه وضعیت غیرعادى روحى این مسافر شده بودند، پس از ‌صحبت با وى، او را از نظر روحى و روانى کمى آرام کردند و هواپیما به سلامت در فرودگاه دمشق نشستسخنگوى هواپیمایى جمهورى اسلامى در تشریح این حادثه گفته است: «هواپیماى ایرباس شرکت هواپیمایى جمهورى اسلامى ایران، هما، به شماره پرواز ۵۱۷ که دیروز تهران را به مقصد دمشق ترک کرده بود، در نزدیکى شهر دمشق با ادعاى واهى یکى از مسافران مبنى بر این که بمبى در اختیار دارد و این هواپیما باید در کشور دیگرى به زمین بنشیند، مواجه شدپس از مطرح شدن این ادعا، امنیت پرواز وارد عمل شده و موضوع را با خلبان درمیان مى‌گذارد. خلبان نیز به سرعت از برج مراقبت فرودگاه دمشق خواستار فرود مى‌شودهمچنین سخنگوى هواپیمایى ایران با بیان این که پس از مذاکره امنیت پرواز با فرد مورد نظر مشخص مى‌شود که ادعاى وى در باره وجود بمب در هواپیما «واهى» بوده است، اظهار داشته است: «براساس گزارش‌هاى رسیده، این فرد هیچ چیزى دراختیارش نبوده و ظاهرا این اقدام به دلیل مشکل روانى وى انجام شده است . این در حالى است که سپاه پاسداران، که مسئولیت امنیت پرواز را در ایران بر عهده دارد، با انتشار اطلاعیه‌اى از «ناکامى تلاش ضد انقلاب براى ربایش هواپیماى جمهورى اسلامى در مسیر تهران- دمشق» خبر داده است. در اطلاعیه سپاه در این باره آمده است: «با اقدام قاطع و به موقع گارد امنیت پرواز سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و هوشیارى کروى پرواز، تلاش یکى ازعناصر وابسته به ضد انقلاب براى ربودن هواپیماى جمهورى اسلامى ایران در مسیر تهران- دمشق ناکام ماندسپاه پاسداران در تشریح این اتفاق در اطلاعیه خود آورده است: «در آخرین ساعات شب گذشته و طى پرواز شماره ۵۱۷ شرکت هواپیمایى ایران ایر در مسیر تهران- دمشق، فردى با هویت مشخص و از عناصر وابسته به ضد انقلاب با ایجاد رعب و وحشت درون پرواز و در بین مسافرین با ادعاى بمب‌گذارى و انجام مقدمات اولیه قصد ربایش این هواپیما به مقصد مورد نظر را داشتدر این اطلاعیه نیز بدون اشاره به «مقصد مورد نظر هواپیماربا» آمده است: «پس از دستگیرى عامل اجراى نقشه هواپیماربایى و انجام اقدامات تامینى لازم توسط نیروهاى متخصص امنیتى، هواپیماى مذکور با انجام مسافرگیرى به مقصد تهران بازگشت . 
تحليلي به ماجرا ..
خبر فوق گوياي تهديدي ( هرچند توخالي ) با هدف ارعاب کاپيتان پرواز ۵۱۷ و گروه پروازيش در آسمان شهر دمشق بود . خواه به گفته بر و بچه هاي سپاه آن شخص ضد انقلاب حرفه اي و دست پروده دشمن باشد ! يا به گفته " شاهرخ نوش آبادي " سخنگوي سازمان هواپيمايي کشور ، روان پريش و ديوانه باشد !‌ مهم پخش اين خبر و تحليل هاي متفاوت آن است که با فرود هواپيما و خروج امن مسافران هنوز هم ادامه دارد ! اما ان چه در دنياي واقعيت حقيقت دارد و در کم تر خبري با آن مواجه شدم " ريسک اعلام عدم وجود هر نوع بمب و مواد منفجره در هواپيما بود "‌  که با کنترلي دقيق اعلام شد ! براي پي بردن به اهميت اين موضوع کافي است شما خود رو در داخل هواپيما حس کنيد . خواه نا خواه خبر وجود بمبي در هواپيما حتي اگه شوخي هم باشد باز تبعات منفي و ترس و وحشت خودش رو دارد . و اولين بازخورد ان برهم خوردن " آرامش خلبان و گروه پروازي " است . که شکر خدا گروه پرواز شماره ۵۱۷ به خوبي از پس ان بر آمده و فرودي بي خطر داشته اند . با سپاس از همه آن عزيزان .
و اما فشار و استرس بعدي متوجه مسئول يا مسئولان امنيتي پرواز فوق است . که با قاطعيت تمام هر نوع بمب گذاري رو انکار مي کنند ! راستش رو بخواهيد من نمي دونم پرسنل گارد هواپيما ها مجهز به چه ابزار و تجهيزاتي هستند که قادر به تجسس و جستجوي همه زواياي هواپيما در حين پرواز باشد . اما آن گونه با اعتماد به نفس آرامش رو در کابين خلبان و مسافران بوجود اورن دل شير مي خواهد ، که خوشبختانه ان ها داشتند ! چون مسئوليت حفظ جان مسافران بعد از کاپيتان به عهده همين آقايون گارد هواپيماست . اما متآسفانه مي بينيم کم تر رسانه اي توجه به ابعاد واقعي " مسئوليت در پرواز " داشته است ! خصوصآ رسانه هاي اون ور آب که همه انگشت روي تضاد در نخستين اعلاميه سازمان هواپيمايي و سپاه گذاشته و به اصطلاح برداشت سياسي خود رو انجام مي دهند ! آن ها شايد فراموش کرده اند که متآسفانه در کشور ما هم " روان پريش و ديوانه فراون است و هم ضد انقلاب و مخالف ..! "‌ اما آن چه به نظر حقير مهم و در خور توجه است .. مديريت بحران ، مسئوليت پذيري و تجربه بالاي پرسنل مسئول در پرواز چه در داخل کابين و شخص کاپيتان و چه عوامل گارد در بين مسافران است . که بايد به طور شايسته تقدير و قدرداني شود .
نگاهي به گارد ويژه هواپيما
راستش رو بخواهيد تا قبل از فرار سرهنگ معزي در نيروي هوايي و گردان هاي پروازي مقوله اي بنام " گارد ويژه " نداشتيم . اما بعد از فرار يني صدر و هواپيماي سوخت رسان ديگري قبل از ان به خلباني " داريوش خيرخواه " ضرورت ايجاد اين مهم احساس شد . و در اولين گام از برادران گروه ضربت و ايضآ عقيدتي سياسي با طي اموزش ابتدايي مسئوليت حفظ ايمني پرواز هاي نظامي رو به عهده گرفتند . اگر چه در ابتداي امر برادران زياد حرفه اي نبودند . اما با مرور زمان به تجارب زيادي دست يافتند . و حتي شهدايي هم در سوانح مختلف هوايي داشتند . يادمه در همون ايام من همواره با يعضي از همين برادران بحث مي کردم .. که اگه ما خودمون تصميم بگيريم که بزنيم به چاک شما از کجا متوجه مي شويد .. !؟‌خصوصآ که هوا تاريک و طوفاني باشد ! و ان ها با صداقت تمام اعلام مي کردند .. به محض فرود با تير مي زنيم .. ! حل تا چه حد اين سخن جدي يا شوخي بوده بحثي نيست . اما از اهميت حضور اين بزرگواران همين بس که گروه پروازي و خلبانان احساس ارامش مي کنند . و اين خيلي مهم است .
در باره گارد ويژه در هواپيماهاي مسافربري اطلاع دقيقي ندارم . اما يادمه در يکي از گفت و گو هايم با آرمان بيات ، به حضور گارد ويژه اشاره کاملي شد . و ان را يکي از نقاط قوت سازمان هوايي ناميد . من با اجازه شما عين همون نوشته رو نقل مي کنم :
من معتقدم اگر قراره مجموعه بزرگي چون  " صنعت هوانوردي كشور " به نقد و بررسي كشيده  بشه . بايستي ابتدا به نكات مثبت آن پرداخت . به قول معروف اول بايد برادري ام رو ثابت كنم . در بررسي هايي كه انجام دادم و در لابه لاي مطلب قبلي به آن اشاره نمودم بحث " يگان حفاظت هواپيمايي " بود . همان طور كه مي دونيد تا پيش از بوجود آمدن اين يگان آمار هواپيما ربايي در كشور سير صعودي داشت . ابتدا از نيروي هوايي خودمون بگم ... بعد از فرار بني صدر از درون پايگاه هوايي مهرآباد كه با همكاري نيروهاي آموزش و سازمان ديده گروهك منافقين صورت پذيرفت . اهميت تشكيل گارد ويژه براي حفاظت و تآمين امنيت پروازهاي لجستيك نيروي هوايي احساس شد . به همين منظور از پرسنل گروه ضربت كه بعد از شكل گيري انقلاب اسلامي در پايگاه هاي نظامي به وجود آمده بود استفاده نمودند . و پس از آموزش هاي ابتدايي آن ها رو مسلح و با لباس شخصي روانه پروازهاي روزانه نمودند . اما متآسفانه ساختار مديريتي آن با كمي اشكال مواجه بود . به اين صورت كه اين برادران به جاي اين كه به صورت مخفي همراه با مسافران سوار هواپيما بشوند . اغلب مشاهده مي شد بعد از سوار شدن مسافران با ريخت و شمايل كاملآ مشخص در حالي كه بر آمدگي سلاح آن ها از زير پيراهن معلوم بود ، داخل هواپيما مي شدند . اين نكته رو نبايد  فراموش نمود كه مسافر عادي هرگز در طول سفر به سرش نمي زد كه هوس ربودن هواپيما رو به مورد اجرا بگذاره !! بلكه افرادي كه مرتكب اين جرم بين المللي مي گشتند صد در صد آموزش ديده و راه هاي خنثي نمودن رو فرا گرفته بودند . اين مسئله مخصوصآ در مسير پرواز هاي طولاني كه مستلزم نشستن هواپيما در پايگاه ديگر بود خيلي غير حرفه اي نمو پيدا مي كرد . به اين صورت كه وقتي ميني بوسي براي حمل خدمه به پاي هواپيما مي آمد ، اين برادران هم به همراه آن ها سوار ماشين كروي پروازي مي شدند . خب تجسم كنيد در ميان هفت - هشت نفر خلبان با لباس پرواز حضور برادران با لباس شخصي و پيراهن هاي گشاد روي شلوار دقيقآ قابل شناسايي براي مسافران بود . يا در همين اواخري كه من پرواز مي كردم شاهد بودم كه اين عزيزان در پروازهايي كه مسافر هم نداشتيم تشريف مي آوردند !! خب طبيعي است كه باعث دلسردي خدمه پرواز مي شد . و يه نوع حس بي اعتمادي رو رواج مي داد . من بارها به شوخي به اين عزيزان مي گفتم اگه ما بخواهيم تو هوا كاري بكنيم  شما چگونه متوجه مي شويد !!!؟؟ فراموش نكنيد در پرواز كوچكترين شليك و انفجار باعث خروج هواي فشرده گشته و تا خلبان بخواهد هواپيما رو به ارتفاع ده هزار پايي بياورد ، همه از همون سوراخ به بيرون كشيده مي شوند !! و اون طفلك ها مي گفتند ما تقصير نداريم .... مديرمون از ما خواسته است ! البته از حق نبايد گذشت با تشكيل و حضور اين افراد واقعآ امنيت به پرواز ها برگشت . و ديگه ما مورد هواپيما ربايي در هواپيماهاي ارتش نداشتيم . اگر ديده مي شدند ... اگر تابلو بودند ... اگر نكات ايمني رو خوب رعايت نمي كردند ، ولي الحق و انصاف خوب از عهده مسئوليت شون بر اومدند    ....


و اما  همين حكايت رو در هواپيمايي ملي بشنويد  . در اون جا به دليل گستردگي پرواز ها و آمار بالاي مسافرها ضريب ريسك پذيري بالايي داشت . به همين دليل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با آموزش عده اي از برادران ورزيده سپاه " يگان حفاظت هواپيمايي " رو به وجود آورد . اين يگان نسبت به برو بچه هاي گروه ضربت پايگاه حرفه اي تر برخورد نمودند . لااقل درچيدمان مابين مسافران مسايل ايمني و پوششي رو خوب رعايت نمود . اما اين كار هم در ابتدا با مشكل مديريتي مواحه بود ! به اين صورت كه هريك از شركت هاي هواپيمايي مستقلآ براي خود گارد ويژه مخصوص خودش رو داشت ! واين امر مسلمآ نمي توانست تضمين دهنده كامل ايمني در پرواز ها باشد . چون همان طور كه گفتم هم حجم پروازها نسبت به پرواز هاي ارتش بالا بود . و هم تعدا مسافر ها با آن قابل قياس نبودند . اين كار يك مديريت واحدي رو مي طلبيد كه با سازماندهي و آموزش كليه پروازها رو پوشش كامل بدهد . كه الحمدالله اين مشكل رفع شد . و  اگه اشتباه نكنم از سال ۱۳۸۲به بعد تمام افراد اين واحد امنيتي به صورت مجموعه اي مستقل شكل گرفت . و برادران گارد به صورت چرخشي در تمام خطوط هوايي و شركت هاي تابعه آن به انجام وظيفه مي پردازند . همين امر سبب آن شده است كه آمار هواپيما ربايي خيلي پائين آمده است . و در پست قبلي حتمآ ديديد كه بيش از ده ها مورد مسافران اقدام به اين كار نمودند ولي با هوشياري اين افراد نقشه آن ها عقيم ماند . خب به اين تصميم مي گويند يك عمل مديريتي عالي و مناسب . كه متآسفانه من در كمتر جايي ديده يا خوندم كه از مديريت خوب اين مجموعه سخني به ميان آمده باشد ..
نخستين هواپيما ربايي در ايران ( بعد از انقلاب ) 
متآسفانه بعد از انقلاب خصوصآ در دوران جنگ خلبانان زيادي از کشور گريختند . و در اقصي نقاط جهان پناهنده شدند . و خيلي ها هم با هواپيما يا هلي کوپتر وطن خود رو ترک کردند . که به اعتقاد من خيانت محض است . من بعضي از فرار ها رو در يک پست تحليلي تقديم شما باران کردم . اما براي آگاهي از مقوله هواپيما ربايي در ژانر نظامي ، به تعدادي از آن ها اشاره مي کنم . لازم به ذکر است اگه خواننده قديمي مطالب بنده باشيد ، مي دونيد که توضيحات کاملي از اين فرار ها داده ام . لذا براي خوانندگاني که تازه افتخار حضور به اين تارنما داده اند ، بخشي از ان ها رو درج مي کنم ..
تا پيش از انقلاب من هيچ منبع و اماري دال بر هواپيما ربايي به دست نياوردم . ولي اين بدان معنا نيست كه چنين پديده اي در آن ايام وجود نداشته است . فقط در يکي از کامنت هاي پست نخستين هواپيما ربايي ام يکي از خوانندگان به نام " نيوشا طيبي " برايم در کامنتي نوشت .. در زمان شاه  ( اواخر دهه چهل شمسی ) یک فرار با هواپیما انجام شده بود . رباینده از کادر های اولیه مجاهدین بوده است . و بعد ها در کتابی با عنوان  " پرواز بر فراز خلیج فارس " جزئیات این حادثه به نقل از یکی از آن ها توسط " نشر نی " منتشر می شود ..   اما بعد از انقلاب اولين مورد آن را خوب به خاطر دارم كه سرهنگ خلباني به نام " جواد حسيني " به همراه خانواده اش يك فروند هواپيماي سي -۱۳۰ را در مسير تهران به تبريز ربوده و به " ون "  كه  شهر مرزي تركيه است . پناه مي برد . البته دلايلي كه اين سرهنگ خلبان به ساير همكاران اش در اون ايام  اعلام نمود اين بود كه ظاهرآ وي در سالي كه رژيم پهلوي بعد از تظاهرات سال ۱۳۴۲ حضرت امام خميني ( ره ) را به تركيه تبعيد نموده بود . وي افسر كمك خلبان آن هواپيما بوده است . كه بعد از پيروزي انقلاب با وجودي كه از شخص امام ( ره ) امان نامه دريافت كرده بود ، ولي بعضي از تندرو هاي انقلابي او را تهديد به مرگ نموده بودند .  شرح كامل اين ماجرا رو مي توانيد در (اينجا ) بخوانيد .
دومين هواپيما ربايي رو كه به خاطر مي آورم . باز هم مربوط به اوايل انقلاب است . خوب يادمه هنوز جنگ با عراق آغاز نشده بود كه يك فروند هواپيماي فرند شيپ ( اف – 27 ) كه متعلق به پايگاه خودمون يعني پايگاه يكم ترابري بود . توسط افسر خلباني كه متاسفانه نام وي را به خاطر ندارم و فقط يادمه كه موهاي طلايي داشت ، آن را به عراق برده و از اون جا درخواست پناهندگي به آمريكا رو نمود . اما جالب است بدونيد وقتي كه عراق به خاك كشور ما تجاوز كرد و متعاقب آن جنگنده هاي شكاري ما با صدها سورتي پرواز برون مرزي پاسخ دندان شكني به دشمن داد ، در همون اولين بمباران ها متآسفانه آن طور كه شنيدم در ميان هواپيماهاي عراقي ها كه منهدم شدند اين فرند شيپ زبون بسته ما هم بين آن ها پارك شده بود كه داغون شد !
هنوز چند سالي از جنگ نگذشته بود ، كه شنيديم يكي از خلبانان خائن پايگاه دوم شكاري در تبريز با يك فروند هواپيماي اف - ۵ از كشور گريخته و به تركيه پناهنده شده است . و به ما ماموريت دادند تا به تركيه رفته و اين هواپيما رو برگردانيم . در اين جا لازم مي دونم در مورد واژه " خيانت " يه توضيح كوتاهي بدهم . من هميشه حتي از دوران نو جواني از خائنان به ملت متنفر بودم . و بعد ها خصوصآ در ايام جنگ وقتي خبر اين نوع خيانت ها را مي شنيدم ، به شدت متآثر مي گشتم . مخصوصآ آن هايي كه با خود ، هواپيمايي رو هم كه ميليون ها دلار ارزش داشت مي بردند . درست است بعد ها اين طياره ها با روش هاي ديپلماسي به كشور باز گردانده مي شدند ، اما نبودشان در ايام جنگ براي دفاع از آب وخاك مقدس كشور ، به خوبي احساس مي شد . براي مطاله مطلب لطفآ اينجا کليک کنيد .
 در طول سالهای جنگ سازمان اطلاعات عراق تلاش زیادی نمود تا خلبانان ناراضی ایرانی را تشویق به پرواز به عراق و تقاضای پناهندگی از آنان کند.در تاریخ ۲ سپتامبر۱۹۸۶ رأس ساعت ۱۴ یک فروند تامکت ایرانی به خلبانی سروان احمد مرادی به همراه سروان نجفی (RIO) به سمت پایگاه البکر عراق پرواز نمودند. اف ـ ۱۴ که در ارتفاع بالا پرواز می کرد به سرعت توسط رادارهای عراقی شناسائی شده و متعاقب آن ۲ فروند MIG - 23 ML که سرگرد محمد ( فرمانده اسکادران ۶۳ ) فرمانده دسته آنان بود جهت مقابله به پرواز در آمدند . با توجه به این که رادارهای عراقی هیچ هواپیمای دیگری را بغیر از این تامکت شناسایی نکردند, فرماندهان عراقی به موضوع مشکوک شده و احتمال دادند که ایرانی ها تله ای گذاشته اند . سپس یک فروند MIG - 25 PDS از پایگاه تموز به پرواز در آمد . میگ ـ ۲۳ ها با کم کردن ارتفاع به تعقیب تامکت که هم چنان به سمت غرب می رفت ادامه دادند. در زمانی که به ۲۰ کیلومتری تامکت رسیدند دستور شلیک صادر شد . ادامه اش را در اينجا بخوانيد ...
در باره فرار تاریخی و خیانت بار " ابولحسن بنی صدر " رئیس جمهور مخلوع ایران به همراه سرکرده منافقین " مسعود رجوی " با همکاری سرهنگ " بهزاد معزی " خلبان مخصوص محمد رضا شاه پهلوی حرف و حدیث فراوانی بیان شده است . و احتمالآ تحلیل های گوناگونی هم ارایه شده است .. از جمله خود من در یکی از مطالب قدیمی ام (اینجا ) به چگونگی این فرار اشاراتی داشتم . اما بعد از سپری شدن سال ها از این اتفاق ، خیلی راحت می شود ابعاد این ماجرا رو بررسی کرد . به عقیده من اولین نکته ای که باید مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد ، اعتماد بی مورد به شخص " بهزاد معزی " است . ما در ارتش مخصوصآ نیروی هوایی و ستاد مشترک فرماندهان با تجربه و با دانش فراوانی داریم .. که هر یک به تنهایی از سیاست های خاموش سازمان های جاسوسی " سیا " و " موساد " و ترفند های نظامی آنان آگاه اند . و به خوبی می دانند چگونه روی افراد مورد نظر خود کار می کنند .. ! شخصی چون معزی که حساس ترین مسئولیت رو در دربار شاهنشاهی به عهده داشته است ، چگونه با یک نمایش عاطفی و اجرای سناریوی بازگرداندن هواپیمای " شاهین " به ایران .. آن گونه مورد اعتماد قرار می گیرد .. و مسئولیت های کلیدی به وی واگذار می شود ..!
q7yqu3jfsr29p8hrxszf.jpg
 جالب ترين هواپيما ربايي
يك مورد هواپيما ربايي  ديگر با هواپيماي سي -  130 در زمان جنگ صورت گرفت . كه چون از پايگاه هفتم ترابري ( شيراز ) بود . من زياد در جريان آن نبودم فقط شنيدم كه خدمه پروازي موفق گشته بودند شخص هواپيما ربا رو در آسمون دستگير كنند . اما زماني كه از جيب او نارنجكي كشف توسط يكي از بچه ها كشف مي شود ، آن را به مسافران نشان داده و پرسيده بود كه كي مي تونه اين نارنجك رو خنثي نمايد ؟ كه متاسفانه يكي از همدستان فرد رباينده مي گويد من مي توانم !! و با گرفتن نارنجك مجددآ هواپيما در اختيار آن ها قرار گرفته و از آن جايي كه هيچ يك از كشور ها اجازه فرود به اين هواپيما رو نداده بودند ، خلبان شجاع آن هواپيما را در اتوبان يكي از كشور هاي حاشيه خليج فارس به زمين مي نشاند . جالب اين كه بعضي از مسافران هواپيما هم اغفال شده و ديگه به ايران بر نمي گردند ! براي خواندن اين مطلب اينجا رو کليک فرماييد .
  
 نگاهي به مقوله هواپيما ربايي در ايران
  • در تاريخ بيست و ششم جولاي 1984 يك فروند هواپيماي 727 خطوط هوايي ايران اير توسط دو نفر هواپيما ربا  دزديده مي  شود  . ابتدا با خواسته آن ها مبني بر نشستن در عراق موافقت مي شود . ولي در نهايت محاصره و تسليم مي شوند . و اين ماجرا بعد از دو روز به پايان مي رسد . گفتني است مسير اين هواپيما قطر ، قاهره و بغداد ذكر شده است .
  • هفتم آگوست 1984 يك فروند هواپيماي ايرباس مدل آ – 300 متعلق به خطوط هوايي ايران كه از تهران عازم جده بود ، توسط دو نفر ربوده مي شود . هواپيما ربا ها خواستار آن بودند كه هواپيما به فرانسه برود . اما بعد از دو روز محاصره و تسليم شدند .
  • نوزده روز بعد از اين ماجرا در تاريخ بيست و ششم آگوست 1984 يك فروند هواپيماي اير باس ديگر توسط دو نفر ربوده شده . آن ها تقاضاي نشستن هواپيما در عراق را داشتند كه ابتدا با در خواست آن ها موافقت مي شود . اما با تلاش ماموران در كمتر از يك روز تسليم مي شوند !
  • يك فروند بوئينگ 727 خطوط هواپيمايي ايران كه به مقصد منامه در پرواز بود . توسط پنج هواپيما ربا ، ربوده مي شود . اين عده هم قصد داشتند هواپيما رو با تمام مسافران به كشور عراق ببرند كه كمتر از يك روز توسط ماموران گارد ويژه دستگير شدند . تاريخ اين هواپيما ربايي 9 سپتامبر سال 1984 بود .
  • درست سه روز بعد از اين حادثه ناموفق ، يعني در تاريخ دوازدهم سپتامبر 1384 چهار نفر در يكي از پرواز هاي خطوط هواپيمايي ايران اير سعي داشتند يك فروند هواپيماي اير باس را بربايند . اما تلاش آن ها نا كام مانده و توسط گارد هواپيما دستگير شدند .  
  • در تاريخ پنجم آگوست سال 1985 يك فروند هواپيماي 727 خطوط هواپيمايي ايران اير كه از تهران به مقصد بندرعباس در پرواز بود . دو نفر هوس نمودند كنترل اين هواپيما رو در اختيار بگيرند . كه با هوشياري برادران يگان حفاظت هواپيمايي در كار خود ناكام ماندند .  
  • در تاريخ دوم نوامبر سال 1985 هم يك فروند هواپيماي 707 متعلق به خطوط هوايي ايران اير كه از بندرعباس عازم تهران بود . در اواخر پرواز با تهديدات يك نفر كه سعي داشت كنترل هواپيما رو در اختيار بگيرد مواجه شد كه فوري توسط عوامل گارد ويژه دستگير شد .  
  • در تاريخ بيست و سوم دسامبر سال 1985 هم عده اي سعي كردند يك فروند هواپيماي خطوط هوايي ايران اير را به كنترل خويش در آورند كه موفق نگرديده و در كمتر از يك روز دستگير شده و به مقامات قضايي كشور تحويل داده شدند . نوع هواپيما در منبع ذكر نشده است .  
  • در تاريخ پنجم مي 1987 هم يك فروند هواپيما متعلق به خطوط هوايي ايران اير كه از فرودگاه شيراز به مقصد تهران در پرواز بود ، در حين پرواز توسط عده اي كه سعي در كنترل هواپيما داشتند ، مورد تهديد قرار گرفت . كه اين بار هم  با هوشياري برادران گارد حفاظت دستگير و تحويل مقامات قضايي داده شد .
  • در تاريخ پنجم ژوئن سال 1988 هم يك فروند هواپيماي ايران – اير ( هما ) كه از تهران عازم مشهد بود مورد  حمله عده اي قرار مي گيرد . كه آن هم خنثي مي شود . در اين منبع به نوع هواپيما و عده هواپيما رباها هيچ اشاره اي نشده است .
  • در منبع آمار همچنين اشاره  ديگري به هواپيما ربايي در تاريخ هشتم جولاي سال 1988 شده است كه طي آن يك فروند هواپيماي ايرباس متعلق به خطوط هوايي ايران اير مورد تهاجم هواپيما رباياني قرار مي گيرد كه آن هم خنثي مي شود . ولي به مسير پرواز و تعداد مهاجمين هيچ اشاره اي نشده است .
  • در دوم اكتبر 1988 هم يك فروند هواپيماي بوئينگ 747 خطوط هواييمايي ايران اير – ( هما ) كه در مسير تهران – وين و فرانكفورت پرواز مي نمود ، مورد تهاجم هواپيما رباياني قرار مي گيرند و در لندن فرود مي آيند . اما مقامات  هواپيمايي ايران و بريتانيا  هردو بدي هوا را علت نشستن هواپيما در لندن اعلام نمودند و هيچ اشاره اي به هواپيما ربايي نكردند .
  • در تاريخ بيست و ششم ژوئن سال 1990 چهار هواپيما ربا تلاش نمودند يك فروند هواپيماي بوئينگ 727 خطوط هواپيمايي ايران را در كنترل خويش در اورند .  آن ها قصد داشتند كه هواپيما را به عراق يا كشور اسرائيل ببرند . اما آن ها هم در اجراي طرح خود شكست خوردند و كمتر از يك روز به اين غائله هم پايان داده شد .
  • در تاريخ بيست و نهم نوامبر سال 1993  هفت نفر هواپيما ربا سعي داشتند هواپيماي نظامي اف -  27 را به كويت ببرند . اما موفق نشدند . منبع مذكور مكان اين رويداد را بصره اعلام كرده است .
  • در منبع مورد اشاره من در تاريخ بيست و ششم مارچ سال 1996 اشاره به يك فروند توپولف 154 – ام  شده است كه متعلق به شركت ايران – اير تور بوده است  . و هيچ شرحي مبني بر سانحه يا هواپيما ربايي نداده است . احتملآ هواپيماربايي بوده است كه طبق معمول ناكام مانده بودند !
  • ششم اكتبر سال 1997 هم يك فروند هواپيما متعلق به شركت هواپيمايي ايران – اير ( هما ) در بندرعباس  مورد تهاجم يك هواپيما ربا كه سعي داشت هواپيما را به عراق ببرد . در ظرف كمتر از چند ساعت با تلاش ماموران گارد ويژه داخل هواپيما دستگير گرديد و طرح هواپيما ربا عقيم ماند .
  • اين بار در تاريخ بيست وششم اكتبر سال 1999 يك فروند هواپيماي خطوط مسافرتي ايران – اير كه ار تهران عازم فرودگاه اروميه بود  ، مورد حمله يك نفر قرار مي گيرد كه سعي داشت هواپيما را به فرانسه ببرد كه او هم موفق نشد .
  • يك هواپيما ربا هم در تاريخ بيست و چهارم سپتامبر سال 2000 قصد داشت يك فروند هواپيماي فوكر – 100 متعلق به خطوط هوايي ايران اير را كه از شيراز به مقصد تهران پرواز مي كرد را به كنترل خويش در اورده و به كشور فرانسه ببرد كه موفق نشد .
  • در تاريخ سيزدهم نوامبر سال 2000 يك فروند هواپيماي مدل ياك -40 متعلق به شركت ايرتور – قشم در بندرعباس مورد تهاجم دوازده رباينده قرار گرفت . آن ها خواهان آن بودند كه به آمريكا پرواز نمايند .اما نقشه آن ها هم در كمتر از يك روز عقيم ماند .

  
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
نشر اوليه : هفتم آذر ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .
بازنشر : ساعت ۱۴ سي ام آذر ماه ۱۳۹۱
 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
پست هاي در دست نگارش :
https://th3yfq.blu.livefilestore.com/y1pGb9zYejTltFXyf2rRmcGwxdLhYN0Ba7rhMiH10y4u73pbevG0ycvUJIBj7IjKJqyXeMN7U_GDKY/7---1.jpg?psid=1https://th3yfq.blu.livefilestore.com/y1pNdM_bJUIE40aCWzkAQttZ20LaLxZhwOGBdZMDXxsZyWIdQOsVeW3120BhFtJQ2AHHMr6b5kOTOc/7---2.jpg?psid=1https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pemOK8rcuIgXdMAeQWs9Y2z7_afBzBdddbvJOfUM46rJMmRKYP4G-9VtXtvzQN6QGIgDnOtPCqx4/Karimi---6.jpg?psid=1https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pDQL33Zq89TGzFfhle7sLeULIC76HNhR_6gy9VfUiAegb-I8oQ4b_BwpMq-ifdmVjGlqYM8WgFPY/Karimi---7.jpg?psid=1https://public.blu.livefilestore.com/y1pnIHcAAVHu82iEv8k4LXtqM8kO5ymSNsUCehgdZflqWOsnIDZGvYdWzv_PZX9qn4yOmQCZRaxTjQP6E3QJ7tLBQ/Artesh---1.jpg?psid=1
https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا 

جایگاه نقد کجاست ؟

https://sr3fxa.blu.livefilestore.com/y1ppI8QJZiSQT8oyk_fV3WAUbr3SD84-vtIZ6M99uAiW1-1z8MtaLZ5ozMIq1MwPwfVgn-9Ro7jZWg/Naghd-Varzeshi.jpg?psid=1
کلید واژه ها : پوریا تابان + ورزش از نگاه دو + تماشا + نقد ورزشی + گله مجری
بهانه ای برای آغاز
زیاد اهل ورزش نیستم . اما برنامه هاي ورزشي به ويژه " نود " رو مرتب نگاه مي کنم . مدتي است مخاطب { ورزش از نگاه دو } با اجراي مجري کارشناس جوان و مسلط اين برنامه " پوريا تابان " هستم . صادقانه عرض مي کنم دو دليل سبب علاقه ام به اين برنامه ورزشي شد . اول اجراي خوب مجري جوان آن که بي اغراق تسلط و اگاهي کاملي از همه رشته هاي ورزشي دارد . و به راحتي مخاطبان غير فوتبالي رو جذب برنامه اش مي کند . و من کم تر مجري کارشناس ورزشي رو ديده ام که در همه رشته ها صاحب نظر و آگاه باشد . دليل بعدي ام که شايد اصلي باشد ، تابان از ياران صميمي دوست نازنين ام زنده ياد " رضا صفدري " است . و اين امر ارادت ام نسبت به اين جوان و برنامه هايش رو افزايش داده است . امروز در صفحه شخصي فيس بوک اش ديدم در پاسخ به نقد غير منصفانه " تماشا " چند خطي از سر گلايه منتشر کرده است . راستش رو بخواهيد من فقط تيتر آن نقد رو ديدم . که از ادبيات مناسبي بهره نبرده بود . باور کنيد از اين که به بهانه نقد به تخريب يک ديگر بپردازيم و با واژه هاي سخيف حرمت نقد و نقادي رو زير پا قرار دهيم قلبآ متآثر شدم .
هر مجري و هنرمندي ممکنه اشکالاتي در ارايه برنامه هايش داشته باشد . اين يک امر بديهي و طبيعي است . اما روش انتقاد زماني تآثير مثبت دارد که از روي آگاهي و دلسوزي باشد . اگر بر نحوه دعوت ميهمانان و حتي طرح سوال ها ابهامي وجود دارد ، از راه هاي مناسب تري مي شود گوشزد کرد . ضمن اين که نبايد فراموش کرد سياست گذاري برنامه هاي تلويزيوني به ويژه ورزشي در اختيار تهيه کننده است . به عبارتي مسئوليت انتخاب و دعوت ميهمانان و ساختار اصلي برنامه بر عهده اوست . و مجري فقط مسئوليت اداره برنامه و حفظ جذابيت هاي سمعي و بصري است . من خود رو در مقام قضاوت و اظهار نظر در مورد اين رخداد نمي دونم . از اين رو با انتشار پاسخ پوريا تابان به نويسنده محترم تماشا رو به قضاوت شما ياران واگذار مي کنم :
 https://th3yfq.blu.livefilestore.com/y1p3Ex07iu7zpVg7lqa8OjA59-vihar8S0mbQrqKBzVXenRrwfMseAyo81T6uxclEgIYwFsvZUXkrY/7---4-jpg.jpg?psid=1
روزنامه تماشا امروز من رو شاه پاچه خواران معرفی کرد!!!
مگه می شه ناراحت نشد وقتی چنین مطلبی در مورد آدم نوشته میشه؟
من بلد نیستم پز روشنفکری نشون بدم، الکی لبخند بزنم و بگم اصلا مهم نیست
اهل توهم نیستم
دروغ تو ذاتم نیست
این مطلب سراسر توهین به شخصیت من بود، نه یه نقد منصفانه
آقای نویسنده ی محترم ممنونم بابت مطلبتون
محبت فرمودید
راستی چند تا ناسزای ناموسی هم می دادید قشنگتر می شد بخدا

من تحملش رو دارم
اهل شکایت و وکیل هم نیستم

حرمت حالیمه
چند باری که چشم تو چشم شدیم
حالا سلام و علیک به کنار
آخه می دونید که منم بیش از یک دهه روزنامه نگار بودم
قبلا گفته بودن که این ستون متعلق به جناب آقای "سیامک رحمانی" است، نمی دونم واقعا هست یا نه
اما دوست نویسنده واقعا ما اجازه داریم نقد کنیم یا توهین کنیم و تهمت بزنیم؟
ما حق داریم تخریب شخصیت کنیم؟
دوست محترم شما خدا هستی که رای صادر می کنی من نون بازو نمی خورم و نونهای دیگر می خورم!!!!!!
این ادبیات و این نوشته تخریب شخصیته یا نقد؟
شما من رو شاه پاچه خواران معرفی کردید
ممنونم
کاش به جای این همه تهمت و افترا و تخریب شخصیت نقد می فرمودید.

راستی داستان چیه واقعا؟
من جای کسی رو تنگ کردم؟
حق کسی رو خوردم؟
با رانت و پارتی اینجایی که هستم نشستم؟
راستی دوست محترم نویسنده، من مجری هستم و در دعوت مهمانان برنامه نقشی ندارم، البته گاهی پیشنهاد می دهم، اینجا هم که تهمت زدید؟
در دعوت آقای شفیع من نقشی نداشتم
جوابتان را واگذار نمی کنم به جایی، به دادگایی
جوابتان به خاطر این همه احترام در نوشتتون با خداوند بزرگ
سلیقه شما بود دیگه این مطلب
نوشتید چون قلم دارید
راستی به این قلمی که در دستتان است در قرآن قسم خورده شده
ناراحتم
خوشحال باشید

اما فقط از توهین و تخریب شخصیتتان ناراحتم
از اینکه گفتید من نانهای ........ می خورم
شما رای دادید که من شاه پاچه خوارانم
ممنون آقای نویسنده محترم
ممنون
دیدار در دادگاه عدل الهی

پوریا تابان
بیست و هفت آذر ماه هزار و سیصد و نود و یک

  

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی .
اين مطلب ساعت ۲۰:۱۵ دقيقه بتاريخ بيست و هفتم آذر ماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران  
سخني با دوستان
از اين که همچنان قادر به پاسخگويي نظرات و اي ميل هاي شما ياران بزرگوار نيستم ، پوزش مي خواهم . اميدوارم هر چه زودتر در خدمت شما ياران همدل باشم .
https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا  

گله از سایت تابناک

https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1pR8GxNIho-MarGw9uhOImYBRtBQroEMO4L2tyDx0qnN3oa7ddZDHUBJZR57678TPWrUI30TirChA/Tabnak---1.jpg?psid=1
کليد واژه ها : پهباد عمود پرواز + خبرگزاري مهر + سايت تبيان + سايت تابناک + حاج محسن رضايي + نقش تبليغات در جنگ + ضرورت تقويت روحيه مردم
بهانه اي براي آغاز ..  
پوزش مرا به دليل تاخير نسبتآ طولاني پذيرا باشيد . بنا ندارم از مشکلاتم سخني بگويم . چون نه تنها باعث ناراحتي شما دوستان و ياران بزرگوار مي شود ، بلکه سبب خرسندي مغرضان خواهد شد . لذا صادقانه اعلام مي کنم .. با روحيه اي عالي مملو از عشق به وطن و مردمان شريف آن تا زماني که نفس در سينه دارم با صلابت خواهم نوشت . و هرگز در برابر بيماري و مشکلات زندگي سر خم نخواهم کرد . ضمن اين که قول مي دهم کم کاري گذشته رو با مطالب متنوع جبران نمايم .
اين نخستين گله بنده از سايت وزين " تابناک " نيست و نخواهد بود . مدت ها قبل هم بهانه اي رخ داد تا انتقاد دوستانه اي از اين رسانه پويا بکنم { کدام خطر کدام سانحه !؟ } نقد و انتقاد سازنده از ضروريات يک جامعه است . دوستان و ياران بر اين نکته واقف اند که بنده فاقد هر گونه گرايشات سياسي هستم . از طرفي ارادت ويژه اي خدمت  " دکتر محسن رضايي " دارم . بخش عمده اي از خاطرات ام مربوط به دوران جنگ است که حاح محسن در آن زمان فرماندهي سپاه رو به عهده داشتند . و همه با يک هدف و  در يک صف از مام وطن دفاع مي کرديم . ماه ها قبل از انتخابات رياست جمهوري سال ۸۸ هم براي همکاري فرهنگي به مجموعه ايشان معرفي شده و فرصتي پيش اومد چند جلسه ديدار و گفت و گو داشته باشم . اما به خاطر کانديداتوري حاج محسن و پرهيز حقير از فعاليت هاي سياسي با ميل خودم اون جا رو ترک کردم . به هر حال در مقام يک روزنامه نگار مستقل { البته بازنشسته ! } اغلب رسانه ها  از جمله سايت " تابناک " رو مرتب مطالعه مي کنم . تا اين که حدود يک ماه پيش خبري در تابناک منتشر شد که خيلي تعجب کردم ! راستش رو بخواهيد خيلي با خودم کلنجار رفتم که پاسخي ندهم ! اما از شما چه پنهون طاقت نياورده و همان طور که مي بينيد نظرم رو به عنوان يک ايراني بيان مي کنم .    
اصل خبر از چه قرار بود ؟
خبرگزاري مهر در تاريخ هفدهم آذر ماه مطلبي در باره " تست موفقيت آميز پرواز کواکر ۱ " منتشر کرد . بعد از انتشار اين خبر سايت ها و خبرگزاري هاي معتبر ديگري اين اتفاق رو پوشش دادند . از جمله سايت  { تبيان } و ساير رسانه ها با درج تصاوير بزرگ از اين دستاورد علمي - نظامي اطلاع رساني کردند . به اصل خبر توجه فرماييد :
تصویر پهپاد عمود پرواز ایرانی/ تست موفقیت آمیز پرواز "کوکر1"
نخستین پهپاد عمود پرواز دنیا که با نام تجاری "کوکر1" توسط محققان کشورمان ساخته شده، تست آزمایشی پروازی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت و قرار است فاز نخست آن در آذرماه در کیش رونمایی شود. به گزارش خبرنگار مهر، کوکر 1 (Koker 1) اولین پهپاد عمود پرواز دنیا محسوب می شود که برای عملیات امداد و نجات، شناسایی و کنترل تصویری حریم دریایی و زمینی توسط متخصصان و نخبگان کشور طراحی و پیاده سازی شده است. دانش فنی و سازه این هواپیمای بدون سرنشین عمود پرواز کاملا بومی بوده و فناوری آن جزء پهپادهای فوق پیشرفته دنیا با سازه بسیار سبک به شمار می رود. کوکر 1 مجهز به چهار موتور کم صدا، رادار چند منظوره، سیستم ثابت سازی اپتیکی دوربرد و سیستم ارتباط ماهواره ای برای تبادل اطلاعات مجهز شده است که قابلیت رادار گریزی و عملیات تصویر برداری و پرواز مداوم 3 ساعته تا شعاع عملیاتی 170 کیلومتری و تا ارتفاع 12 هزار پا را در شرایط آب و هوایی مختلف و در روز و شب را دارد؛ در همین حال حرکت در نزدیکترین سطح زمین و حتی بر روی آب از توانمندی های ویژه پهپاد عمود پرواز کوکر1 است.
https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1pOdffz8-eTwO3orhKyXlywq8uTOIf8gqHKMUv7kSOOVAAhvO49f1S1Cm0QadtgKGGkOzkZ92hQ_A/Tabnak---2-jpg.jpg?psid=1
تصویر نمونه آزمایشی پهپاد کوکر1 که روز عید غدیر به پرواز درآمد
تست پروازی این پرنده هدایت پذیر از دور فوق پیشرفته در روز عید غدیر خم در حضور مسئولان ارشد صنایع هوا فضا و سازمان پدافند غیرعامل با موفقیت انجام شد و قرار است نمونه نهایی آن در آذرماه طی مراسمی رونمایی شود.بهره مندی از انرژی خورشیدی جهت تداوم پرواز، سیستم ناوبری هوشمند، قابلیت بازیابی با چتر نجات، ارتباط ماهواره ای (جی پی اس)، خلبان و نشست و برخاست خودکار با امکان تصویربرداری برلحظه توسط فناوری اسکات، از دیگر امتیازات کوکر1 است. کوکر1 هم اکنون در مراحل آزمایشات ساخت پروازی اولیه است و قرار است 21 تا 24 آذرماه در نمایشگاه هوایی کیش رونمایی و در دهه فجر انقلاب اسلامی بصورت محصول تجاری شده به سازمانهای مربوطه ارائه شود.
https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1pyt6lM573BazwATED5D1lUPbLQ7EhsDXQzYr7oHw9g5e5jFqqAiTNBKrIBU5v3LK3Tz9gx0hGWGs/Tabnak---3--j.jpg?psid=1
تصویر سه بعدی نهایی پهپاد کوکر1
به گزارش مهر، نام کوکر از نام پرنده زیبای ایرانی اخذ شده و دپارتمان هوافضای تیم تحقیقاتی گروه توسعه ارتباطات سامان یکی از شرکتهای مستقر در پارک علم و فناوری مازندران موفق به ساخت این پهپاد عمود پرواز دنیا شده است.
این تیم تحقیقاتی پیش از این موفق به ساخت نمونه پروازی پهپاد "لیکو" با قابلیت رادار گریزی شده بود
و اما فردای آن روز ...
سايت تابناک ... ! { تابناک }
فرداي آن روز سايت معظم " تابناک " پرده از راز غير واقعي بودن دستاورد علمي برداشته و با تيتري درشتي خبر از جعلي بودن پهباد عمود پرواز ايراني ها برداشت ! که در ذيل مي خوانيد :
با فتو شاپ هم مي توان پهباد ساخت !
پس از سیل مخترعانی که مسأله کاهش مصرف سوخت را سامان دادند و بعد‌ها در هر جایی دل هر ذره را شکافتند، این بار آنها با استفاده از فتوشاپ، نخستین پهپاد عمود پرواز جهان را به آسمان بردند.
به تناسب توجه مردم ایران به یک موضوع خاص، بناگاه آن موضوع به موضوعی برای اختراع تبدیل می‌شود. وقتی تب کاهش مصرف سوخت وارد زندگی همه مردم شد، در هر شهر ایران، یک نفر کپسول گازی را به موتورسیکلت بست و فکر کرد اختراعی بزرگ انجام داده است. کمی بعد مخترعین و مکتشفین سراغ انرژی هسته‌ای رفتند و اختراعات تا کجا که پیش نرفت.
تقریبا یک سال پیش، آمریکایی‌های مستقر در افغانستان، متوجه نبودند که همسایه غربی افغانستان چندان شبیه همسایه جنوبی آن نیست و نباید حریم هوایی آن را شکست. این شد که پهپادشان در ایران اسیر شد و مخترعین ایرانی با کلمه‌ای جدید آشنا شدند؛ پهپاد و البته بسیاری بناگاه پهپادساز شدند و اختراع انواع پهپاد‌ها در همه جا گسترده شد و هر کسی برای خود محصولی بیرون داد.
در حالی که مهندسین و دانشمندان گمنام و دلسوز سال‌ها برای چنین کارهایی زحمت کشیده‌ و عرق ریخته‌ و شب‌ها بیداری کشیده‌اند، تولید و ساخت پهپاد به سرعت پیش رفت و محصولات فراوانی به بازار فروش(!) افتخار پهپادسازی ارائه شد. کار به سرعت پیش رفت و تقریبا سه هفته پیش به تولید نخستین (!) پهپاد عمودپرواز جهان رسید. پخش چنین خبری هم لابد باید رگ غیرت وطنی همگان را متورم سازد و اگر کسی انکار کند، شاید مخالف پیشرفت کشور هم نشان داده شود
اما در این میان، اسرائیلی‌ها که به قاعده ترس جن از بسم‌الله، از ایرانی‌ها می‌ترسند، لابد پیگیر خبر شده‌اند و با کمی تحقیق و از یک وبلاگ دریافته‌اند، این یکی ادعا را نباید جدی بگیرند، زیرا آن چه نخستین پهپاد عمود پرواز جهان نامیده شده، در واقع تصویر فتوشاپ پروژه‌ای دانشجویی در دانشگاهی ژاپنی است.
https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1peWDo68S1PafXgTU34-WcBpnrO5WnySausgSbMqZcteDswh4RROHNHaSMQcg2si68dcC14p-uy7E/Tabnak---4--j.jpg?psid=1
تصور بالا نمونه‌ای از انتشار خبر ساخت نخستین پهپاد عمودپرواز در ایران، در رسانه‌های خارجی، نماد ادعاهای بی‌پایه شده است.
https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1peWDo68S1Pacy2CP2RYh82X1KL0jAh1NulOE6JUelGwdXSFymODC7s-hfZaGasCBXpGx3msZ2eus/Tabnak--5j.jpg?psid=1
تصویر اصلی در وب‌سایت دانشگاه ژاپنی از کار چند دانشجوی ژاپنی
در واقع پرنده‌هایی از این دست سالیان درازی است که در اندازه‌ها و با اهداف گوناگون در جهان ساخته می‌شود و حتی می‌توانید نمونه‌هایی از آن را برای فرزندانتان از فروشگاه اینترنتی ebay خریداری کنید.
کمی که بیشتر تحقیق کنید، درخواهید یافت که پیش از این، مخترعین وطنی نخستین پهپاد عمودپرواز جهان، اختراعات فراوانی کرده‌اند؛ از تولید پهپادهای قدرتمند دیگر گرفته تا نخستین تبلت بومی کشور که صحیفه سجادیه، مفاتیح، نهج‌البلاغه، دیوان اشعار شاعران نامی ایران و… از قابلیت‌های مهم آن است و در بازار قابلیت رقابت با گالکسی را دارد و تا فن‌آوری‌های بسیار پیشرفته امنیت سایبری.
تابناک همراه با دیگر رسانه‌ها اگر در انتشار چنین اخباری شریک شده، خالصانه عذر می‌خواهد، ولی جدای از رسانه‌ها که پای دانش و فن‌آوری در آن‌ها می‌لنگد، مقامات و نهادهای دولتی که مثلا در نمایشگاه ایپاس، چنین دروغ‌هایی به خورد آن‌ها داده می‌شود، نباید فکری به حال خود بکنند؟ یا دانشگاه‌ها و مراجع علمی کشور نباید فکری به حال حرمت و احترام محققین واقعی کنند؟ اگر درمان و دارو بدون تأیید مراکز علمی کشور ناممکن و غیر قانونی است، چه کسی باید به ادعاهای اختراعی رسیدگی کند؟ چرا رسانه‌ها و مقامات ایرانی، نباید مشاور دانش و فن‌آوری داشته باشند؟
جای خوشحالی شاید این باشد که تفاوت میان پیشرفت‌های واقعی، نتیجه کار امثال شهید تهرانی مقدم ـ که تا روز شهادتش گمنام بود ـ و این اختراعات یک‌شبه را قشر دانشگاهی کشور به خوبی می‌فهمد.
اشتباهي که با اشتباه ديگري تکميل شد !  
در همين ابتداي امر تآکيد مي کنم .. در کليت با نظر تحليل گر سايت تابناک موافقم . "‌به عبارتي بنده هم به عنوان يک هموطن ايراني هرگز دوست ندارم به خاطر اشتباه يا بهتره بگيم تقلب عده اي و عدم نظارت مسئولان امر در انتشار اخبار ، اين گونه در عرصه هاي بين المللي مضحکه عام و خاص شويم . "  آن هم خبري به اين مهمي که قطعآ جاي بررسي و تحقيق دارد . آدم بد بيني نيستم . اما از کجا معلوم اين گونه شيطنت ها براي زير سوال بردن دستاورد هاي ارزشمند دفاعي کشور نباشد !؟ چه کسي مسوول و پاسخگو است ؟
گله از مسوولان سايت تابناک و حاج محسن عزيز
 اما با اين اوصاف دليل نمي شود اشتباه و خطاي عده اي رو با اشتباه جواب بدهيم ..!! بنده کوچک تر از ان هستم که در باره استراتژي هاي کلان دفاعي خصوصآ در بخش تبليغات اظهار نظر کنم . اما در مقام يک کهنه سرباز همين قدر مي دانم در شرايط فعلي که دشمنان قسم خورده ما با انواع ترفند ها و تبليغات کاذب قصد شکستن اراده و روحيه مردم دلاور ايران زمين و نيروهاي مسلح قهرمان رو دارند ، اصلآ به صلاح نيست اين چنين خبط هاي خودمون رو در بوق و کرنا کرده و افشاگري نماييم ! اون هم رسانه اي پر اهميتي چون " تابناک " که همه نوشته هاي آن مدام زير ذره بين سايت هاي مغرض و شبکه هاي به اصطلاح اپوزيسيون قرار دارد ! باز هم تکرار مي کنم .. برخورد با متخلفان امري قانوني است . و بايد حتمآ  پي گيري شود . اما حضرت عباسي اين راه اش نبود  ..
جناب دکتر رضايي عزيز  
شما بهتر از همه مي دانيد که در شرايط فعلي مردمان ما خصوصآ جوون ها چقدر نياز به روحيه دارند . و با چه عشق و علاقه اي اخبار دستاورد هاي نظامي رو  رصد و پي گيري مي کنند . مدام در حال کاوش  توان نظامي نيروهاي مسلح کشورشون هستند . چرا راه دوري برويم ؟ در همين سايت الکن حقير هر روز عده اي در باب تجهيزات و توان دفاعي ناوگان هوايي کشور حتي سلاح هاي ديگر سوال مي کنند . اين ها نشانه چيست ؟ قطعآ جز عشق به وطن و آرامش خيال هدف ديگري رو نمي توان متصور شد . ما وظيفه داريم در حفظ روحيه مردم بکوشيم . 
دکتر جان حتمآ شنيديد که آمريکايي ها با وجود سرنگونگي يک فروند پهبادشون توسط دلاور مردان پدافند ارتش ايران ، در روز روشن خيلي راحت منکر خبر فوق شدند !!؟؟ بله در دنياي امروز تبليغات حرف اول رو در جنگ مي زند . و حضرتعالي در دوران دفاع مقدس در عالي ترين مقام فرماندهي سپاه از نقش ترفندهاي دشمن فريب و روحيه دادن به پرسنل و مردم به کرات استفاده کرده ايد . و به تآثيرات آن واقف  بوده و هستيد . و مي پذيريد اون هايي که مطلب عمود پرواز ايراني رو بر روي لينک خبرگزاري مهر نديدند ، با انتشار آن در سايت پر مخاطب شما طيف وسيعي از مردم ايران مطلع شدند . آيا بهتر نبود از کانال خصوصي به مسوولان ذيربط و نهاد هاي مربوطه اطلاع مي داديد ؟ آيا فکر نمي کنيد خواسته يا ناخواسته ساير دستاورد هاي علمي - نظامي ما که اين روز ها مرتب اخبار آن را از رسانه ها مي شنويم ممکنه به زير سوال بره .. ؟؟
با آرزوي سربلندي و پيروزي ايران عزيز
  

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی .
اين مطلب ساعت ۲۱  بتاريخ هيجدهم آذر ماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران  
 سخني با دوستان
از اين که در ماه قبل موفق به پاسخ کامنت ها و اي ميل هاي شما ياران نازنين نشدم ، واقعآ شرمنده و متآسفم . اميدوارم قصور بنده رو به بزرگواري خودتون ببخشيد .  از همه ياران همدل و صميمي پوزش مي خواهم . صحبت از بيماري شد وظيفه خودم مي دونم از جناب دکتر حسن آهنگري و سرکار خانم اعظم يونسي و کليه پرسنل محترم بيمارستان آيت الله موسوي زنجان به خاطر رسيدگي و تشخيص بيماري ام تشکر و قدرداني کنم . زحمات و تجربه اين بزرگواران و دستورات دارويي ان ها باعث شد تا به موقع بر بيماري مهلک ام فايق اومده و در حال حاضر سرگرم مداوا هستم . همان طور که عرض کردم حالم خوب و عالي است . و من مديون تلاش اين بزرگواران هستم
https://sr09oq.blu.livefilestore.com/y1pya5Kr-21hMrn4f0ECQ5iUEBhkCiCsrYv7mnCpQRRyt1A58esb_S96pprOzM7PWLywRVxAUFk9z0/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%8A.jpg?psid=1 
https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا  

چگونه سارينا کوچولو پيدا شد ؟

https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pGydg-jEwb9rQlhieDVjgy8Sdn9L5fcD2Q244kRKt2zR40PxfUNsNUzO66Mj2YbVVaCI1PjuBE3s/sarina-copy.jpg?psid=1
کلید واژه ها : سارينا رفعت جو + ربايش + دستگيري دزد + نيروي انتظامي + روزنامه ايران
به بهانه مقدمه ..
https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pyLK4TEg_4UPhsWX0kR9gSA9gzuRMSYpS2oksF_2sgrGAS_X9SMuH9pg294xs-cKPo1VHxM6RPDE/%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%a7.jpg?psid=1
همه شاهد هستيد پست قبلي رو با چه اضطراب و ناراحتي نوشتم . و ديديم هموطنان شريف ايراني   در فراخوان اطلاع رساني براي جستجوي " سارينا " ي نازنين چقدر ابراز همدردي و دعا کردند . که من از يکايک اين بزرگواران تشکر و قدرداني مي کنم . امروز خانواده محترم رفعت جو به من پيغام دادند شرح کامل ماجراي ربايش و چگونگي پيدا شدنش توسط پليس مقتدر کشور را در شماره امروز روزنامه ايران بخوانم . باور کنيد من خيلي خوشحال شدم . و بنا به وظيفه نحوه پيدا شدن اين دختر بچه نازنين رو عينآ از " روزنامه ايران " براي مخاطبان تارنماي خويش نقل مي کنم ..
نمي دونم آيا براي شما هم پيش اومده که با جديت کاري رو اغاز کنيد اما موقع استفاده به دلايلي مجبور شويد آن را کنار گذاشته و يه بار ديگه البته به نوعي ديگر آغازش کنيد !؟ در دنياي روزنامه نگاري اين امر پديده اي عادي تلقي مي شود ! راستش رو بخواهيد مدتي قبل قصد داشتم به بهانه کنار رفتن علي  کريمي نقدي بر عملکرد مديران فوتبالي بنويسم . خب طبق عادت هميشگي ابتدا طرح هايش رو کشيدم اما وقتي در خبر ها شنيدم که اهالي فوتبال آشتي کرده اند ، دلم نخواست با اظهار نظر هاي غير کارشناسايي ام موجب حاشيه شوم . و قيد مطلب رو موقتآ زدم . اما همان روز در يک نشريه معتبر ورزشي سخنان " نادر فرياد شيران " را در باره کثيفي دنياي فوتبال خواندم ! اصلآ باورم نمي شد تا اين جد مسئله داشته باشيم . طولي نکشيد که سايت هاي ورزشي خارج از کشور روي ان مانور دادند .. و بار ديگر دست به کار شدم که مسئله گم شدن سارينا پيش اومد .. ! اگه مشکلي پيش نيايد ، اين پست رو بالاخره آپ خواهم کرد .. !  
سارينا کوچولو پيدا شد
https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pv4NsGq5Byr2ChLQJoKETqyXsuUSaXtv4cR-9xPkDODx7ZDLQRtw2z2n0w2yZ3_dJ5DnwRqKGZhw/iran.jpg?psid=1
مادرخواندگي زن تنها با ربودن سارينا كوچولو
گروه شوك - معصومه مرادپور: زن وقتي دختربچه شيرين‌زبان را در پاساژ تنها ديد به ياد خانه ساكت و آرامش افتاد. هميشه حسرت داشت كودكي را به آغوش بگيرد و حس مادري داشته باشد، به كمين نشست و آرام به دخترك نزديك شد تا مادرخوانده وي شود. در چشم برهم زدني دخترك در ميان دستان زن جوان اسير شد. هيچ كس نمي‌دانست سارينا كوچولو چه سرنوشتي دارد. پدر و مادر دختربچه سردرگم بودند. پليس تصور داشت آدم‌ربايي‌اي صورت گرفته و بايد منتظر تماس گروگانگيران باشد. هيچ تماسي در كار نبود تا اين كه پدر و مادر نگران سارينا كوچولو براي پيدا كردن دخترشان به ابتكار عجيبي دست زدند و عكس‌هاي سارينا را در سطح گسترده‌اي پخش كردند. فقط 48 ساعت طول كشيد تا دختربچه به آغوش پدر و مادر گريانش برگردد.

بازي كودكانه
https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pimxjtto0G9KkeSs2OKdHnonhdF1xFLcUUY82tubstMG_wyPkujzLCxAfzhbPsTJ-HmDgna0d0Wk/image63487.jpg?psid=1

صبح پنجشنبه 11 آبان‌ماه سال‌جاري سارينا كوچولوي 3 ساله كه برابر مغازه مادرش داخل پاساژي بازي مي‌كرد ناگهان ناپديد شد. سميرا مادر سارينا كوچولو بلافاصله پدر و دايي دخترك را باخبر كرد تا همه به جست‌وجوي سارينا بپردازند اما فايده‌اي نداشت. تا اين كه ماجراي اين دختربچه به كلانتري 16 فاز 3 شهريار مخابره شد. عقربه‌هاي ساعت با هر تيك‌تاكي كه مي‌خورد پدر و مادر سارينا كوچولو را بيشتر دلواپس مي‌كرد، آنها نگران دخترك بودند و با چاپ عكس سارينا كوچولو و دادن وعده مژدگاني خواستند گره كور سرنوشت دختربچه را باز كنند. تيم ويژه‌اي در دايره اطلاعات كلانتري 16 تشكيل شده بود و جست‌وجو ادامه داشت اما هنوز هيچ سرنخي از دخترك وجود نداشت!! لحظات دلهره‌آوري بود تا اينكه مرد ناشناسي تماس گرفت و رد پاي جديدي را از سارينا كوچولو داد.
 پدر سارينا در گفت‌وگو با شوك جزئيات سرنوشت دختر كوچولويش را فاش كرد. عليرضا رأفت‌جو پدر ساريناي 3 ساله است كه به‌عنوان مربي در آموزشگاه رانندگي كار مي‌كند. وي گفت: با تكثير عكس دخترم سارينا درنقاط محله به دنبال سارينا بوديم كه يك راننده تاكسي با ما تماس گرفت. ساعت حدوداً 12 شب جمعه بود، اين راننده تاكسي گفت كه ساعت 10 صبح پنجشنبه يك زن 35 ساله با ادعاي اينكه عكسي براي چاپ كردن دارم و بايد به عكاسي بروم و سپس خواهرزاده‌اش را كه مادرش نزد دكتر رفته و بايد وي را نيز با خودش بياورد از من خواست به صورت دربستي در اختيارش باشم. بعد از مدت كمي وي را ديدم كه به همراه دختربچه‌اش سوار خودروي من شدند و من با آدرسي كه آن زن ناشناس داد آنها را به مقصد رساندم. روز بعد زماني كه از كار برگشتم به طور اتفاقي عكس دختربچه‌اي را كه دامادمان كپي آن را به خانه آورده بود ديدم. ناگهان چهره دختربچه‌اي كه به همراه آن زن ناشناس سوار خودرويم شده بود را به ياد آوردم. براي همين در همان ساعات پاياني شب بود كه از روي آگهي وعده مژدگاني پيدا شدن سارينا كوچولو به تلفن‌هايي كه در آن درج كرده بودند
https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pimxjtto0G9JCz4cELseFrFuGz9MLe0l8QjZkaV9tMh7wan0nnyKT1nEx3VRX8ZB0GTTr-v5XUCI/image6348.jpg?psid=1
تماس گرفتم و موضوع را به شما گزارش دادم. پدر سارينا كوچولو ادامه داد: وقتي ادعاهاي راننده تاكسي را شنيدم سريع پليس را در جريان قرار دادم و با هم به آدرس خانه زن ناشناس رفتيم. با ورود پليس به خانه آن زن سارينا كوچولو كه به خاطر مصرف داروهاي بيهوشي خوابيده بود در يكي از اتاق‌ها پيدا شد. زن كه با ديدن پليس حسابي شوكه شده بود ادعا مي‌كرد كه سارينا بچه خودش است. همانجا فهميدم اين زن نامش طاهره است و طبق اطلاعات پليس آگاهي سوابق سرقت‌هاي مختلف در كارنامه وي ثبت شده است. اين بار نيز طاهره به خاطر آدم‌ربايي از سوي پليس دستگير شد. در حال حاضر طاهره در بازداشتگاه آگاهي به سر مي‌برد و پرونده براي بررسي‌هاي بيشتر در دايره جنايي تحت بررسي قرار دارد. سميرا مادر سارينا كوچولو كه از پيدا شدن دختر كوچك‌شان اشك شوق داشت از زحمات پليس تشكر كرد. به گزارش شوك، سارينا كوچولو كه به خاطر مصرف داروهاي بيهوشي حال چندان مساعدي نداشت بعد از يك روز بستري در بيمارستان تحت نظر پزشكان قرار داشت كه خوشبختانه ترخيص شده و به آغوش گرم خانواده بازگشته است. بنا به اين گزارش؛ طاهره پس از دستگيري ادعا كرد كه قصد اخاذي از خانواده سارينا كوچولو را نداشت و مي‌خواست براي اين دختربچه شيرين زبان مادري كند و حالا پشيمان است.
خب خدا رو صد هزار مرتبه شکر که دختر کوچولو نازنين ما به آغوش گرم خانواده برگشت . من يک پوزش به خوانندگان تارنمايم بدهکارم . در همون نخستين لحظاتي که دختر کوچولو پيدا شده بود ، من بي خبر از همه جا براي مطلب تکميلي به شماره هايي که اعلام شده بود پيامک داده و ضمن معرفي کامل خودم ، خواهش کردم  " براي اگاهي هموطناني که نگران هستند لطفآ توضيحات بيشتري بفرماييد " که ناباورانه در يک جمله کوتاه نوشت " پيدا شد " راستش رو بخواهيد از فرط خوشحالي بد جوري شوکه شده بودم با عجله در بخش نظرات وبلاگ ضمن اعلام خبر ، از پاسخ کوتاه اون ها گله کردم ! اما بعدش که منطقي فکر کردم ، حق رو در اون شرايط به اون ها دادم . تا اين که امروز خودشون دوباره در پيامکي خبر کامل رو که چاپ شده بود رو اطلاع دادند . خدا رو صد هزار مرنبه شکر . قصد نصيحت ندارم . فقط جسارتآ اعلام مي کنم کوچولو هاي خودتون رو همين جوري در کوچه و خيابون رها نکنيد ..


 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی .
اين مطلب ساعت ۱۹:۱۵دقیقه  بتاريخ هفدهم آبان ماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران  
پیک گل عمو بهروز
https://h3twuq.blu.livefilestore.com/y1paGLR82eyYKTsw-rnW7cbXl09jFboeAeFV-uOope5s_m7UkJYDchgkQ0o7JsCWuc1ISuxvMiQTR8S4c6Nb8qZ_Ehez7uXQX3w/1368338879.gif?psid=1
صادقانه عرض مي کنم .. مطلقآ هيچ نوع کيسه اي براي اين کار ندوخته ام  . و چون شرايط ارزي کشور رو مي دونم ، مطلقآ راضي به هزينه زياد براي مشتريان عزيز و هموطنان خارج از کشور نيستم . شرايط خدمات اين " فروشگاه " تازه تآسيس با ساير مراکز فروش اينترنتي متفاوت است ! اصل کار بر مبناي صداقت و رو راستي بنا شده است . طمع مال اندوزي هم ندارم .. هزينه جانبي سايت و اينترنت در بيايد ، برايم کافي است و شکر گزار خواهم بود . از اين رو به همه دوستان و هموطنان نازنين خارج از کشوردر سراسر جهان اعلام مي کنم : فروشگاه " پيک گل عمو بهروز " از امروز در خدمت شماست . نيازي نيست شما در ميان تصاوير گل جستجو کنيد ! کافي است فقط اعلام کنيد يک دسته گل چند تومني براي عزيزان شما تهيه شود ؟ حتي مي توانيد تعداد شاخه ها و نوع گل هاي مورد نظرتون رو اعلام فرموده و حداکثر سقف زيالي اش رو اعلام فرماييد . مثلآ سفارش يک سبد گل تا سقف ۵۰ هزار تومن رو اعلام مي کنيد . فقط بيست در صد بابت حمل و نقل به ان بيفزاييد .. کار تمام است . سپس آدرس و متن مورد نظرتون رو بنويسيد . ظرف ۲۴ ساعت دسته گل مورد نظر حتي اگه دلتون خواست با امضاي خودتون به ادرس اعلام شده تحويل داده مي شود . حتي اگه بخواهيد عکسي از لحظه تحويل هم براي شما ارسال خواهد شد .. همين !
https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pDvpluKpKUwW3Q8l0GupNwz0wl66_03zMRqyz5G-hLZo_MEdV3Ja9zTW5Mn7H0gdJqiH38neUH5o/pojjh-copy.jpg?psid=1
 سر فرصت بعد از اين که خواسته شما به نحو احسن انجام شد . در صورت رضايت از خدمات اين فروشگاه ، يک اي ميل به بنده مي فرستيد و شماره حساب دريافت مي داريد . دير و زودش هم مهم نيست . و مبلغ رو به " ريال " به يکي از بانک هاي عضو شتاب ارسال مي کنيد . اگه ادامه اين روند موجب رضايت شما ياران گرامي قرار گرفت ، نوع سفارش هاتون رو مي توانيد تغير دهيد . و غير از گل ساير اقلام ديگري هم که مايل ايد مثل سفارش شيريني و کادو هاي ديگر رو هم به ما بسپاريد .. همان گونه که مستحضريد هدف بر مبناي خدمت بنا شده است . اگه خدا خواست مي توانيم در آينده براي هر يک از شهر ها يا مراکز استان از خود خوانندگان نماينده قابل اعتماد معرفي شود .. به اميد اون روز ..
کلام اخر اين که .. خوشحال مي شوم هر نوع طرح و پيشنهادي براي ارتباط بهتر دوسويه و يا خدمات متنوع ديگري داريد با من در ميان بگذاريد .
https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا  
 در دست نگارش
https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pemOK8rcuIgXdMAeQWs9Y2z7_afBzBdddbvJOfUM46rJMmRKYP4G-9VtXtvzQN6QGIgDnOtPCqx4/Karimi---6.jpg?psid=1https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pDQL33Zq89TGzFfhle7sLeULIC76HNhR_6gy9VfUiAegb-I8oQ4b_BwpMq-ifdmVjGlqYM8WgFPY/Karimi---7.jpg?psid=1https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pY8TxxKj3rvFA3-Wsgsd0ZicKUL57gdK4xLgtEcwR-o_695TlQDswbmHTcIZsaVbwGwv3iU-fEa_JLL-37NjQIHUob71GRdk2/Karimi---1.jpg?psid=1https://hxssqg.blu.livefilestore.com/y1pYXSuspZY5xlrOnZkGsNoWKGRhLb_ddpOAXsyrMKg9nFZX9XGkRtoxTQhe9YF34QBgUuZNxCmuqtb_T1f6KFeyD3_m14gKv5z/Karimi---2.jpg?psid=1

استمداد از هموطنان گرامي

https://tb0oqw.blu.livefilestore.com/y1pwpuMgHq8PNfHFzYsuQpBcu0UbKmw_giNTLxqZ4axYcFD0RaIw35oX4shCPxe62o417Tm9uL82Rk/58852_-copy-2.jpg?psid=1
کليد واژه ها : سارينا رفعت جو + گمشده + استمداد از هموطنان
استمداد از هموطنان عزيز و گرامي
امروز مطلع شدم دختر بچه نازنيني بنام " سارينا رفعت جو " دو روزي است متآسفانه مفقود شده است . واقعآ با خواندن اطلاعيه و مشاهده چهره ملوس و معصوم سارينا کوچولو خيلي ناراحت و غمگين شدم . واقعآ مصيبت بسيار دردناک و سختي است . تجسم کنيد خانواده اش چه حال و روزي دارند . واقعآ خيلي خيلي سخت است .
من هيچ شناختي از اين خانواده ندارم . اما به خاطر کمک به اين خانواده پريشان دست کمک و استمداد به سوي تک تک شما هموطنان ، دوستان و خوانندگان شريف سايت گرفته و عاجزانه استدعا مي کنم براي باز گرداندن شادي و ارامش به اين خانواده ، اطلاع رساني کنيد . شماره تلفن هايي که بر روي عکس درج شده است :
۰۹۱۹۷۰۵۵۲۳۸
۰۹۱۹۷۵۳۸۹۱۸
البته همان طور که مشاهده مي کنيد ، خانواده محترم اين دختر بچه نازنين حتي مژدگاني عالي هم براي يابنده در نظر گرفته اند .
از خانواده محترم " رفعت جو " تقاضا دارم به محض پيدا شدن سارينا نازنين ، براي خوشحالي هموطنان بلافاصله اطلاع رساني نمایند . ضمنآ اگر والدين و آشنايان اين خانواده مشخصات کامل تري در اختيار  دارند ، براي جستجو بهتر لطفآ در بخش نظرات اعلام فرمايند . من مطمئن هستم اين طفل زيبا حتمآ به سلامت به آغوش گرم خانواده اش باز خواهد گشت .

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی .
اين پست ساعت ۳:۳۰ دقيقه بامداد در مورخه شانزدهم آبان ماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران  

https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا 

من و حزب خران !

https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pTRM00dt-tGCZ0w__QoP_XwoG3M8U_F2RlCrEeN__PXog5rjTOXzDQwT8eQUTT9ivQ3aR4oC6-I4/100_0073-copy-4.jpg?psid=1 
کليد واژه ها : حزب خران + مجله فکاهي توفيق + پال تاک + خر اعظم + خانم خر + طويله + انتصاب + دبير کل حزب خران
سخني با شما ...
از اين که بار ديگر به سراغ يکي ديگر از مطالب بسيار قديمي ام مي روم دليلش تنبلي نيست . اتفاقآ  طراحي سوژه هاي متعددي رو به پايان رسونده بودم . که يکي از اون ها در باره مديريت ورزش کشورمون بود . اما از اون جايي که امروز در اخبار نيمروز گزارشي از آشني اهالي ورزش پحش شد ، صلاح ندونستم با انتشار مطلب انتقادي باعث حاشيه بين اهالي ورزش شوم ! و اما بعد از درج مطلب پست قبلي دوستان متعددي محبت فرموده و نظرات خوب خودشون رو در وبلاگ بيان فرمودند . که جا داره از تک تک اين بزرگواران تشکر و قدرداني کنم . اما در ميان کامنت ها ، دوست بسيار فرهيخته با نام " آرش " سخنان بسيار پر محتوايي به طور خصوصي برايم فرستاد که خيلي تحت تآثير قرار گرفتم . راستش رو بخواهيد من هرگز از اين زاويه به مسايل و زندگي نگاه نکرده بودم . واقعآ درس گرفته و سعي خواهم کرد اگه عمري باقي موند نصب العين نمايم . ممنون آرش گرامي .. اما دبير کلي حزب خران ، يکي ديگر از خاطرات اوايل ورود اينترنت به ايران است که مهر ماه ۱۳۸۶ تعريف کرده بودم . و حال تقديم مي کنم به اون دسته از خوانندگان محترمي که تازه به جمع ياران همدل و صميمي پيوسته اند . آن چه مي خوانيد بازنشر خاطره گذشته است :
https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pNX0tnbJN72TV-7fI5pD53nvZjjiDg8ULKHynHPyMj4YySsV1ZsAnb15FDJQ-gPsE8Rf9A1zGCVM/100_0073-copy-32.jpg?psid=1
به بهانه ي مقدمه :
  • ممكنه با خوندن اين تيتر جا بخوريد يا بخنديد . ولي آن چه بيان خواهم كرد نه طنز است و نه جوك . هدف من از درج اين خاطره ضمن آشنايي جوون هاي عزيز با يكي از تشكل هاي قانوني در گذشته ، به يه اتفاق غم انگيز هم اشاره خواهم نمود .
  • پنجم فروردين امسال وبلاگ  " يادداشت هاي يك خبرنگار " رو راه انداختم. پنجم مهر ، ۶ ماه از عمر اين رسانه خواهد گذشت . پست بعدي ام كه به همين مناسبت است  علاوه بر درج يه مطلب ويژه ، سعي بر جمع بندي اتفاقات اين ايام خواهم نمود . به همين مناسبت شما ياران همدل رو به خواندن مطلب بعدي ام دعوت مي نمايم .
از همون روزي كه پاي اينترنت به كشور ما باز شد تقريبآ من جزء اولين نفراتي بودم كه دل به گروي اين تكنولوژي نوين بستم . حتمآ به خاطر داريد كه اون اوايل بهاي اينترنت خيلي گران بود . در همين تهران خودمون تنها يكي دو تا شركت براي ارائه خدمات به مشتريان مشتاق وجود داشت . كه يكي از اون ها  " البرز " واقع در خيابان الوند بود . اون موقع  هنوز در تلويزيون كار مي كردم . و اون ها به مديران شون اكانت از سرور صدا و سيما مي دادند . نمي دونيد چه ذوقي مي كردم . اما يه اشكال داشت و آن اين بود كه جلوي " چت " كردن كاربران رو سازمان بسته بود ! حالا به چه دليلي خدا مي داند . براي همين من با يكي از تهيه كنندگان خوش تيپ شبكه پنج به نام آقا مهدي ( كه الان كانادا تشريف دارند ) شريكي از البرز يه اكانت خريده بوديم . و كارم شده بود چت كردن با ايراني هاي خارج از كشور . كلي هم دوست پيدا كرده بودم . تازه كامپيوتر هاي اون موقع هم به اصطلاح هندلي بود . و مثل امروز ويندوز متداول نشده بود . كم كم سر و كله ويندوز ۹۵ پيدا شده بود ....
https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pTRM00dt-tGDBe3F7jXY4JSOGlw_alcmnYZpphiIMqVVesQTmqqQV_luRG0ROYMttwlKLKUD3hQI/danky-copy.jpg?psid=1
همون طور كه گفتم شب ها تا پاسي از شب كارم شده بود چت كردن با مردم . تو ياهو گروهي به نام " آبادان نت " پاتوق ايراني ها از هر سوي جهان شده بود . كم كم " پال تاك " اومد و ما همه رفتيم اون تو عضو شديم تا بهتر بتونيم با يكديگر چت كنيم . همون طور كه مي دونيد در پال تاك و در بخش مربوط به ايراني ها ، اتاق هاي متعددي از قبيل : شعر و موسيقي ، سياسي ( كه خود متشكل از چندن گروه بود ) ، پزشكي ، كامپيوتر ، طنزو سرگرمي و ..... وجود دارد . تا چند ماه اول مشتري پر و پا قرص اتاق هاي فرهنگ و ادبيات بودم . تا اين كه بر حسب اتفاق دعوت به اتاقي شدم كه با نام " حزب خران " فعاليت مي كرد . و شب ها جمعيت زيادي آن جا جمع مي شدند . اغلب كاربران به خاطر فضاي طنز و شادي كه حاكم بر اتاق بود به آن جا مي آمدند. اما براي من اين اتاق و حرف هايش زنده شدن خاطرات جواني و از همه مهم تر ياد آور تشكل قانوني " حزب خران " بود . كه در مجله فكاهي " توفيق " اون ايام مرتب چاپ مي شد و من آن را دنبال مي كردم ...
دوستاني كه سن و سالي از شون گذشته است به خوبي اين مجله فكاهي پر طرفدار رو يادشون مياد و مي دانند كه در هر شماره يكي دو صفحه ثابت اختصاص به فعاليت هاي  اين حزب تعلق داشت كه به زيان طنز بيان مي شد . خب من هم با اين پيش زمينه يه شب تو  اين اتاق سخنراني كردم . بعد از نطق هاي آتشين من در مورد مظلوميت خران و اين كه اين حيوانان هرگز در عمر خويش مغرور نگشته و دستورات صاحبان خويش را به درستي انجام داده و زبان به اعتراض نگشوده و .......  ديگه حسابي كارم گرفت !! از سوي بزرگان اين حزب مناصب مديريتي متعددي به من پيشنهاد شد . كه يادمه همون اوايل كارم به مقام " سر طويله دار اعظم " منصوب شدم . آدم هاي گوناگوني هر شب به اين جمع صميمي خركي مي پيوستند .  شرايط عضويت خيلي آسان بود . كافي بود  يه كاربري در اتاق حزب  با صداي بلند عرعر نمايد تا عضويت آن پذيرفته شود . دختر خانم هاي زيادي هم به اين حزب پيوسته بودند !! كه به عنوان " خانم خر "  ناميده مي شدند !!                             
حزب خران چگونه شكل گرفت ؟

  قبل از اين كه به ادامه اين ماجراي ( ببخشيد واقعآْ عذر مي خواهم ) خركي به پردازم . براي آگاهي شما خوانندگان محترم شمه اي از شكل گيري اين حزب در گذشته مي پردازم . تشکل «خران» درغرب کشور بنياد گرفت و در ابتدا با عنوان «باشگاه خران» در شهر کرمانشاه عضوگيري مي کرد.
شرط عضويت در باشگاه خران « ارائه سند خريت از طرف مراجعين محترم » بود و «مردهاي زن دار » و « کساني که انتخابات دوره اي پانزدهم مجلس را حقيقي وطبيعي » مي دانستند براي عضويت «حق تقدم » داشتند. روايت کرده اند که: « بنيانگذار اين حزب در کرمانشاه کلنل فلي چر نماينده نظامي دولت انگليس در اين شهر بود ومعدودي از رجال اشراف و ملاک از اعضاي آن به شمار مي رفتند.
فلي چر در سفرهاي خود به مناطق عشايري که وابستگان حزب را نيز به همراه داشت، دستور اجراي مسابقه خرسواري صادر مي کرد و سپس به برندگان از سوي خود و کنسولگري جايزه مي داد؟!

دوره اول فعاليت حزب خران در تهران از مرداد 1326 شروع شد ودرارديبهشت 1327 به مدت شش ماه متوقف گرديد. در ده ماهه دوره اول فعاليت اين حزب در « ارگان » آن ذيل « اخبار مربوط به حزب خران » مي توان مطالبي همچون: « آگهي هاي حزب »، « نامه هاي رسيده به حزب »، « اسناد خريت»، « گزارش‌هاي خبري با عنوان هاي « خرچين از حزب خران گزارش مي دهد »، « جايزه خرکي » براي مسابقه ها، « ميزان الحماره يا خرسنج اتمي »، « مصوبات حزب خران »، در «دل خران» ،« سخنراني خرانه »، « حزب ما و جرايد »، خبرهاي ورزشي: « مژده به خرهاي اسکي باز »، « اولتيماتوم حزبي »، «ضرب المثل هاي حزبي »، فهرست « برنامه مخصوص حزب خران در راديو تهران »، حوادث هفته:« تلفات و صدمات وارده به حزب خران »، «هفت سين خران»، « تأسيس شرکتهاي سهامي جو با مسووليت محدود »، « افتتاح سالن آرايش خران » وديگرو ......  براي آشنايي بيشتر با اين حزب و اهداف آن . همچنين مجله توفيق ( اينجا ) رو كليك فرماييد .
https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pTRM00dt-tGCQJSdAteChbppSCtjw7U3YTkdvWvE3e6aI3Sq9_4uGHYAC7KyIq1VAmWiIJJ23_5E/jkkl-copy-2.jpg?psid=1
                                                             

چگونه به دبير كلي حزب خران منصوب شدم ؟

بله عرض مي كردم .. كم كم به دليل ارائه اطلاعات تاريخي در مورد حزب خران اصلي ، و سخنراني هاي هر شب ام در اتاق فوق ، علاوه بر اين كه افراد بيشتري جذب اين حزب شد بلكه ارتقاء مقام يافته و به عنوان  " دبير انجمن بين المللي حزب خران " فعاليت ام رو ادامه دادم . اولين كاري كه كردم شرايط عضويت رو تغير دادم . چون قبلآ هر آقا يا خانمي كه در حضور همه عر عر مي كرد ، ضمن اهداي زنگوله طلايي كه همون كد ادميني اتاق بود به عضويت در مي آمد . كه گاهي براي پذيرش خانم خر ها به مشكل مي خورديم . اين بنده خدا ها عنوان مي كردند كه والدين ما خوابيده اند چگونه مي توانيم با صداي بلند عرعر نماييم ؟!! بر همين اساس با منصوب شدن ام  در اين سمت تغيرات گسترده اي را اعمال نمودم . كه يكي از مفاد آن خواندن سرود ملي حزب خران بود . كه خر اعظم آن را سروده بود . بعد ها با هماهنگي هاي بين المللي كه انجام دادم ، آوردن يونجه هاي تازه از مزارع قبرس براي اعضاي محترم بود . و براي عضو شدن خواندن سرود ملي كافي بود .....

اون موقع چون در هفته نامه سروش هم فعاليت مي كردم با مرحوم  " عمران صلاحي " كه از طنز پردازان معاصر محسوب مي شود همكار بودم . و چون او با مجله توفيق سابقه همكاري داشت ، مطالب دست اولي از آرشيو خصوصي خود در اختيارم مي گذاشت . به همين دليل طي حكمي بر و بچه هاي تصميم گيرنده حزب خران طي جلسه اي من را به سمت دبير كلي حزب خران انتصاب نمودند . ديگه سرم خيلي شلوغ شده بود . خر اعظم كه از موسسان حزب فوق بود و در لندن زندگي مي كرد ، با ارسال اساسنامه حزب توانست از دولت انگليس اعتبار بگيرد . بر همين اساس از من خواهش كرد حالا كه بودجه داريم و شما هم از ارتباطات خوبي بر خورداري ، يك نفر نيرو كه آشنا با كامپيوتر باشه معرفي كن تا هر روز به كتابخانه ملي رفته و مطالب آرشيوي مجله توفيق رو كپي نموده تا در سايت حزب قرار دهيم . بر همين اساس من يكي از دختر خانم هايي را كه زماني شاگرد خودم بود ، به نام مريم  يا خانم خر را به او معرفي نمودم ....                                    

وقتي حزب قرباني مي گيرد !

چند ماهي خانم خر اين كار رو انجام مي داد . تا اين كه به دليل مشغله هاي زيادي كه در تلويزيون و مخصوصآ در نشريات داشتم ، از عنوان دبير كلي حزب خران استعفاء دادم . ديگه از خانم خر خبري نداشتم . نگو اين دختر ساده به دليل چت هاي شبانه با خر اعظم در لندن ، دل به گروي او مي بندد ! ظاهرآ خر اعظم به خانم خر پيشنهاد داده بود بيا تركيه من هم مي آيم تا ازدواج كنيم . و او هم پذيرفته بود . اما يه شب بر حسب تصادف كه  خانم خر با نام ديگري آن لاين شده بود ، شاهد همين قول قرار هاي خر اعظم با يكي از خانم خر هاي ديگر بود . همين مسئله سبب مي شود اين دختر ساده دل خودكشي نمايد . كه خوشبختانه خيلي به موقع نجات مي يابد . چندين ماه بعد از اين حادثه مريم به اتفاق دوستش با من در نمايشگاه مطبوعات برخورد مي كنند . وقتي علت لاغري مريم رو سوال كردم ، تمام ماجرا فوق رو برام تعريف كرد . و من كلي نصيحت اش كردم . خوب يادمه وقتي  همون اوايل عاشق خر اعظم شده بود كلي نصيحت اش كردم و حتي به خانواده اش هم هشدار دادم ....

ولي به حرف من گوش نكرده تا اين كه تا مرز خودكشي رفت . ديگه چند سالي از او خبر نداشتم . تا اين كه اوايل امسال همون دوستش رو ديدم . وقتي سراغ خانم خر رو گرفتم ، شنيدم دوباره فيل اش هواي هندوستان كرده و علي رغم اين كه چهره خر اعظم يك بار براي او رو شده بود ، اما باز گول چرب زباني هاي او را مي خورد و با برداشتن تمام هزينه پدر پيرش به تركيه مي رود . ولي آن جا بقدري چشم انتظار خر اعظم مي ماند تا پول هايش به اتمام مي رسد !! و آخر عاقبت اش رو مي توانيد حدس بزنيد . ديگه راه برگشتي هم براش نمانده بود . و مجبور به اعمالي مي شود كه دلش نمي خواست و زماني به خود مي آيد كه مرگ را به زندگي ترجيح مي دهد . من همون موقع كه وبلاگ ام رو  تازه راه انداخته بودم كل اين ماجرا رو در آن به تفصيل نوشتم . راستش رو بخواهيد الان به دليل ارور در وبلاگ نمي توانم لينك بدهم . ولي بگرديد پيدا مي كنيد . اميدوارم دختر هاي جوان ما كه مي دونم خيلي عاقل تر از اين حرف ها هستند ، هيچ گاه دچار اين احساسات مجازي نشوند ......
                                
                                
 

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی .
نشر اوليه : مهرماه ۱۳۸۶
اصلاح و بازنشر : ساعت ۲۱:۳۰ دقيقه مورخه چهاردهم آبان ماه ۱۳۹۱

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران  
مطالب ( بلانسبت خرکي ) مشابه !
پیک گل عمو بهروز
https://h3twuq.blu.livefilestore.com/y1paGLR82eyYKTsw-rnW7cbXl09jFboeAeFV-uOope5s_m7UkJYDchgkQ0o7JsCWuc1ISuxvMiQTR8S4c6Nb8qZ_Ehez7uXQX3w/1368338879.gif?psid=1
صادقانه عرض مي کنم .. مطلقآ هيچ نوع کيسه اي براي اين کار ندوخته ام  . و چون شرايط ارزي کشور رو مي دونم ، مطلقآ راضي به هزينه زياد براي مشتريان عزيز و هموطنان خارج از کشور نيستم . شرايط خدمات اين " فروشگاه " تازه تآسيس با ساير مراکز فروش اينترنتي متفاوت است ! اصل کار بر مبناي صداقت و رو راستي بنا شده است . طمع مال اندوزي هم ندارم .. هزينه جانبي سايت و اينترنت در بيايد ، برايم کافي است و شکر گزار خواهم بود . از اين رو به همه دوستان و هموطنان نازنين خارج از کشوردر سراسر جهان اعلام مي کنم : فروشگاه " پيک گل عمو بهروز " از امروز در خدمت شماست . نيازي نيست شما در ميان تصاوير گل جستجو کنيد ! کافي است فقط اعلام کنيد يک دسته گل چند تومني براي عزيزان شما تهيه شود ؟ حتي مي توانيد تعداد شاخه ها و نوع گل هاي مورد نظرتون رو اعلام فرموده و حداکثر سقف زيالي اش رو اعلام فرماييد . مثلآ سفارش يک سبد گل تا سقف ۵۰ هزار تومن رو اعلام مي کنيد . فقط بيست در صد بابت حمل و نقل به ان بيفزاييد .. کار تمام است . سپس آدرس و متن مورد نظرتون رو بنويسيد . ظرف ۲۴ ساعت دسته گل مورد نظر حتي اگه دلتون خواست با امضاي خودتون به ادرس اعلام شده تحويل داده مي شود . حتي اگه بخواهيد عکسي از لحظه تحويل هم براي شما ارسال خواهد شد .. همين !
https://enssqg.blu.livefilestore.com/y1pDvpluKpKUwW3Q8l0GupNwz0wl66_03zMRqyz5G-hLZo_MEdV3Ja9zTW5Mn7H0gdJqiH38neUH5o/pojjh-copy.jpg?psid=1
 سر فرصت بعد از اين که خواسته شما به نحو احسن انجام شد . در صورت رضايت از خدمات اين فروشگاه ، يک اي ميل به بنده مي فرستيد و شماره حساب دريافت مي داريد . دير و زودش هم مهم نيست . و مبلغ رو به " ريال " به يکي از بانک هاي عضو شتاب ارسال مي کنيد . اگه ادامه اين روند موجب رضايت شما ياران گرامي قرار گرفت ، نوع سفارش هاتون رو مي توانيد تغير دهيد . و غير از گل ساير اقلام ديگري هم که مايل ايد مثل سفارش شيريني و کادو هاي ديگر رو هم به ما بسپاريد .. همان گونه که مستحضريد هدف بر مبناي خدمت بنا شده است . اگه خدا خواست مي توانيم در آينده براي هر يک از شهر ها يا مراکز استان از خود خوانندگان نماينده قابل اعتماد معرفي شود .. به اميد اون روز ..
کلام اخر اين که .. خوشحال مي شوم هر نوع طرح و پيشنهادي براي ارتباط بهتر دوسويه و يا خدمات متنوع ديگري داريد با من در ميان بگذاريد .
https://6gbplg.blu.livefilestore.com/y1ps-jfqiqH-2TZSbcWqT96YQTEeDDc0CiU64lTC2Tp28OtrraMr8kSS5lCWubJ5lIjD-HjkSM1A_7ZyBZcgU7QXe6gwwtppLpt/4.jpg?psid=1
     آرشیو وبلاگ اینجا