Saturday, June 23, 2012

کالبد شکافی حادثه دردناک خرمدره


https://public.blu.livefilestore.com/y1p3ofO6BshajVAifpNhRIyB7GK4zyAYXHwY2lQyHlM4ShDhSgTezBJq4W5UatUz--kwigpfxOHSC2Z4Fy5ZjsU-g/Shadone-1.jpg?psid=1https://public.blu.livefilestore.com/y1pz0Wpb_tKpNeFRkNd8reckczSwiTzIynjcbmu7naiOcWt-7jmsE8Kb2H-z4vBy1P30d4oGrSTLH88vqk441CmyQ/Shadone-2.jpg?psid=1
برچسب ها : ملیکا زارعی + خاله شادونه + جشن بزرگ کودک و خانواده + شهرستان خرمدره + ازدحام جمعيت + حادثه ناگوار + خسرو معتضد
به بهانه مقدمه ...
اصلآ دلم نمي خواست بعد از مدت ها دوري از محضر شما ياران همدل و صميمي ، با تحليل حادثه اي ناگوار نوشته ام رو آغاز کنم . راستش رو بخواهيد " تعبير تند خسرو معتضد " در روزنامه " قدس " که  به شکل توهين اميزي ‌" مليکا زارعي " مجري برنامه خاله شادونه رو مقصر جلوه داده بود ، باعث شد تا از زاويه اي ديگر به کالبد شکافي حادثه پردازم . ابتدا وظيفه خويش مي دونم از سوي خود و خوانندگان سايت به خانواده هاي داغدار نونهالان قرباني فاجعه خرمدره { بهاره شادمهر ، نگار صالحي و مهدي مولاييتسليت عرض کرده و از درگاه خداوند متعال صبر و شکيبايي براي آن ها آرزو نمايم . باور کنيد  تحمل اين رنج خيلي سخت و طاقت فرساست  .
اون دسته از خوانندگان محترمي که مطالب قديمي " دلنوشته هاي کهنه سرباز " رو مطالعه فرموده اند ، حتمآ در جريان هستند .. در سال هاي حضورم در مجله سروش و صدا و سيما ، به خاطر ارتباط نزديک و صميمي با اغلب هنرمندان نامي سينما و تلويزيون و شخصيت هاي معروف ، آن ها را براي حضور در انواع مراسم و جشن هايي که موسسات و نهاد هاي خيريه باني آن بودند دعوت مي کردم . و به قول قديمي ها " دستي بر آتش " اين گونه رويداد هاي فرهنگي داشتم . جالبه بدونيد اغلب مخاطبان ما را کودکان و نوجوانان کم سن و سال و بي سرپرست ( ايتام ) تشکيل مي دادند . و از آن جايي که هيچ گونه منافع مادي در ميان نبود ، حتي با حضور محبوب ترين چهره هاي ورزشي و سينمايي هرگز شاهد بي نظمي و اتفاقات ناگوار نبودم . مراسم " جشن عاطفه ها " يکي از همون رويداد هاست که گزارش آن را در پستي مستقل با عنوان ( غيرت داريوش ارجمند ) منتشر کردم .
اصل خبر چه بود !؟
از روزی که اطلاعيه هاي مربوط به " جشن بزرگ کودک و خانواده " توسط شرکت " صداي آريايي وطن " به در و ديوار شهرستان خرمدره نصب شد ، خيلي از خانواده ها به ويژه کودکان و نوجوانان علاقه مند به برنامه " خاله شادونه " بي صبرانه منتظر فرا رسيدن روز ۲۱ ارديبهشت بودند . آن ها حق داشتند چون خرمدره هم مثل خيلي جاهاي ديگر فاقد امکانات فرهنگي هنري دولتي است . و اين يک اتفاق مهمي براي اون ها تلقي مي شد .. !  عاقبت روز موعود فرا رسيده و خانواده ها از ساعت ها قبل براي حضور در مراسم ، جلوي سالن ورزشي "  شهداي خرمدره " جمع شده بودند . شادي معصومانه اي در چهره يکايک کودکان موج مي زد . و از اين که قرار بود از نزديک خاله شادونه عزيز و مهربونشون رو ببينند ، بي نهايت خوشحال و ذوق زده بودند .. اما وقتي خانواده ها قدم به محل جشن گذاشتند با ناباوري مشاهده کردند که بايد از جگر گوشه هايشان دل بريده و اون ها  طيق تصميم برگزارکنندگان مراسم ، بدون خانواده و به تنهايي به طبقه پايين بروند .. ! براي مادران و خانواده ها طبقه بالا در نظر گرفته شده بود !
https://public.blu.livefilestore.com/y1py79mwrkhbTdGhRQy7k4gMdwlGMg1WUj1SchWuEslFjz5ON2gp2mq48MQ6wbeZVX1Y29hP0U75vlhbeXpF1luww/Shadone-3.jpg?psid=1
همه خوب مي دونيم جدا شدن کودکان خردسال از کنار مادر هاشون تقريبآ کار دشواري است . اما شوق ديدن خاله شادونه و تابش نور هاي الوان که با موسيقي تند سينتي سايزر از طبقه اول پخش مي شد ، حس تنهايي رو از بچه ها ، و غم و دلشوره رو از مادران گرفته بود .. به هر حال برنامه آغاز شد و کودکان فارغ از فاجعه دردناکي که انتظارشان را مي کشيد غرق در روياهاي کودکانه خويش بودند .. به محض اتمام مراسم ، و هجوم مادران براي يافتن فرزندان .. همه چيز به هم ريخت ..! صفحه حوادث روزنامه ايران در اين باره چنين نوشت  :
بلیت‌‌‌ها از یک هفته پیش به فروش رسیده بود. بچه‌‌‌ها ثانیه​شماری می‌کردند تا روز اجرای برنامه برسد. پلاکارد‌‌‌های توزیع شده در شهر، هیجان بچه‌‌‌ها را بیشتر می‌کرد. عسل تا صبح رویای خاله شادونه را می‌دید و صبح‌‌‌ها از مادر می‌پرسید چند شب دیگر باید بخوابد تا در برنامه خاله شادونه حاضر شود. برای همبازی‌هایش گفته بود که قرار است در برنامه خاله شادونه شرکت کند و بلیت را هم در دست دارد. روز پنج‌شنبه زودتر از همیشه از خواب بیدار شد. دل توی دلش نبود تا خاله‌ شادونه را از نزدیک ببیند. از ظهر لباس‌هایش را پوشید و آماده شده بود تا ساعت 3 بعد از ظهر به همراه مادر به سالن برود. طاقت و قرار نداشت، مادر وقتی بی‌صبری وی را دید، زودتر حاضر شد و تصمیم گرفت برای آن‌که عسل کوچولو بیش از این انتظار نکشد وی را به سالن برگزاری مراسم ببرد. مسیر زیادی نبود و نیم ساعته به سالن رسیدند اما با جمعیت زیادی پشت در سالن روبه‌رو شدند. قرار بود بچه‌‌‌ها از مادرانشان جدا شوند و همگی کنار هم بنشینند. عسل، هم دستان مادرش را ر‌‌ها کرد و بین بچه‌‌‌ها نشست. برنامه شروع شد. برایش مانند رویا بود و وقتی خاله شادونه را برابرش و نزدیک خود دید آنقدر ذوق کرده بود که مانند بقیه بچه‌‌‌ها نمی‌توانست روی زمین بنشیند و سعی می‌کرد سر پا خاله شادونه را تماشا کند. سروصدای زیاد بود اما بچه‌‌ها همه می​خندیدند و مادران از شنیدن شادی بچه‌هایشان به وجد آمده بودند. برنامه یک ساعت طول کشید و انتهای برنامه بود که خاله شادونه با صدای بلند گفت: حالا بچه‌‌ها پیش مامان‌هاشون برند. همین که خاله شادونه از روی سن بیرون رفت غوغایی فاجعه‌آور به پا شد. هرکدام از بچه‌‌ها باید مادرشان را از میان جمعیت مادران پیدا می‌کردند. در اصلی سالن هم بسته شده بود و جمعیت باید از در‌های فرعی کوچکی که در اطراف سالن قرار داشت خارج می‌شدند. عسل کوچولو و دیگر بچه‌‌ها نمی‌توانستند مادرشان را در میان این زنان پیدا کنند و همگی بی‌اختیار در هجوم جمعیت به سمت در‌های خروجی کشیده می‌شدند و مدام مادرشان را صدا می‌کردند اما انگار هیچ‌کس صدایشان را نمی‌شنید. عسل پایش لغزید و به زمین افتاد. هجوم جمعیت و عبور آنها از روی جسم کوچک عسل، وی را بی‌هوش کرده بود. این کودک 4 ساله پس از خروج جمعیت به بیمارستان منتقل شد و نمی‌دانست رویای تماشای برنامه خاله شادونه برای همیشه در ذهنش به کابوس تبدیل می‌شود. عسل کوچولو نجات پیدا کرد اما 3 کودک در سرنوشت مشابهی تسلیم مرگ شدند.
https://public.blu.livefilestore.com/y1p-h75ybowwsXrc-BXYK8oAIRyM-bNKO06xrl__CujVgik4cjXJa-sEHk3K5Ngb2GnY8C_3oT2O7Xo2oAb_09LFA/Shadone-4.jpg?psid=1 
بعد از اين حادثه دردناک واکنش هاي متفاوتي در رسانه ها آغاز شد . طبق روال معمول ابتدا مسئولان امر گناه رو به گردن ديگري انداخته و خود را مبرا از هر گونه تقصيري معرفي مي کردند .. ! عده اي هم موقتآ بازداشت شدند . و اظهار نظر ها هر روز ادامه داشت ... در اين ميان سخنان " خسرو معتضد " اگر چه منطقي به نظر مي رسد ، اما شيوه بيان که با توهين همراه است منطق رو به زير سوال برده است ! وي در ياداشتي که در زوزنامه قدس منتشر کرد نوشت :
 و اما ... ياداشت خسرو معتضد :
نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور سبب می شود یک مجری زن برنامه های کودک تلویزیون که تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو می کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام و حتی یک دستور درست و حسابی به کودکان نمی دهد که مثلاً دست خود را پس از رفتن به آبریزگاه بشویید یا دهانتان را پس از غذا خوردن یا هنگام صبح مسواک بزنید.

 
وقتی به خرمدره می رود «شو» اجرا کند برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند!

...
من وقتی شرح حال کودکان مقتول و مصدوم را خواندم مرتعش شدم. نوگلان زیبا و نوشکفته و دوست داشتنی که در سراسر جهان مورد علاقه و احترام مردم اند در اینجا یا مورد آزارهای سادیستی قرار می گیرند یا خاله شادونه که من نمی دانم ایشان چه هنری جز نازک کردن صدای خود دارد و وقتی به ولایتی می رود که در آنجا هیچ وسیله سرگرمی و تفریح و تفرجی برای کودکان وجود ندارد و با به جا گذاشتن چندین قربانی که من مطمئن هستم نفرین آنان و مادرهایشان دامان عوامل این حادثه را خواهد گرفت.
مگر زبان این خانم که می گوید و در مقام دفاع از خود دلیل می آورد که پس از پایان برنامه این حادثه رخ داد لال بود که قبل از آنکه تشریفش را ببرد با همان شیرین زبانی و صدای نازک خود (گویا از فرصتی که تلویزیون در اختیارش گذاشته حسن استفاده می کند، تور ایرانگردی گذاشته. قرار است شهر به شهر ایران برود و...) آری با همان شیرین زبانی خود که به نظر من بسیار بی مزه است و تکراری و به سن و سال ایشان هم نمی خورد، به بچه ها می گفت: «نازنینان من، سرجایتان بمانید و یکی یکی از سالن خارج شوید.» یا به متصدیان سالن دستور می داد همه درهای سالن را باز کنید و مراقبت نمایید بچه ها به مادرهایشان ملحق شوند. خیر این کار را نکردند، چون عجله داشتند زودتر به گروه بپیوندند و حق و حقوق بابت شو و شیرین زبانی را مطالبه کنند. واقعاً که این پول لعنتی، چه ها که نمی کند.

...
من از این خانم و نیز مدیر برگزاری این مراسم می پرسم: ناخدای هر کشتی وظیفه وجدانی دارد هر گاه کشتی در آستانه غرق شدن قرار گرفت تا تخلیه تمام نفرها در کشتی بماند. شما که به نامتان 4000 موجود مظلوم و بی گناه را گردآوردند و با اداره بد سالن باعث مرگ آنان شدند زبانتان مشکلی داشت؟ چرا به بچه ها تذکر ندادید، آرام و بانظم سالن را ترک کنند و به مادران خود ملحق شوند؟ 
 پاسخ به آقاي خسرو معتضد
جناب معتضد عزيز همان گونه که در بالا اشاره کردم ، بخش عمده سخنان شما منطقي است . اما ظاهرآ شما از فرط ناراحتي ابعاد حادثه مسايل رو قاطي کرديد ! جسارتآ اجازه مي خواهم با استناد به فرامايشات جنابعالي پاسخ شما را بدهم :
 " نبود تفریحات و سرگرمی ها در کشور ... " دقيقآ درست مي فرماييد . مشکل اصلي همين است . اما در ادامه وقتي مي فرماييد  "  تنها هنر او این است که صدایش را ریز و زیر و میو میو می کند و من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام " با شما شديدآ مخالفم ! استاد ما مطلقآ حق نداريم اين گونه و با بي رحمي همکاران خود ( يا هر فرد ديگري را ) را به اصطلاح نقد کنيم ! اگر قرار باشد اين منطق شما در همان رسانه اي که فعاليت مي کنيد باب شود ، فکر مي کنيد چه اتفاقي مي افتد !!؟؟ قبول فرماييد خيلي ها هم نحوه بيان شما را ( بلانسبت ) به حيوانات و جانواران اهلي و وحشي نسبت خواهند داد ! شما حتي اگر کارشناس برنامه هاي کودک و نوجوان هم باشيد ، به هيچ عنوان اجازه نداريد حتي در جمع کوچک دوستان خصوصي خود اين گونه با يک مجري جوان برخورد نماييد . چه به اين که در يک رسانه مکتوب ( روزنامه قدس ) دچار چنين اشتباهي شويد ! انتظار مردم و بينندگان رسانه ملي از افرادي چون شما که سن و سالي ازتون گذشته اين است که الگوي امثال خانم مليکا زارعي باشيد . نه اين که اين چنين زبان به توهين و تخريب شخصيت اش بپردازيد . ( آقا جان از خدا بترس ) ...  
" من هیچ هنر خاصی در هنرنمایی ایشان ندیده ام و حتی یک دستور درست و حسابی به کودکان نمی دهد .. " شما به عنوان فردي که در تلويزيون فعاليت مي کند ( نه بيننده عادي ) بهتر از هر کسي اطلاع داري که تمام برنامه هاي توليدي راديو و تلويزيون حتي برنامه جالب جنابعالي راهکار هاي فراواني براي بيان نظرات و انتقادات مردم دارد . شما اگه واقعآ دلت براي فرزندان نوجوان اين مرز و بوم مي سوزد ( که يقين دارم چنين است ) فقط کافي است يه توک پا به طبقه ششم ساختمان توليد رفته و با دست اندرکاران و مديران برنامه هاي مربوطه ديدار کرده و نظرات خود رو منتقل کنيد . قطعآ با شخصيت کاريزمايي که داريد به نظرات شما توجه خواهد شد . يا شما را قانع خواهند کرد که روش فعلي مورد تائيد مراکز علمي است و تاثيرات مثبتي نسبت به روش هاي قديمي دارد ! جناب معتضد شما خود که وقايع تاريخي را توضيح مي دهيد ، بهتر از هر کسي متوجه شده ايد که همه چيز زمانه با گذشته فرق کرده است .. ! شايد ديگه نبايد مستقيم با کودکان حرف زد .. شايد بايد به زبان شخصيت هاي کارتوني ارتباط برقرار کرد .. و ده ها شايد ديگر .. ! ( آخه ناسلامتي من هم متعلق به نسل شما هستم )
 جناب معتضد نازنين بنده صدر در صد با اين نظر شما که فرموده ايد .. " برگزارکنندگان این برنامه از فرط آزمندی به جای 3000 صندلی برای 4000 صندلی بلیت گران بفروشند و کودکان نازنین مردم را در یک محوطه تنگ گرد آورند و در نهایت نادانی و جهالت و بی رحمی حتی اجازه ندهند پهلوی مادرهایشان بنشینند! " موافق هستم  . ( اگر چه بعد از توضيحات وکيل دست اندرکاران برنامه مشکل ازدحام جمعيت را در جاي ديگري يافتم ..!! ) اما جدا کردن کودکان از مادرهايشان واقعآ با هيچ منطقي توجيه پذير نيست ! و بايد دليل اين تصميم من در اوردي مشخص شود . استاد گرامي شما در ادامه ياداشت خود به اين نکته اشاره کرده ايد ... "  گویا از فرصتی که تلویزیون در اختیارش گذاشته حسن استفاده می کند، تور ایرانگردی گذاشته ... " برادر من قبول کنيد اين حق طبيعي و اجتماعي هر هنرمند است که در خدمت مردم و هموطنانش باشد . در همه جاي دنيا هنرمندان هنرشون رو در هر جايي که صلاح بدونند ، ارايه مي دهند .. و در ايران خودمون هم اغلب مجريان تلويزيوني ، خاله ها ، عمه ها ، عمو هاي برنامه هاي کودک در جاهاي مختلفي براي اجراهاي خود پول مي گيرند ! وقتي عروسک " کلاه قرمزي " باعث محبوبيت و کسب درآمد ميلياردي براي تهيه کنندگانش مي شود ! شما انتظار داري مليکا زارعي که الحق زحمات زيادي براي رسيدن به اين جايگاه کشيده است ، از اين حق محروم ماند !؟  از خود شما هم اگه براي حضور در برنامه هاي تاريخي دعوت به عمل آيد ، حتمآ تشريف مي بريد !
جناب معتضد عزيز .. براي خارج نشدن از جاده عدل و مروت ، بايد اعتراف کنم از زاويه ديگري با اين نظر شما موافقم که برخي از همين چهره ها بقدري غرق در ماديات شده اند که گويي فراموش کرده اند از برکت همين مخاطبان تلويزيوني به نام و عنوان رسيده اند ! من با اغلب هنرمندان در ارتباط بودم . بزرگواراني چون خانم " کتايون رياحي " ، " داريوش ارجمند " ، " علي دهکردي " ، " مختاباد " ، " علي نصيريان " و خيلي هايي که متآسفانه يادم نيست هميشه براي امور خير پيشگام بوده اند . و در همه مراسم هايي که براي بيماران هموفيلي ، کودکان بي سرپرست و .. از اون ها دعوت مي کردم ، با دل و جان تشريف مي آوردند .. و به قول خودشون { پيک امور خيريه } بودند . اما برعکس اين عزيزان کساني هم بودند که ابتدا رقم دستمزد براي حضورشون رو سوال مي کردند ! من قبول دارم شرايط زندگي خيلي سخت شده است .. اما در هيچ شرايطي نبايد انسانيت فداي مسايل مادي شود . اين پول پرستان حتي زماني که براي تبليغ خودشون گاهي اوقات براي ظاهر سازي به مراکز خيريه سرک مي کشند ، ريا و عوامفريبي اون ها با پالس هاي منفي که ارسال مي کنند براي همه قابل تشخيص است .. !!  
استاد گرامي شما در پايان ياداشت خود عنوان کرديد که  خانم زارعي بايستي .. " یا به متصدیان سالن دستور می داد همه درهای سالن را باز کنید و مراقبت نمایید بچه ها به مادرهایشان ملحق شوند " خسرو خان قبول بفرماييد که اين سخن شما ناشي از عدم اطلاع جنابعالي از اين گونه مراسم هاست ! کافي است به تصوير صحنه و جايگاه مجري برنامه توجه فرماييد .. عمق ديد او در زير تابش ده ها پرژکتور قوي که مستقيمآ بر استيج و چهره مجري مي تابد ، مانع از تشخيص وضعيت سالن و درهاي خروجي است ! فراموش نکنيد که معمولآ هنرمندان و مجريان از ورودي جداگانه اي که در پشت استيج قرار دارد ، وارد سالن نمايش مي شوند . و هيچ گونه شناختي بر مهندسي خروجي ها ندارند . ضمن اين که نه قانونآ و نه عرفآ مسئوليت راهنمايي و تخليه سالن نمايش به عهده مجري نيست . يادمون باشه وي در اون شهر مهمان بود . باور کنيد من هرگز اين مجري دوست داشتني رو از نزديک نديده ام و هيچ گونه آشنايي با وي ندارم . اما از عشق و علاقه نوه هايم به خاله شادونه کاملآ اگاهم . و به جرآت مي توانم ادعا کنم که کودکان او را عاشقانه دوست دارند . ما حق نداريم سلايق و خواسته هاي خود رو به عموم تحميل کنيم .. به عنوان فردي که براي شما احترام قائل هستم . و يکي از مخاطبان دايمي برنامه هاي شما مي باشم ، از حضورتون خواهش مي کنم به نوعي که صلاح مي دونيد از دل اين هنرمند محجوب در آوريد . او خودش بي نهايت از اين ماجرا غمگين و افسرده است .. چيزي از شما کم نخواهد شد .
کالبد شکافی ماجرا ..
اجازه می خواهم به عنوان فردي که سال ها تجربه مديريت ، برنامه ريزي و اجراي اين گونه مراسم را داشته ام ، نظر شخصي ام رو بيان کنم .
بنا بر  " اطلاعيه " وکيل محترم برنامه خاله شادونه ، برگزار کنندگان جشن تمام مراحل قانوني دريافت مجوز را انجام داده اند . و در باره فروش بليط هم گفته است  "  " تعداد 2750 فقره بلیط، توسط مراکز فروش اعلام شده از سوی شرکت صدای آریای وطن به فروش رسیده، تعداد 200 فقره نیز در اختیار اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرمانداری خرمدره جهت میهمانان اداری قرار گرفته که با جمع آمارهای مذکور حدود 2950 فقره بلیط (تقریبا معادل ظرفیت اسمی سالن مراسم) در اختیار شرکت‌کنندگان قرار گرفته است. "  که بنده همه اين موارد را قبول دارم . و اگر غير از اين بود ، اصلآ مجوزي صادر نمي شد ! اما طبق ادعاي شاهدان عيني جمعيت بيش از رقم اعلام شده بود . پس مشکل در کجاست !؟ همه به خوبي به اين مسئله واقف ايم که ما ايراني ها اهل پارتي بازي هستيم . کافي است به پروسه اخذ مجوز دقت کرده تا ببينيم چند نهاد و ارگان و سازمان درگير اين مراسم بودند . طبيعي است که دست اندرکاران اين سازمان هاي ياد شده هم مثل بقيه مردم مشتاق حضور خانواده خود و دوستان و آشنايان در اين جشن بزرگ بودند . از طرفي طبق گفته آقاي وکيل  ۲۰۰ فقره بليط هاي اهدايي تنها به مهمانان اداري وزارت ارشاد و فرمانداري خرمدره تعلق گرفته بود  .. !
خب با اين حساب واضح و مبرهن است که سر بقيه سازمان هاي درگير از بابت يليط هاي اهدايي بي کلاه مانده بود  ! و باز کاملآ طبيعي است از همان يک هفته قبل از اغاز برنامه ، تلفن هاي بسياري براي قمپز در کردن ، فخر فروشي ، محبت در شهرستان خرمدره به صدا در امده و ديالوگ هاي آشنايي چون .. { سلام سکينه جون .. خبر داري قراره خاله شادونه به اين شهر بيايد !؟ راستش پسر مش قاسم خودمون همه کاره اين برنامه است .. خواستم بگم ميهمان ما هستيد . حتمآ تشريف بياوريد .. ! } و بدين سان چنين ديالوگ هاي از سوي برخي از دست اندرکاران ( منتها با تغير اسامي ) رد و بدل شده بود .. و بر حسب يک سنت ديرينه اقوام و دوستان برگزار کنندگان بدون بليط به اين مکان فرهنگي تشريف فرما شده بودند ! ضمن اين که برخي از اين دست اندرکاران بر اساس همان بند معروف ( پارتي بازي ) فاقد تخصص و تجربه لازم براي اداره چنين جماعتي شکننده بودند ! به طور کلي بنده عوامل متعددي را در اين حادثه مقصر مي دانم  که عبارت اند از :
سود جويي ، عدم رعايت اصول ايمني ،‌ بت سازي از هنرمندان ، عدم توجه به کودکان ، ضعف مديريت ،  نداشتن تجربه کافي و ... و براي هريک مثال هاي فراواني وجود دارد . " سود جويي " باعث شده بود که حضرات اصول اوليه اين گونه مراسم رو فراموش کنند . به عنوان مثال دعوت از اورژانس و حضور آمبولانس ها در تجمع هاي اين چنيني از واجبات است . متآسفانه از اون جايي که براي حضور هر دستگاه آمبولانس بايستي مبلغ ۱۴۰۰۰۰ تومان پرداخت مي کردند ، از آن طفره رفتند ! شايد هم به دليل عدم دارا بودن تجربه کافي و استفاده نکردن از مشاوران آگاه ، اصلآ نمي دونستند وجود امبولانس الزامي است .. !! در حالي که اگه چند دستگاه امبولانس در محل حاضر بود ، ممکن بود آن نونهالان معصوم امروز در ميان ما بودند .. !
" بت سازي از هنرمندان " متآسفانه ريشه در فرهنگ ما ايراني ها دارد ! به طوري که با ديدن يک هنرمند دست چندم ، يا يک چهره ورزشي به دورش حلقه زده و تقاضاي امضاء و گفت و گو داريم ! همين مسئله باعث شده است تا عده اي که ظرفيت مشهور شدن را ندارند ، به انحراف کشيده شوند . و در ساده ترين شکلش به همان مردمان فخر فروشي کرده و خود را تافته هايي جدا بافته تصور فرمايند .. کافي است به صفحه حوادث مطبوعات نظري بيندازيم ... ! نمونه هاي فراواني به ثبت رسيده است !
" عدم توجه به کودکان " کودکان دنياي خاص خودشون رو دارند . براي همين ورود به عرصه نونهالان هميشه براي هنرمندان دشوار بوده است . زيرا علم و دانش خاص خود را مي طلبد . از کتاب کودک گرفته تا نحوه اموزش و فيلم کودک و نوجوان و از همه مهم تر مديريت اجتماعات آن هاست . که متآسفانه دست اندرکاران و مسئولان مربوطه فاقد دانش ياد شده بودند . و به فکرشون هم خطور نکرده بود که از مشاوران و کارشناسان کودک کمک بگيرند . دليل اين ادعايم جدا کردن از کنار مادران بود ..
" نداشتن تجربه کافي " معمولآ براي برگزاري هر همايش و جشني ، بايستي قبل از هر اقدامي ، ابتدا عوامل حرفه اي آن به دقت انتخاب شوند . و يکي دو روز قبل از آغاز مراسم مسئوليت آْن ها مشخص و حريم کارايي ترسيم گردد . بالاترين مقام برگزار کننده موظف است حتمآ قبل از هر مراسم با مسئولان تعين شده جلسه توجيهي برگزار کند . متآسفانه آن چه از شواهد امر بر مي آيد ، چنين اتفاقي نيفتاده است . و گرنه به هيچ عنوان دستور آبکي جدا کردن کودکان را صادر نمي کردند .
باور کنيد اگه يکي از موارد مورد اشاره رعايت مي شد .. مثلآ نيروهاي اجرايي داراي تخصص و تجربه کافي بودند ، حتمآ براي تخليه مدعوين اصول و مقررات ايمني رو رعايت مي کردند . متآسفانه ما از همان دوره مدرسه ابتدايي عادت کرده ايم به محض شنيدن صداي زنگ با عجله به بيرون از ساختمان هجوم ببريم .. و اين عادت حتي در بزرگي هم دست از سر ما بر نداشته است . کافي است به يکي از ايستگاه هاي متروي تهران سري بزنيد تا با چشمان خود شاهد باشيد که چگونه با بي رحمي همه با باز شدن درهاي واگن هجوم مي بريم .. ! و هرگز رعايت حال افراد بيمار و کهن سال خصوصآ کودکان را نمي کنيم !! همان طور که در بالا اشاره کردم ، اين ها فقط نظرات شخصي است .. ممکن است موارد ديگري در ماجرا دخيل بوده اند . نبايد همه کاسه و کوزه ها رو به سر مسئولان برگزاري شکست . اون ها قصدشون خدمت به مردم شهرستان خودشون بود . به عبارت ساده تر همه مقصر هستند . تمام نهاد هاي ياد شده در پروسه اخذ مجوز مسئول در اين حادثه بودند . بايد از حوادث عبرت گرفت ..
در پايان باز هم تکرار مي کنم به هيچ عنوان قصد نکوهش نداشته و ندارم . فقط به عنوان يک روزنامه نگار مستقل وظيفه خود دونستم در مقابل ياداشت تند و توهين اميز آقاي معتضد از حقوق دختر عزيزم سرکار خانم مليکا زارعي دفاع کنم . زيرا معتقد بودم که استاد از ناراحتي جو گير شده و نا خواسته همکار خودش رو مورد آماج حملات خويش قرار داده است .. !

  
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۲۳:۴۵دقيقه در تاريخ بيست و نهم ارديبهشت ۱۳۹۱ پایان یافت .
 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

شايعه مضحک پرواز تامکت در سايه ايرباس پرواز ۶۵۵


برچسب ها : پرواز ۶۵۵ هواپيمايي ايران اير + ناو وينسنس + پرواز در سايه + هواپيماي اف - ۱۴ + منافقين کورد دل + ارتش ايران
بهانه ای برای آغاز ...  
اون هایی که اهل وبگردي و گشت و گذار در دنياي وب هستند اين روزا حتمآ شاهد شايعات گسترده و به قول سياسيون { مهندسي شده اي !! } قرار گرفته اند که بار ديگر در باره پرواز شماره ۶۵۵ هواپيمايي ايران اير مورد واکاوي رسانه هاي موسوم به " اپوزيسيون " قرار گرفته است ! حتمآ بخاطر داريد در تاريخ ۱۲ تيرماه ۱۳۶۷ يک فروند ايرباس ايراني با ۲۹۰ مسافر که از بندرعباس عازم دبي بود با موشک هدايت شونده ناو " يو اس اس وينسنس " ناجوانمردانه سرنگون شد . در ابتداي امر آمريکايي ها خيلي تلاش کردند تا با نفوذي که بر رسانه هاي بين المللي داشتند روي اشتباهات عمدي خود سرپوش گذارند ! اما با نقد و تحليل هاي فراواني که از سوي کارشناسان خبره به عمل آمد ، اشتباهات اندرسن ( سوپروايزر  کشيک رادار ) و  ويل راجرز ( کاپيتان ناو ) در تشخيص غلط هواپيماي غيرنظامي به اثبات رسيد ! آمريکايي ها وقتي با خشم و نفرت اذهان عمومي جهان مواجه شدند ، سعي کردند با ساخت مستندي پر هزينه توسط موسسه " نشنال جئوگرافي " اشتباه تعمدي و مغرضانه خود رو با افزودن افکت هاي عاطفي سهوي جلوه دهند (  به کدامین گناه  ) ! در نهايت دادگاه نظامي در امريکا تشکيل شد و ....
مشخص شد كه مسئول كنترل فركانس ها به طور دقيق ليست پرواز هايي كه از فرودگاه بندر عباس تيك آف مي كردند رو به دقت بررسي نكرده است .. چون در پائين همان ليست شماره پرواز و نوع هواپيما به همراه مقصدش مشخص شده بود ! مسئول مربوطه پذيرفت كه در تطبيق ساعت هاي بين المللي با وقت محلي دچار اشتباه شده بود ! در اين دادگاه همچنين مشخص شد كه زنده ياد رضائيان هرگز اخطار هاي هشدار دهنده مسئولان ناو رو نمي شنيده است .. چون به طور كلي فركانس هواپيماهاي شخصي و مسافربري با نظامي ها تفاوت دارد . و مسئولان ناو بر روي فركانس هاي نظامي آن ها را صدا مي زدند .. !!  در بررسي هاي بيشتر مشخص شد كه هرگز هواپيماي ايرباس پرواز شماره ۶۵۵ در مسير پرواز ارتفاع خود رو كاهش نداده بود .. ! سرعت هاي اعلام شده از سوي افسران رادار مبني بر نظامي بودن هواپيما واقعيت نداشته است ! حتی بعد ها در سال ۱۹۹۰ راجرز چارلز بعد از تحقيق بر روي حادثه ايرباس متوجه شد كه بر خلاف ادعاي مسئولان امريكايي ، ناو وينسنس در لحظه شليك بيش از چهار كيلومتر در آبراه كشور ايران قرار داشت . و به عبارتي با شكستن حريم مجاز دريايي ، قوانين رو زير پا گذاشته بود .
 اما با وجود اعتراف علني آمريکايي ها به قصور و اشتباه در تشخيص پرسنل ناو وينسنس و تآکيد بر عدم حضور و پرواز هيچ گونه هواپيماي { اف - ۱۴ } در پشت هواپيماي ايرباس هواپيمايي ايران اير ، دشمنان قسم خورده ايران يا بهتره بگم عوامل گروهک منافقين کاسه داغ تر از آش شده و در همه جا چنين شايعه کردند که مقصر رژيم جمهوري اسلامي بود که با مخفي کردن شکاري " تامکت " در پشت هواپيماي ايرباس ، جان ۲۹۰ مسافر بيگناه رو به خطر انداخته و آن ها را به کام مرگ فرستاد !  متآسفانه به دليل آگاه نبودن اغلب مردم و عدم دسترسي به اينترنت و رسانه هاي معتبر ، شايعه حضور " اف - ۱۴ " خيلي زود در جامعه گسترش يافت و خيلي ها واقعآ باور کردند که طفلک آمريکايي ها اصلآ تقصيري نداشتند .. !! و اين ارتش ايران بود که فاجعه آفريد ! اما با رواج و گسترش اينترنت در کشور و دسترسي بخشي از مردم به شبکه هاي اجتماعي و مطالعه نظرات کارشناسان بي طرف بين المللي که جملگي ناو آمريکايي رو مقصر مي دانستند ، تير منافقان کوردل بار ديگر به سنگ خورد ! ضمن اين که ادله هاي فراواني در پوچ بودن ادعاي مغرضان نادان منتشر شد .. اما از اون جايي که ذات سران منافقين مملو از بغض و کينه فراوان نسبت به مردم ايران است ، هرگز از رو نرفته و بر طبل ادعاهاي پوشالي خود همچنان مي کوبيدند به اين اميد که شايد باشند کساني که بعد از گذشت سال ها ، شايعه حضور تامکت پشت هواپيماي ايرباس رو باور کنند .. !!  
گذشت زمان ، تکرار اشتباه .. !    
نزديک ۲۴ سال از اون اتفاق دردناک گذشته است .. به اندازه کافي دليل و مدرک بر کذب بودن ادعاي  پرواز " اف - ۱۴ " منتشر شده است .. اما ناگهان مي بينيم اين ادعا از زبان فردي نقل مي شود که مورد احترام بخشي از جامعه است . و شعار مبارزه با فساد سر مي دهد و حتي تاوان سنگيني هم به خاطر ثابت قدمي در ديدگاه هايش پرداخته است ... ! براستي آيا اين توطئه ديگري از منافقين براي اغفال رقباي داخلي است !؟ يا راوي در تحليل هايش دچار اشتباه تاريخي شده است !؟ يا شايد هم به نام او چنين ادعاي پوشالي منتشر شده است ؟ ( عملي که اين روزها از سوي منافقين کوردل براي تخريب چهره ها زياد تکرار مي شود ) ! به هر حال هر چه هست اين شايعه مضحک خوراک تبليغاتي خوبي براي منافقين و مغرضان شده است .. !
يک توضيح واجب .. !   
من تعمدآ نام راوي رو به زبان نياوردم ! چون حقيقتآ نه دانش و تجربه ام در حد ايشون است ! و نه شهامت سياسي ام به پاي او مي رسد ! ( بهتره اعتراف کنم که اصلآ و ابدآ فاقد هر گونه دانش و گرايش  سياسي هستم ! شهامت پيشکش ام ..!! ) و نه شجاعتي مثال زدني چون وي را دارم ..! حتي تحمل يک روز سختي هايي که ايشان کشيده است رو هم ندارم .. !! از طرفي به هيچ عنوان دلم نمي خواهد وارد مباحث صرفآ سياسي شده و يا خداي ناکرده در مقام پاسخ به او برآيم ... ! چون همان طور که اشاره کردم ، هم قد و قواره هم نيستيم . اما از آن جايي که احساس مي کنم به اعتبار و آبروي کشور عزيزم خدشه وارد مي شود و منافقين جنايت کار با اين ادعاهاي کذب خود خيلي راحت خون ۲۹۰ انسان بيگناه رو پايمال و فداي مقاصد ننگين سياسي خود مي کنند .. وظيفه خود مي دونم با ارايه ادله هاي فني تعمد و خصومت آمريکايي ها رو در اين قضيه به اثبات برسونم . ضمن اين که معتقدم .. هر انسان عاقل و با تجربه اي هم ممکنه اشتباه کنه ! که راوي اين قضايا هم مستثني از اين امر نيست . اما اگر بر ينده حقير ثابت شود که شخص مورد اشاره تعمدآ چنين سخنان کذبي رو رسانه اي کرده است ، صادقانه اعلام مي کنم .. او را در رديف دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم قرار خواهم داد . اما باور کنيد حس درون به من مي گه .. به او اطلاعات غلطي در اين باب داده اند . و تنها انتظارم ارايه مستندات و دلايل معتبري که در دست دارد ، يا اعاده حيثيت از خون بيگناهان پرواز ۶۵۵ است . در پايان از همه خوانندگان عزيز و گرامي خواهش مي کنم براي تجسم بهتر واقعيت ها ، حتمآ دو پست تصويري ( به کدامین گناه  و نقش گروهک منافقين در شايعه تامکت  رو با دقت مطالعه فرمايند .  
 توضيحات يک افسر با تجربه ..
 همه دوستان و خوانندگان قديمي با نام " جعفر خان " افسر تحصيل کرده پدافند ارتش آشنا هستند . که با حضور دايم در تارنماي بنده ، به پرسش هاي جوون ها پاسخ مي داد . در قضيه پرواز ۶۵۵ نظر وي رو در باره اتفاقات و ادعاهاي آمريکايي ها جويا شدم . آن چه مي خوانيد پاسخ اين افسر وظيفه شناس است  :
 از دروغ و ريا تا واقعيت ...
با سلام حضور جناب مدرسی عزیز و دوست داشتنی و گرامیداشت یاد و خاطره شهدی این پرواز مطالبی چند در مورد این اقدام بزدلانه رو به سمع تون می رسونم:
اول از همه نیروهای پدفندی و راداری با مشاهده تحرکات یک پرنده به راحتی می توانند نوع هدف و متخاصم بودن اون رو تشخیص بدهند جنگنده ای که برای شکار یک ناو میره هیچ وقت از ارتفاع بالا برای پرواز استفاده نمی کنه مخصوصا" این که بخواد با موشک هارپون به شکار ناو بره اصلا" نیازی به ارتفاع بالا برای حمله نداره پس توچیه اونها در خصوص اشتباه در تشخیص هدف کاملا" غیر منطقی و احمقانه است.
دوم اینکه برای رهگیری و سرنگونی یک هدف مولفه هایی وجود داره اون هم این است که آیا اون هدف تهدید است آیا مال کشور دشمن و طرف درگیر ما در جنگ است آیا هدف متخاصم است آیا یک هدف مرتکب خطا در ورود به مرز ها شده و بسیاری از مولفه های دیگر که شلیک به یک هدف ناشناس رو دشوار و غیر ممکن می کنه اشتباهات راجرز و فراموش کاری او در این بوده که اولا" در آب های سرزمین ایران بوده دوم اینکه زیر یک کریدور پرواز بین الملی به طور احمقانه ای نتونسته تشخیص بده که هدف غیر نظامی است با توجه به مولفه های مورد نظر و عدم هشدار و اسکورت هدف نیز ثابت می کنه این احمق وحشی قصدی جزء یک جنایت رو نداشته سیستم های ضد حمله ناو های آمریکایی به راحتی می تونند نوع و میزان خطر رو تشخیص بدهند در قدیمی ترین سیستم اونها یعنی سامانه کنترل آتش هاک وقتی هدف تهدید موثری برای سکو نباشه سریع یک هدف پرخطر دیگه رو برای انهدام انتخاب میکنه و اون هدف رو تا زمان عدم خطر از ذنج شلیک خارج می کنه.
در کل شلیک دو موشک ضد هوایی استاندارد مارک 60 برای انهدام یک هدف غیر موثر کاری جزء حماقت نیست و هدفی جزء کشتار نداره خدمه ناو می تونستن با شلیک توپ های ضد هوایی برد بلند یا همون خط آتش محافظت از حریم ناو ایرباس ایران رو متوجه به حضور در حریمشون کنند تا خلبان با آگاهی از خطر درگیری نظامی به بندر عباس مراجعت می نمود اونها این کار رو هم نکردند و مثل یک کابوی فقط به کشتن فکر کرده و هیچ ارزشی برای جان انسانهای قائل نبودند در کل برای اونهایی که سررشته ای در پدافند و اصول اون دارند این مستند یک طنز احمقانه در توجیه این جنایت آمریکایی ها نیست همونطور که جناب مدرسی به این موضع اشاره کرده اند ولی چه میشه کرد در مورد خطای پرسنل ناو این قضیه جزء یک عمد نیست همه آیتمها نشان از عمدی بودن این قضیه داره که سعی شده یک جورایی توجیه بشه . حیف در اواخر جنگ ما فرصت این رو داشتیم تا یک P-3 نیروی دریایی آمریکا و یک RF-6 اونها رو بکشیم پائین که در لحظات آخر بدلیل نقص در ژنراتور سیستم کنترل آتش شلیک ناموفق موند و داغ انتقام مردم بیگناه بر دل ما همچنان باقی ماند تا روزی که انتقام اونها رو بگیریم. 

 جعفرخان در باره حضور تامکت افزود :
 از باب پاسخ به دوستانی که ادعا کرده بودند که تامکت های و شکاری های ما در پوشش هواپیماهای مسافربری قصد حمله به اهداف نظامی داشته اند باید عرض کنم که آقایون وقتی تخصصی در زمینه ای ندارید مگه مجبورید اظهار نظر کنید مگر پرواز در زیر و روی یک هواپیمای مسافربری به همین راحتی است که با تنظیم تراتل موتورها و لم دادن خلبان شکاری انجام بشود جدای از این قضیه سیستم راداری یکپارچه ایجیس ناو آمریکایی در زمان خودش پیشرفته ترین بود و الان هم همینطوره از قابلیت های این سیستم IFF بسیار قوی که قادر به شناسایی تمام مدل های هواگرد متعلق به تمام کشورهای جهان رو داراست سیستم ضد حمله این سیستم ترکیبی از توپ های 110 و 70 و 50 با قابلیت کنترل یکپارچه راداری و الکترو اپتیکال و کاربری دستی است سیستم پالانکس مورد استفاده در این ناو نیز قابلیت هدف قرار دادن موشک های کروز را با هر سرعتی در هر زاویه ای را داراست. سیسصتم فوق توانایی تشخیص و تفکیک اهداف پروازی نزدیک هم که در سامانه مثل P-31 روسی فقط یک هدف واحد مشخص میشه و داراست یعنی تامکت ما در صورت پرواز در نزدیک زیر بالا یا هر نقطه ایرباس قابل تشخیص و شناسایی است. از باب خطر بودن تامکت ها در اواخر چنگ پروژه ای به نام بمب کت توسط شهید بابایی در حال پیگیری بود که بنا به دلایلی منجمله ریسک زیاد به نتیجه نرسید زیرا توانایی آیرو دینامیک تامکت برای شیرجه و استفاده از بمب های سقوط آزاد سری MK-8+ lkhsf kdsj تنها توانایی اونها در پرتاب بمب های BLU و JDAM و GBU می باشد که اونموقع امکان اون در کشور ما فراهم نبود استفاده از تامکت برای شلیک بمب سقوط آزاد حماقت محض است. در خصوص نظر برخی از دوستان در ضمینه اشتباهات سیستم ناو وینسنس همونطور که عرض کردم خدمه ناو وینسنس بدون توجه به قواعد رهگیری و شلیک اقدام به شلیک کردند در حالی که با اطمینان می گویم که سطح خطر ایرباس ایران در سیستم ضد حمله ایجس ناو در حد LOW بوده و حتی قفل راداری کاملی هم روش انجام نداده بوده قفل چون در صورت قفل راداری سیستم های ناوبری ایرباس دچار اختلال می شدند و خلبان در مکالماتش به اونها اشراه می کرده از آنجا که قفل راداری در فرکانس خود سبب اختلال در رادارهای هواشناسی و سیستم ناوبری می شود(تجربه شخصی) فقط در لحاظات آخر بوده که این ناو با وجود توانایی جهت اخطار پدافندی به هواپیمای ایرباس با وحشیگری تمام دو فروند موشک استاندارد مارک 60 رو به سوی هدفی شلیک می کنه که کاملا" مشخصه که روی رادار قابلیت مانور کمی داره در فیلم مذکور نشان می ده کنترلر شلیک دستش رو رو کلید انصراف شلیک گذاشته یکی نیست بگه مردک وقتی تامکت با سیستم راداری خودش توانایی هدف قرار دادن موشک اگزوست رو هم داره چطور متوجه شلیک دو موشک ضد هوایی نمیشه و راحت با حفظ سرعت و ارتفاع خودش مثل یک گربه مست به راه خودش ادامه میده این هم یک دروغ دیگه در مورد ادعا برای برنامه ریزی حمله به این ناو هم خدمت شما عرض کنم معمولا" حمله به ناوهای اینچنینی با تاکتیک های خاصی انجام میگیره مثل عملیات های ایضایی توسط تایگرها و حمله توسط تیم اصلی و بهترین هواپیما موجود برای این حمله فانتوم ئی هست زیرا با قابلیت پرواز مداوم در ارتفاع پائین و شلیک موشک هارپون و ماوریک بهترین گزینه است البته فانتوم ها ما در آن زمان قابلیت شلیک هارپون رو نداشتند اما قابلیت اونها در این نوع حملات انکار ناپذیره باید توجه داشت کدوم خلبان مغز خر خورده ای برای حمله با سرعت بسیار کم اوج می گیره بعد یکذره خلیج فارس رو نگاه می کنه و بعد تازه یادش می افته ای وای در 15 مایلی ناو باید بهش حمله کنه با در نظر گرفتن فاصله و هدف حتی به قول خودشون اگر ایرباس قصد انتهار داشت و هر چه قدر هم شیرجه تندی می زده باز هم ده مایل جلوتر با آب برخورد می کرده نه ناو خلاصه تمام ادعاهای مربوط به غیر عمدی بودن این قضیه کاملا" رد می شود دوستان عزیزی که شکی در این قضیه دارند با مدرک و مستندات علمی بهشون ثابت می کنم که این کار راجرز و دار و دسته خائنش عمدی بوده. تشکر از بهروز عزیز و دوست داشتنی ..
با تشكر از جعفر خان گرامي .. توجه ان عده از دوستان محترم رو كه هنوز به امكانات ناو وينسنس پي نبردند را به مطلبي كه سايت وزين ميليتاري در اين باره درج كرده است ، جلب مي كنم .
نظر منطقي يک خواننده
جالبه بدونيد در يکي از سايت هايي که روي ادعاي جديد مطرح شده مانور مي دادند ، نظرات منطقي متعددي به چشم مي خورد که نشاندهنده رشد فکري جوانان خارج از کشور است . وي در بخش نظرات مطلب ( پشت پرده ی انهدام پرواز ۶۵۵ چه بود ؟ جنایتی دیگر از جمهوری اسلامی ! ) نوشت :
خودتون کلاهتون رو قاضی کنید، یه F-14 چه صدمه ای میتونه به ناو آمریکایی بزنه که چند لایه دفاعی داره؟ بعدشم توی اسنادی که توی ویکی پدیا هست صراحتا اعلام شده در نقطه ای که این هواپیما مورد حمله قرار گرفته حتی اگر هواپیمای جنگی هم اونجا می بود، امریکا حق حمله نداشت ، این قسمتم بخونید خالی از لطف نیست: کاپیتان کارلسون، فرمانده سابق ناو سایدز در این مورد معتقد است که ایرباس ایرانی علاوه بر علائمی که مبنی بر غیرنظامی بودن خود می‌فرستاده با سرعتی کم در حال اوج گرفتن بود و حتی اگر در چنین شرایطی نیز آن را به عنوان یک جت اف ۱۴ شناسایی می‌کردند باز من تردید دارم که یک هواپیمای اف ۱۴ می‌توانست تهدید سطحی را متوجه ناو وینسنس یا سایدز یا هر شناور دیگری کند.
 دروغ بزرگ در روز روشن .. !
در باره دروغ پردازي هاي منافقين و بهره گيري هاي سياسي اين قوم جنايتکار از سخنان کذبي که منتشر مي کنند ، به حد کافي شنيده و خوانده بودم . اما اصلآ فکرش رو نمي کردم که روز روشن در باره ادمي که هنوز زنده است و فعاليت مي کنه دروغ شاخداري رو ترويج کنند ! در بخش کامنت هاي همان سايت مورد اشاره فردي نوشته بود :
چند تا نکته که این حرف رو مهم میکنه و چند تا ایراد. اول که این قایم شدن پشت سر سایه هواپیماهای بزرگ مثل مسافربری و سی-۱۳۰ اول تکنیک عراقی ها بود. یک جایی (وبلاگ old pilot که بعدا با تذکر حراست نیروی هوایی تعطیل کرد خاطرات جنگش رو) نوشته بود که ... !!
يکي نيست به اين حضرات بگه ..  آخه مرد حسابي بهتر نيست قبل از هر اظهار نظري ( حتي در يک  اطلاع رساني ساده ) آن چه را مي نويسي بررسي کني ..!!؟ به کوري چشم منافقين جنايتکار و مغرضان بي سواد ، هرگز حراست نيروي هوايي به محتواي نوشته هاي بنده ورود پيدا نکرده است  ! تنها يک بار " سازمان حفاظت اطلاعات ارتش " به دليل سوء برداشت از يکي از نوشته هاي بنده ، محترمانه خواهش کردند موقتآ در باره ارتش مطلب ننويسم .. و به فاصله چند روز دوباره رسمآ از بنده خواستند مثل هميشه به فعاليت ام در باره ارتش ادامه دهم .. و همه شاهد هستند که همچنان مي نويسم ! و چيزي تعطيل نشده است ! حتي بنده بقدري آزادي بيان داشتم که جريان هر دو بار احضارم رو صادقانه منتشر کردم . و حتمآ يادتونه که در همون مقطع خيلي از رسانه هاي خارج از کشور روي اين قضيه و ايضآ بستن دهان يک ارتشي چقدر مانور کذب انجام دادند .. ! اين نمونه ديگري از تحريف حقايق است ! 
 حقيقتي آشکار  ..
در باره قدرت و شجاعت ارتش ايران و دلاور مردي پرسنل آن بار ها در همين تارنما به بحث پرداخته ام . اما متآسفانه برخي از هموطنان به خاطر تبليغات سوء مغرضان هنوز به اين حقيقت آشکار پي نبرده اند . و اغلب از من در باره توان دفاعي ايران سوال مي پرسند . و با شک و ترديد سخنانم رو باور مي کنند ! لذا اون دسته از عزيزاني که قدرت و توان ارتش رو  هنوز هم دست کم گرفته اند ، به مستندي که خود آمريکايي ( نشنال جئوگرافي ) در باره پرواز ۶۵۵ ساخته اند ارجاع مي دهم که .. وقتي نيروهاي شبه نظامي ايران اين توانايي رو دارند که با يک فروند قايق تند رو شکاف عظيم بر بدنه ناو بزرگ آمريکايي ها ايجاد کنند ... ! يا بقول دوست عزيزم جناب ابراهيم حاتمي کيا که به چشم خود ديده بود که چگونه نيروهاي بي ادعاي ما بر بدنه پولادين ناو آمريکايي يادگاري نگاشته بودند . !  
 
چگونه نبايد انتظار داشت که از قدرت واقعي ايران هراس نداشته باشند . در همين مستند به خوبي ترس و وحشت در چهره فرمانده ناو وينسس بعد از شنيدن حمله قايق ها مشاهده مي شود ! و همين ترس باعث مي شود که در مواقع به اصطلاح بحراني نتواند تصميم درستي اخذ کند ! و مي بينيم که از افسر کشيک رادار گرفته تا فرمانده ارشد ناو و ساير افسران دفتر فرماندهي آن قدر قدرت تشخيص و بررسي ندارند که بفهمند که هواپيماي " اف - ۱۴ " که دست بر قضا محصول کشور خودشون است ، قادر به شليک هوا به زمين نيست ! از اون ها منگول تر دشمنان و مغرضان اين مرز و بوم ( منافقين ) هستند که شکر خدا بقدري احمق اند که قادر به درک ساده ترين مسايل فني هم نيستند ! به عبارتي وقتي افسر کشيک رادار از ترس دلاور مردان ايراني يا هر عامل ديگري ( مثل مستي و يا کم دانشي ) به جاي هواپيماي ايرباس ، توهم تامکت به سراغ اش مي آيد ! دشمنان فريب خورده ما هم بدون تعمق به اون توهم بال و پر مي دهند .. !  و کلي هم خوشحالند که نظام ايران رو در جهان رسوا کرده اند ..!! آن ها بقدري از مرحله پرت هستند که نمي دونند اگه ايران چنين قصدي داشت ، خب به جاي تامکت يک فروند هواپيماي " پي تري اف " يا همون ارويون که قادر به شليک هدف هاي دريايي و زير دريايي است رو اعزام مي کرد .. ! که حتي نياز به در سايه قرار گرفتن هم نيستند .. ! در اين جاست که نقش دلير مردان ارتشي و فرماندهان خوش فکر و با تکنيک ارتش ايران نمود پيدا مي کنه .. خصوصآ پرسنل نيروي هوايي که در جنگ هشت ساله با پشتيباني متخصصان با غيرت خود با اقتدار در مقابل متجاوزان ايستادگي کردند . در هيچ يک از عمليات هاي جنگي هرگز بياد ندارم در بحراني ترين لحظات از دون پايه ترين پرسنل گرفته تا فرماندهان کوچک ترين خللي در اراده آهنين ان ها پديد امده باشد .. و اين همان راز شهامت و اقتدار ارتش ما است ..
کلام اخر ...  
باور کنيد خيلي دلم مي خواد اون هايي که اراجيف نسنجيده مغرضان وطني رو باور کرده اند ، کلاه خود رو قاضي کرده و به ادله هايي که اشاره شد فکر کنند ! خصوصآ شخص محترمي که چنين ادعاي نسنجیده ای رو رسانه ای کرده است ..  
  
در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .
بهروز مدرسی
این پست ساعت ۸:۳۰ دقيقه بامداد تاريخ هفتم ارديبهشت ۱۳۹۱ پایان یافت .
 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

واکنش مقتدرانه فرماندهان ارتش به اراجیف بن زاید

برچسب ها : تنب بزرگ + تنب کوچک + جزاير ابوموسي + شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان + امارات + تحقير مسافران ايراني + فرماندهان ارتش + امير دريادار حبيب الله سياري + امير احمدرضا پوردستان + محمود فرنودي  
 به بهانه مقدمه ..
در باره اراجيف وزير امور خارجه امارات و ادعاهاي مضحک او در اين چند روزه به حد کافي مطلب منتشر شده است . و صد البته واکنش هاي متعددي رو هم شاهد بوديم . اما راستش رو بخواهيد در ميان اون همه هياهو ، دو خبر حسابي به دلم چسبيد .. ! به قول قديمي ها .. کلي حال کردم ! اولي پيغام دوست فرهيخته ام " محمود خان فرنودي " بود که در مقام يک کارشناس جهانگردي حرف بسيار منطقي زده بود . بعدي واکنش مقتدرانه امرا و فرماندهان ارتش بود . که هر يک به فراخور موقعيتي که داشتند ، بدون تعارف و خارج از بيانيه هاي رسمي و کليشه اي نظرشون رو قاطعانه بيان کردند . اگرچه کشور کوچکي چون امارات که از صدقه سر ما ايراني ها به پيشرفت و ترقي قابل توجهي رسيده اصلآ ارزش پاسخ دادن رو ندارد . اما به خاطر پشتيباني کشور هاي عضو اتحاديه عرب بايد قضيه رو جدي گرفت . البته اين رو اضافه کنم که دلايل و اسناد بين المللي فراواني دال با حاکميت ايران برا جزاير فوق وجود دارد و نياز به اثبات نيست .. اما مسئولان ايراني بايد مراقب توظئه ها باشند .  آن چه مي خوانيد ، گذري است بر بعضي واکنش ها ازسوي مقامات مسئول ايران ..
اصل خبر چه بود ..؟
    اواخر هفته گذشته محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور كشورمان در جريان دور چهارم سفرهاي استاني خود به هرمزگان وارد جزيره ايراني ابوموسي شد تا بلندپايه ترين مقام كشور باشد كه تاكنون از اين جزيره كوچك اما استراتژيك و جنجالي ايران در نزديكي تنگه هرمز ديدن مي كند. اين سفر اما با واكنش امارات متحده عربي همراه شده است.
  
    شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان، وزير خارجه امارات در سخناني كه در خبرگزاري رسمي اين كشور منتشر شد ادعا كرد: اين سفر نقض گسترده حاكميت امارات بر سرزمين خود و ناديده گرفتن همه تلاش ها و اقداماتي است كه براي حل مسالمت آميز اين مساله از طريق گفت وگوهاي مستقيم يا مراجعه به دادگاه بين المللي صورت مي گيرد. وي همچنين در اظهاراتي به دور از واقعيت مدعي شد: سفر رسمي احمدي نژاد به جزاير سه گانه، تغييري در وضعيت حقوقي آنها ايجاد نمي كند و اين 3 جزيره همچنان بخش جدايي ناپذير از خاك امارات هستند!! خبر کامل را (اینجا ) بخوانید .
واقعیت جزایر سه گانه چیست !؟ 
در ساعت 6:15 بامداد روز 9 آذر 1350 خورشیدی (30 نوامبر 1971 میلادی) یک روز قبل از ترک قوای انگلیسی از خلیج فارس، یگانهای نیروی دریایی ایران در سه جزیره تنگه هرمز (تنب بزرگ، تنب کوچک و اوبوموسی) پیاده شدند و با بازگرداندن آن‌ها به آغوش میهن، به دوران استعماری هشتاد ساله قوای انگلیسی بر این جزایر پایان دادند. اولین پرچم ایران پس از گذشت کمتر از 35 دقیقه از آغاز عملیات بر اولین جزیره افراشته شد و در راس ساعت 8 در هر سه جزیره، پرچم ایران همراه با شلیک 21 گلوله توپ برافراشته گردید. در ساعت 6:50 صبح، کلیه نقاط حساس و ارتفاعات جزیره ابوموسی تصرف شد. در حین اجرای عملیات یک فروند هلیکوپتر از بالا دیده بانی نقاط حساس جزایر را برعهده داشت. در ساعت6:30 دقیقه صبح هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ایران برای پشتیبانی از نیروهای عمل کننده به روی جزیره نمایان شدند. در ساعت 7:15 دریادار عطائی جهت ملاقات با شیخ صقر از شارجه به جزیره عزیمت نمود و در ساعت7:30 بلافاصله در منطقه ملاقات پرچم ایران برافراشته شد.
 
در جزیره تنب بزرگ ساعت 6:00 هلیکوپترهای نیروی دریایی اعلامیهای مبنی بر عدم مقاومت روی دهکده و ساختمان پلیس پخش کردند و در ساعت 6:15 در سه کرانه شمالی، جنوب شرقی و جنوب غربی نیروهای کماندویی و گردانهای ساحلی پیاده گردیدند. عملیات در این سه کرانه به ترتیب توسط ناو کهنموئی و ناوچه پروین و ناو میلانیان و یک فروند250- Bell که با هلیکوپترهای رزمی پشتیبانی می‌شد انجام گردید و در ساعت 6:35 جتهای نیروی هوایی ایران نیز به روی جزیره ظاهر شدند. در جریان تنها درگیری مختصر بین افراد مسلح و نیروهای ایران برای خلع سلاح کردن پاسگاه پلیس جزیره سروان پیاده سوزنچی و مهناوی یکم حبیب الله کهریری و ناوی آیت الله خانی به شهادت می‌رسند و ناوی وظیفه علی قربان روزبهانی مجروح می‌شوند و 4 نفر پلیس کشته و پنج تن دیگر نیز زخمی می شوند. پس از سقوط پاسگاه با احترام نظامی پرچم ایران در مقابل پاسگاه و مدرسه نیز برافراشته شد و زخمی شدگان با هلیکوپتر به بیمارستان شیر و خورشید سرخ بندرلنگه اعزام می‌شوند و پس از سقوط پاسگاه نیروهای ایرانی تمامی سلاحهای موجود در پاسگاه و خانه های مردم را جمع آوری می‌نمایند و بدین صورت، تصرف جزیره تنب بزرگ کامل گشت. در ساعت ۱۰ صبح دریادار حبیب الهی و عکاسان و فیلمبرداران وارد جزیره گردیدند و اندکی پس از اتمام عملیات هویدا نخست وزیر وقت، طی نطقی بازگشت جزائر ایرانی را به آغوش میهن اعلام نمود. در این زمان کشوری به نام امارات متحده عربی نیز که تا کنون وجود خارجی نداشت برای نخستین بار تحت حمایت انگلستان تشکیل شد
دلایل بسیج دانشجویی  
 اين حال، اشاره به چندين سند معتبر بين المللي را برايتان خالي از لطف نمي دانيم. در نقشه های متعدد رسمیِ تاریخی انتشار يافته از سوي سازمان های بین اللملی و کشورهای مختلف، جزایر سه گانه در حاکمیت ایران نشان داده شده است، از جمله؛ در نقشه ی تهیه شده از سوی وزارت خارجه فرانسه در سال 1764( يعني حدود دويست و پنجاه سال قبل از تشکیل رسمي كشور شما) جزایر تنب و ابوموسی و در نقشه امپراطوری پارس(the persian empire) كه در سال 1813 (يكصد سال قبل از استقلال كشور شما) انتشار يافته، جزیره ابوموسی به رنگ خاک ایران مشخص شده است. « 
همچنين در نقشه خلیج فارس که در سال 1886 از سوی اداره اطلاعات وزارت جنگ بریتانیا در شش قطعه تهیه شده، بر تعلق داشتن جزایر ابوموسی وتنب به حاكميت سرزميني ایران تاكيد شده است. در نهايت نقشه جغرافيايي توزيع شده از سوي شوراي امنيت درسال 1971(يعني هم زمان با خروج نيروهاي استعمار گر بريتانيا از منطقه خليج فارس و اعلام استقلال كشورهاي حاشيه نشين خليج فارس، از جمله كشور شما)، جزیره ابوموسی با عبارت BAMUSA,IRAN» نشان داده شده است.
از بعد حقوقی نيز می توان به یادداشت تفاهم 1971 میان ایران و شارجه درباره جزیره ابوموسی اشاره کرد كه بر اساس آن، مالکیت و حاکمیت ایران بر این جزیره بي چون و چرا بوده و بر پایه حقوق بین الملل، حکومت هاي استقلال يافته نمی توانند نسبت به قرارداد های پیش از تشکیل خود ادعایی مطرح کند. علاوه بر آنكه، دولت امارات این تعهدات را به صورت رسمی و قطعی پذیرفته و از ایران هم خواسته است به پیمان 1971 پایبند باشد. از اين رو، قراردادهای سرزمینی هرگز با جابه جایی و تغییر حکومت ها دگرگون نخواهد شد؛ از این جهت نيز ادعای كشور شما بی اعتبار و مردود است . خبر کامل را در  ( اینجا ) بخوانید .

واکنش امرا و فرماندهان ارتش

روزنامه صبح خراسان در این باره نوشت :

فرمانده کل ارتش جمهوري اسلامي ايران، فرمانده نيروي دريايي و وزير دفاع کشورمان به اظهارات گستاخانه وزير خارجه امارات در مورد تملک جزاير سه گانه ايراني واکنش نشان دادند.به گزارش خبرنگار خراسان، امير سرلشکر عطاء ا... صالحي درحاشيه مراسم روز ارتش در جمع خبرنگاران گفت: برخي دوستان ما تحت تاثير نيروهاي فرامنطقه اي گاهي سخنان آنان را تکرار مي کنند، اما بايد بدانند که ما درباره تماميت ارضي خود با هيچ کس تعارف نداريم و اين جزاير ايراني هستند و مالکيت آن ها هم تعارف بردار نيست.وي تصريح کرد: درباره تماميت ارضي با هيچ کس حتي با نيروهاي فرامنطقه اي تعارف نداريم چه رسد به اين که خداي نکرده همسايه هاي ما اشتباه کنند.در همين حال به گزارش مهر امير دريادار سياري فرمانده نيروي دريايي ارتش نيز در واکنش به اظهارات وزير خارجه امارات اعلام کرد: من نه به عنوان فرمانده نيروي دريايي ارتش، بلکه به عنوان يک شهروند ايراني مي گويم آن ها عددي نيستند که بخواهند در مورد جزاير سه گانه جمهوري اسلامي ايران اظهارنظر کنند. همچنين به گزارش ايلنا سردار احمد وحيدي وزير دفاع کشورمان نيز در پاسخ به سوالي مبني بر موضع گيري نامناسب امارات تاکيد کرد: «جزاير سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي متعلق به ايران است و ترديدي در حاکميت ايران بر اين جزاير نيست.» اين درحالي است که وزير خارجه امارات روز گذشته بار ديگر اظهارات خود مبني بر مالکيت جزاير سه گانه را تکرار کرد و مدعي شد چه بسا اين امر تاثيري بر امنيت و صلح بين المللي داشته باشد.همچنين وزيران امور خارجه ۶ کشور عضو شوراي همکاري خليج فارس در پي ادعاهاي امارات در مورد جزاير سه گانه ايراني روز گذشته در شهر دوحه قطر تشکيل جلسه دادند که تازمان تنظيم اين خبر، در مورد آن اخباري منتشر نشده است.

یک پاسخ دندان شکن دیگر ..  

اگر دیپلماسی جواب ندهد ، از طريق نظامي اقتدار ايران را نشان خواهيم داد ( عصر ايران ) 

امیر پوردستان در خصوص اظهارنظر کشورهای بیگانه درباره جزایر سه‌گانه ایران گفت: اگر بخواهد تعرضی صورت بگیرد و موضوع از طریق سیاسی حل نشود نیروهای نظامی آماده‌اند اقتدار ایران را به کشور متعرض نشان دهند.


به گزارش فارس، امیر احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در همایش بزرگداشت روز ارتش که با حضور وابستگان نظامی کشورهای خارجی برگزار شد در جمع خبرنگاران در خصوص برخی اظهارنظرها درباره جزایر سه‌گانه کشورمان اظهار داشت: حاکمیت این جزایر از قدیم‌الایام متعلق به ایران بوده و جمهوری اسلامی نیز از این حق خود قاطعانه و با قدرت دفاع می‌کند.


امیر پوردستان با بیان اینکه به هیچ کشوری اجازه کوچکترین دست‌اندازی را نمی‌دهیم، تصریح کرد: اگر اینطور شود و مسئله از طریق سیاسی حل نشود نیروهای نظامی آماده‌اند اقتدار نظام را به کشور متعرض نشان دهند.

 

توصیه یک کارشناس وطن پرست  

دوستان عزيز ايران و ايراني.بس است سالها پول زحمت كشيده ايراني ها را به جيب مشتي بيابانگرد عقب افتاده نوكيسه و نوكر انگليسي ها يعني مردم امارات ريختيد.ديديد در دوران بحران اقتصادي به تنها چيزي كه فكر نكردند سرمايه شما بود و با حرص غريبي كه ناشي از حسادتهاي نژادي و خصومت هاي قومي بود، بسياري از شما ها را بدليل ركود اقتصادي و عقب افتادن اقساط ملكي كه خريده بوديد بيرحمانه به زندان افكندند و ميليون ها پول شما را وكلاي بسيار محترم اماراتي خوردند و هيچ غلطي هم نكردند و هست و نيستتان از بين رفت.حالا بازهم براي كنسرت فلان خواننده نخ نما شده وطني سرودست بشكنيد و پول بريزيد! بازهم با افتخار اعلام كنيد كه ركود اقتصاد امارات برطرف شده و باز رونق جايگزين ركود شده است.شما را سننه ؟! يك انسان عاقل را از يك سوراخ چند بار بايد مار بزند تا بفهمد اين سوراخ مار دارد ؟ من بعنوان يك كارشناس جهانگردي نقاط زيادي از دنيا را بشما توصيه مي كنم كه مي توانيد بجاي امارات سفر كنيد و از وقت و پول خود استفاده ببريد.سفر ذاتي انسان هاست و نياز طبيعي ايشان است ولي سفر با احترام.نه اين كه هر روز يك بامبولي درست كنند و به اين بهانه يكروز انگشت نگاري يكروز قرنيه نگاري يكروز قباله ازدواج يكروز تشابه اسمي يكروز محل تولد يكروز سن و سال بالا يا پائين و خلاصه هر روز يك بهانه احمقانه براي تحقير و توهين ايرانيان! و جالب اينكه ما هر روز مشتاق تر از روز قبل نشان مي دهيم و اين جاي گله و تاسف دارد. تاكي مي خواهيد بجائي سفر كنيد كه پاسپورت شما را مثل يك شيئي آلوده يك مامور بي سروپاي پليس فرودگاه با دو سر انگشت بگيرد و جلويتان بيندازد.كمي غيرت كنيدوگرنه من بعنوان يك متخصص سفرهاي هوائي و تور بسيار زياد مي توانم از سفر شما به امارات بهره ببرم كمااينكه مي برند...ولي به يك ريال آن راضي نيستم و آن را كثيف مي دانم.شرف ايراني را حفظ كنيد و به امارات و بويژه دوبي نرويد..نرويد و ديگران را هم تشويق كنيد نروند

 

 

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی


اين پست ساعت ۱ بامداد بتاريخ اول ارديبهشت ماه ۱۳۹۱ پايان يافت .


پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

پاینده باد ارتش همیشه قهرمان ایران

برچسب ها : ارتشیان قهرمان + روز ارتش + ۲۹ فروردین + رژه دلاور مردان ارتشی

بهانه ای برای آغاز  

۲۹ فروردین ماه در ايران به نام مقدس " روز ارتش " نامگذاری شده است . به همين مناسبت امروز دلاور مردان ارتشي در اغلب شهر هاي ايران عزيز بخشي از اقتدار و توانمندي هاي خود رو به نمايش گذاشتند . به عنوان يک کهنه سرباز اين روز رو به همه پرسنل ارتش هميشه قهرمان ايران و خانواده هاي محترم آنان تبريک مي گويم . در ضمن از همه دوستان بزرگواري که در پست هاي آخر کامنت مرقوم فرموده اند ، پوزش مي خواهم که به دلايل مشکلات قادر به پاسخ نبودم .  

 

 

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

اين پست ساعت ۲۲:۴۵ دقيقه بتاريخ بیست و نهم فروردين ۱۳۹۱ پايان يافت .


پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

آیا مفهوم عدالت و انسانیت در فوتبال چنین است !؟

برچسب ها : برنانه نود + عادل فردوسي پور + اسماعيل حسن زاده + کميته انضباطي فوتبال + حسين عسگري رئيس دپارتمان داوري + هوشنگ نصيرزاده کارشناس داوري + سردار رويانيان + زنده ياد سيروس قايقران + محمود رفيعي

 

مقدمه ای برای آغاز ...

 عرض تسلیت

متآسفانه مطلع شدم در آستانه آغاز سال نو پدر و عموی بزرگوار آقای " امیر عظمتی " به رحمت الهی پیوسته اند . ضمن عرض تسلیت به امیر گرامي ، براي اين دو عزيز از دست رفته علو درجات رو از خداوند متعال خواستارم . روحشان شاد .

آقاي امير عظمتي طراح محترم تارنمايم است که با اتفاق آقاي " پرويز زاهد " مدير موسسه " شار " ، زحمت راه اندازي و پشتيباني سايت ام رو به صورت رايگان تقبل فرموده اند . و در اين سال ها با وجود پرداخت هزينه هاي بالا جهت افزايش و به روز رساني سرور و پشتيباني ها مداوم سايت ، ديناري از بنده دريافت نفرموده اند . من به اين انسان هاي شريف هميشه افتخار کرده ام .

و اما ...

فکر مي کنم بار ها به اين نکته کليشه اي اشاره کرده ام که ... زياد اهل تماشاي فوتبال نيستم اما به خاطر عشق شديد پسرم { آرش } به تيم استقلال ، مسابقات آبي پوشان در رقابت هاي ليگ برتر رو اغلب نگاه مي کنم . ! و از شما چه پنهون يکي از مخاطبان دايمي برنامه تلويزيوني { نود } بوده و  هستم  ! و  همه مباحث کارشناسي آن را دنبال کرده و يک پاي ثابت نظرسنجي هايش مي باشم .. !اما راستش رو بخواهيد برنامه هفته قبل ( دوشنبه ۲۱ فروردين ) براي من جلوه اي متفاوت داشت ! به عبارتي توانمندي و شخصيت برخي حضرات در اين فدراسيون بيشتر آشکار شد ! صادقانه مي گم .. با ديدن آن  همه تضاد و بي عدالتي ، تبعيض و ريا و .. عميقآ متآثر شدم . شنيدن حرف هاي آن جوان فوتباليست قطع نخاع شده  و آن داور با شرافتي که به دستفروشي روي آورده بود ، موجب شد تا بغض ام ترکيده و سيل اشک تمام پهناي صورتم رو خيس کند .. ! و اين امر بهانه اي شد براي واکاوي مسايلي که در برنامه تلويزيوني نود به آن ها اشاره شد .. !

 

باور بفرماييد به هیچ عنوان قصد نقد و تحليل مسايل مربوط به فوتبال کشورم رو ندارم . و قرار هم نيست  برنامه پرمحتواي عادل خان فرودسي پور را به چالش بکشم .. ! بلکه به عنوان يک مخاطب عادي برنامه تلويزيوني " نود " تصميم دارم روي برخي از موضوعاتي که پخش شد ، زوم کرده و نظرم رو با شما در ميان بگذارم .. ! اون عزيزاني هم که به هر دليلي برنامه هفته قبل " نود " رو مشاهده نکردند ، توصيه مي کنم به چکيده اي از آن که در سايت تابناک با عنوان (  آن چه در ۹۰ گذشت ) مراجعه فرمايند .

يک کار انساندوستانه ..  

معمولآ يکي از گله و انتقاداتي که به برنامه تلويزيوني " نود " مي شود ، عدم نمايش صحنه هاي خوب و تآثير گذار است ! اتفاقآ " اسماعيل حسن زاده " رئيس کميته انضباطي هم در اين برنامه وقتي پاسخي براي تناقضات آشکار در قضاوت هايش نداشت ، با عصبانيت جواب داد ..  « برنامه نود باید روشنگری کند. تاکنون شده که شما در مورد کمیته انضباطی یک نکته مثبت نشان بدهید؟ آیا شده که یک بار صحنه کارهای خوب بازیکنان مثل نماز خواندن آنها را نشان بدهید؟ » و الخ .. خوشبختانه در همان برنامه صحنه هاي جالبي از حضور ورزشکاران قطع نخاعي در يکي از بازي هاي ليگ برتر به روي آنتن رفت .. و همگان ديدند مربيان و دست اندرکاران به اتفاق تني چند از بازيکنان با اهداي شاخه هاي گل از آن عزيزان استقبال کردند ..

 

و اما ... !!

واقعآ فکر مي کنيم مشکل اين عزيزان با اين اعمال نمايشي برطرف مي شود .. !؟ متآسفانه بايد عرض کنم .. برخي از دست اندرکاران مربوطه با انجام چنين حرکت هاي انساني ، حجت رو بر خويش تمام شده فرض مي کنند ! بگذريم از اين که عده اي هم تاب تحمل همين حرکت انساني رو هم ندارند ..! به عنوان مثال .. به تصوير زير نگاه کنيد :

آرش خان برهاني يکي از فوتباليست هاي جواني است که با ديدن ورزشکار آسيب ديده ، به نداي انساني اش پاسخ داده و براي خوش و بش به سمت اش مي رود . چشمتان روز بد نبينه .. هنوز سلام و عليک اش آغاز نشده که آمبولانسي سريع کنار زمين بشدت ترمز مي کند و منصور پورحيدري با عصبانيت به سمت دوربين گزارشگري که در حال انجام وظيفه است يورش برده و با اشاره اي غضب آلود آرش برهاني رو از حضور در ان صحنه منع می کند !  و حتی با پرخاشي غير قابل تصور مانع  ادامه کار  گزرارشگران تلويزيوني مي شود !!  باور کنيد من تا قبل از مشاهده اين صحنه ، همواره براي منصور خان  پورحيدري ارزش و احترام ویژه ای قائل بودم . آيا کار آرش برهاني در اين حد خطا بود .. !!؟؟ خب حالا مي رسيم به اصل ماجرا ... و اين که چرا نوشتم " اعمال نمايشي " !!

 قضاوت با شما ...

دقايقي بعد وقتي گزارشگر محترم برنامه " نود " به ديدن همان ورزشکار آسيب ديده مي رود ، از او مي پرسد .. آيا در اين مدت مسئولان ورزشي استان به تو سر زده اند .. !؟ پاسخ منفي است !! آيا مشکلي از مشکلات ات رو برطرف کرده اند .. !؟ جواب باز هم منفي است .. !!

ساليانه ميليون ها دلار و ميليارد ها ريال هزينه همين فوتبال مي شود . بعضي باشگاه ها براي چشم و هم چشمي ميليارد ها خرج بازيکنان خارجي و عراقي مصدوم مي کنند و هرگز هم بهره آن چناني از آن ها نمي گيرند !! ( نمونه واضح اش ، جاسم کرار بازيکن عاصي عراقي ) و ده ها نمونه ديگر از هدر دادن بودجه اين مملکت در راه هايي چون دلال بازي و خسارت سوء مديريت و .. وجدانآ هزينه رسيدگي به اين جوانان مگه چقدر مي شود !؟ چرا اگه هر از گاهي دوربين برنامه " نود " به سراغ خانواده هاي آسيب ديده ورزشي مي رود ، يکي براي نمونه به حق و حقوق اش نرسيده است !!؟؟  بنابراين من حق دارم نثار گل و بوسه به اين عزيزان رو در کنار زمين ورزشگاه ها عملي نمايشي خوانده و جسارتآ بگم .... این کار ها صرفآ جنبه شعاری داشته و پاک کردن صورت مسئله است  .. !! خدا رو شاهد می گیرم با دیدن مظلومیت اون جوان واقعآ بغض ام ترکید ... اجازه می خواهم حرف دلم رو صادقانه بیان کنم ... مگه نه این که معتقدیم  " عقل سالم در بدن سالم است " و بر همین اساس هزینه های فراوانی برای ورزش متحمل می شویم ؟ تا برآیند آن علاوه بر گسترش روحیه جوانمردی و پهلوانی و در کنار افتخارات ملی در عرصه های ورزشی ُ جامعه ای سالم و عدالت محور داشته باشیم ؟ قطعآ پاسخ مثبت است . اما عملآ در کارنامه بعضی مدیران و مسئولان ورزشی صداقت و روراستی از همه مهم تر گرایش خدمتگزاری دیده نمی شود .. ! بیشتر از این وارد معقولات نمی شوم . زیرا خوشبختانه در این برنامه " نود " هر بیننده ای با شنیدن مباحث آقایون .. پی به واقعیت ها می برد .. ! 

اسطوره هاي ماندگار فوتبال   

از نکات مثبت برنامه " نود " مورد اشاره ، مصادف شدن سالروز زنده ياد " سيروس قايقران " با مباحث روراستي وشفافيت بود !  يعني در برنامه اي که محور گفت و گو ها در باره تناقضات و انتظارات مردمي بود ، به قول قديمي ها .. شاهد از غيب رسيد ! پخش گزارش عاطفي از حضور انبوه مردم بر سر مزار يک ورزشکار مردمي اون هم بعد از چهار ده سال ، واقعآ بهترين مثال در باب عملکرد مسئولان ورزشي بود ! و نشان داد گذشت زمان هرگز باعث قطع رابطه مردم با انسان هاي شرافتمند و مردمي نمي شود . مرحوم سيروس قايقران از فوتباليست هاي خوب و شرافتمند عهد خودش بود که هرگز به خاطر جايگاه و مقام والاي ورزشي اش ، به مردم پشت نکرد . و همين روراستي با مردم از او اسطوره جاوداني ساخت .

يک کار انساني نودي .. !

من هميشه به اين اصل معتقد بوده ام که انسان ها در هر شغل و منصبي مي توانند منشآ خير و برکت براي ساير همنوعان خويش باشند . در برنامه " نود " آن شب همگان ديدند که عادل فردوسي پور چه راحت مسئله استخدام همسر زنده ياد سيروس قايقران رو ، بدون اين که به کسي بر بخورد صادقانه مطرح کرد . و از اون جايي که اين تقاضا بر خواسته از نيت پاک قلبي اش بود ، و تصنعي و دستوري نبود ، بر دل همه نشست ..

 پاسخ مثبت مسئولان ..

شکر خدا تا هنوز برنامه روي انتن بود که مسئولان محترم تربيت بدني استان به پيشنهاد انساندوستانه مجري برنامه پاسخ مثبت داده و همان شبانه اعلام کردند که مشکل استخدام همسر مرحوم قايقران رو برطرف کرده اند . اون شب عادل خواسته و يا ناخواسته ( من معتقدم نيت قلبي اش بود ) عامل خيري شد که برايش ماندگاري بر دل ها رو به ارمغان آورد . سخن من اين است ..  ممکنه خيلي از مجريان ديگر هم در طول روز و در برنامه هاي مختلف تقاضاهاي مشابهي از مسئولان امر کرده باشند .. اما رمز موفقيت عادل فقط و فقط در ارتباط صادقانه اش بود .. فاکتوري که مردم از مسئولان ورزشي انتظار دارند .  

ماجراي کميته انضباطي ..

به جرات مي تونم ادعا کنم .. خيلي از مخاطبان برنامه " نود " اون شب منتظر بررسي وقايع بازي فوتبال بين تيم هاي پرسپوليس تهران با داماش گيلان بودند . خصوصآ بعد از اعلام رآي عجولانه و غير منطقي کميته انضباطي و تناقض آشکار با ساير آراي صادره ،بی صبرانه انتظار شنيدن توضيحات " اسماعيل حسن زاده " و ادله هاي او در باره سياست هاي يک بام و دو هوا در اين حوزه را داشتند . اما پيش از برقراري ارتباط ، رحيمي مدير عامل باشگاه سپاهان با فرودوسي پور در مورد بخشش غير منطقي بازيکنان توسط کميته انضباطي به ويژه " رودريگو توزي " بازيکن خارجي تيم تراکتور سازي پيش از بازي با سپاهان در حال گفت و گو بود .

واکنش حسن زاده به پرسش منطقي !
  رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال در پاسخ به سوال منطقي مجري برنامه که از وي پرسيد .. { چرا رآي پرسپوليس رو خيلي زود اعلام کرديد در حالي که آراي اعلام نشده زيادي در کميته انضباطي وجود دارد !؟ }  با عصبانيت گفت  : « ما رأی پرسپولیس را زود اعلام کردیم، ولی شما که در رسانه ملی فعالیت می‌کنید، اگر واقعا قصد اطلاع رسانی دارید، چرا از این رأی‌ها ایراد می‌گیرید؟شما از آغاز برنامه تان روی این رأی زوم کردید و گفتید که رأی ایراد دارد. من که نمی‌توام برای شما کلاس آموزشی بگذارم و اشکالات حقوقی را به شما بگویم. این رأی را ما داده ایم و به دیگران مربوط نیست. فقط کسانی که ذی ربط هستند، می‌توانند درباره آن اعتراض کنند. شما و دوستانتان صلاحیت اظهار نظر در هر مسأله‌ای را ندارید .. !! من اصلآ کاري به اين قضيه ندارم که کدام يک از طرفين درست مي گويند . اما وجدانآ انتظار چنين پاسخي رو از يک قاضي که بر صندلي قضاوت تکيه زده است رو نداشتم ..! من هميشه جايگاه قضات رو مقدس مي دونستم .. و اون ها را انسان هايي عادل ، معتقد به اجراي عدالت ، صبور و مهربون مي پنداشتم .. ! نه اين که در مقابل ميليون ها بيننده تلويزيوني که اغلب با اعضاي خانواده برنامه " نود " تماشا مي کنند ، با عصبانيت از دادن پاسخ صريح طفره رفته و تهديد به خاموش کردن موبايل خود نمايد !! مگر غير از اين است که سوال بسيار ساده و منطقي فردوسي پور پرسش همه مردم و اهالي فوتبال است .. !؟ اگر واقعآ به کسي مربوط نيست که از شما در باره تناقض آراي مشابه بپرسد ، پس چرا  در برنامه نود حضور يافتيد ..!!؟؟؟ 
 يک پرسش از حسن زاده ..
آقاي حسن زاده من هم به عنوان يک ايراني سوالات فراواني در باره نحوه قضاوت هاي کميته انضباطي فدراسيون فوتبال ايران دارم .. اما ترجيح مي دهم پرسش يک هموطن محترم در سايت { تابناک } رو درج کنم .. راستي من يه سوال از آقاي حسن زاده قاضي دادگاه خانواده و اهل تالش دارم . نتيجه راي بازي چوکاي تالش و شهرداري دزفول چي شد ؟ اون بازي که داور رو همشهري هاي عزيزتون به باد کتک گرفتن ؟ هنوز گزارش داوري دستتون نرسيده ؟ هنوز تو تعطيلات نوروزي هستند دوستانتون ؟ واقعآ جاي تآسف داره . يه کسي بايد بياد تو کميته انضباطي که سررشته داشته باشه نه اين آقايي که هيچ صلاحيتي نداره  "
 بله جناب قاضي .. مردم امروز خيلي آگاه هستند . با فرافکني و پاسخ ندادن و خاموش کردن موبايل صورت قضيه از اذهان عموم پاک نخواهد شد .. ! دلم براي کساني مي سوزه که سرنوشت زندگي و  آينده خود رو در دادگاه خانواده به دست شما سپردند ! اميدوارم در اون جا لااقل تبعيض قائل نشده باشيد .. !‌ خب حالا که صحبت از سايت هاي دگر شد ، بهتره نظر شما رو به تحليل جالبي که { سایت گل } در باره تصميم اخير حسن زاده درج کرده جلب کنم . قديمي ها به اين نوع کار ها مي گفتند " به مرگ مي گيرند تا به تب راضي شوند !! "
ارتباط تلفني سردار رويانيان ...
مدير عامل باشگاه پرسپوليس که به قول عادل فرودوسي پور کم تر کسي عصبانيت وي را تا اين حد ديده بود ، در واکنش به تناقضات اسماعيل حسن زاده تلفني چنين گفت :
 " من نمی‌دانم آیا این واقعا یک اتفاق بزرگ انسانی بود که آقایان با این عجله رأی دادند؛ آن هم بدون شنیدن حرف‌های ما و احضار نماینده باشگاه؟ آقایان تلاش کردند با رأی دادن علیه پرسپولیس معضل مملکت را حل کنند. ایراد شما این است که فقط به معلول می‌پردازید. هیچ کس در فدراسیون فوتبال به علت‌ها نمی‌پردازد. شما همه را راحت محروم می‌کنید و اصلا شما چه کار کردید؟». رويانيان در ادامه به دست هاي پنهان پشت پرده اشاره کرده و مي افزايد :
« این رأی تحت تأثیر دست‌های پنهان داده شده است. باشگاه پرسپولیس با اعلام این رأی سه میلیارد تومان ضرر کرد. با این رأی ما هشت امتیاز ضرر کردیم نه دو امتیاز . این حکم در هیچ کجای جهان منطقی نیست. من همین جا می‌گویم که فدراسیون فوتبال استقلال ندارد. شما از کجا دو امتیاز آوردید و آن دو امتیاز را از ما کم کردید؟ این چه وضعی است که از کاپیتان من تقدیر می‌کنید؟ شما زارع و نصرتی را به ناحق اخراج کردید؟ شرافت من را فروختید برای دو امتیاز. آقایان ما را ساده گیر آورده اید؟ " فراموش نکنيد اين حرف هاي يک فرد عادي مثل من نيست که رسانه اي شد ..! بلکه يک مقام مسئول در فوتبال مملکت اين گونه از بدي ها مي گويد .. ! چرا کسي به فکر نيست !؟ چرا انسان هاي اصلح براي نظارت و قضاوت انتخاب نمي شوند .. !؟ براستي آيا ارزش اين همه آبرو ريزي را دارد .. !!؟؟

 

محمود رفيعي داور پرپوليس - داماش  

بعد از واکنش هاي عصبي رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال و عدم پاسخ او به يک پرسش ساده و منطقي ، نوبت به حضور حسين عسگري رئيس دپارتمان داوري رسيد تا با حضور در برنامه نود ، به ابهامات موجود در زمينه داوري پاسخ دهد . عادل فردوسي پور از قبل اعلام کرده بود که ارتباط تصويري با هوشنگ نصيرزاده کارشناس فهيم فوتبال در مرکز خوزستان برقرار خواهد کرد .. و اين خبر بسيار خوبي براي مشتاقان فوتبال بود . چون نصيرزاده با تحليل هاي درست و کارشناسانه اش مسايل فوتبال رو همواره صادقانه بيان مي دارد . و مردم براي او احترام ويژه اي قائل هستند .. ابتدا محمود رفيعي داور بازي پرسپوليس - داماش گيلان بر روي خط تلفني آمد .. او قضاوت خود رو بي نقص ناميد .. ! کاري به مباحث مطروحه در باره سخنان رفيعي و قضاوت او ندارم .. اما از اين که مرد و مردونه از داوري خداحافظي کرد ، او رو تحسين مي کنم ...

انتقاد نصيرزاده از تبعيضات  ..

هوشنگ نصيرزاده انگشت اتهام خود رو ابتدا به سوي عسگري نشانه رفته و از تبعيضات دپارتمان داوري سخن به ميان اورد . او گفت : در دو تا سه ماه گذشته عسگري ناظر هشت مسابقه فوتبال بوده و براي مسئوليت هايش سواي حقوقي که از فدراسيون مي گيرد ، براي نظارت و تدريس و .. جداگانه دستمزد مي گيرد .. ! نصير زاده دوستانه توصيه کرد از ساير داوران و پيشکسوتاني که خارج از حلقه دوستان رئيس دپارتمان داوري هستند هم استفاده شود ..

 

واکنش حسين عسگري ..

در حالي که مردم مشتاقانه منتظر دفاع منطقي رئيس دپارتمان داوري بودند ، او به جاي پاسخ چنين گفت ..

" نصير زاده چه کارشناسي است که ده سال است ، اصلآ هيچ کلاسي نرفته و بعد به خودش اجازه مي دهد ، نامش را بگذارد کارشناس .. !!؟ " من اصلآ کاري با اين مسئله ندارم که کدام يک کارشناس هستند يا خير !؟ اما واقعآ براي چنين مسئولاني در فدراسيون فوتبال متآسفم .. ! آخه چه معني داره به جاي پاسخ منطقي با دليل و برهان ، سعي کنيم هويت طرف مقابل رو تخريب کنيم .. !!؟؟ اصلآ فرض بر اين گيريم آقاي نصيرزاده بلانسبت يک فرد بي سواد و غيرکارشناس .. ! شما آقاي مسئول پاسخ انتقاد طرف مقابل رو دهيد ..! اين چه منطق غير اصولي است که اخيرآ باب شده که وقتي در مواجه با پرسشي منطقي در تنگنا قرار مي گيريم ، سريع اصل و نسب ، هويت و دانش طرف مقابل رو تخريب مي کنيم .. ! آقايون شرم کنيد . حداقل در جلوي دوربين و ميليون ها مخاطب حرمت ها رو حفظ کنيد ..  

 

پخش يک گزارش به جا .. !

صادقانه مي گم .. يکي از دلايل پر مخاطب بودن برنامه " نود " صرفنظر از صداقت گفتاري و مردمي بودن آن  ،  حواس جمع و نکته سنجي عادل فردوسي پور است که به موقع سند رو مي کند .. ! آگه يادتون باشه پارسال در يکي از برنامه ها که آقاي نصيرزاده به تبعيضات در انتخاب ليست داوري انتقاد مي کرد ، غياثي يار نزديک آقاي عسگري با شانتاژ و سفسطه عين رئيس خود سعي کرد چهره نصيرزاده رو مخدوش نمايد و در ادامه افاضاتي در باب ليست کارشناسانه خويش بيان فرمود ! خب در همون موقع هم مردم به خوبي متوجه قضايا و حقانيت گفته هاي کارشناس محترم آقاي نصيرزاده شدند .. تا اين که  گذشت زمانه حقانيت گفته هاي پيشين نصيرزاده رو به اثبات رسوند . و زماني که بار ديگر از عسگري در باره ليست مخدوش انتخاب داوران سوال شد ، عادل خان زرنگي کرده و با پخش قسمت هايي از  اظهارات غير کارشناسانه غياثي ، ثابت کرد که با هياهو و گلو پاره کردن و انگ زدن به منتقدان هرگزنمي شود بر روي اشتباهات و عملکرد ضعيف خود پرده پوشاند  .. !

باز هم شاهدي از راه رسيد ..

اگه خاطر مبارکتون باشه ، در برنامه " نود " ي که تاريخ چهارم مهرماه سال ۹۰ پخش شد ، در گزارشي يکي از پيشکسوتان داوري به تصوير کشيده شده بود که از سر ناچاري به شغل شريف دستفروشي در کنار خيابون مشغول شده بود . تجربه نشون داده است که اکثر گزارش هاي انتقادي دوربين نود ، ختم به خير شده و لااقل پس از مدتي مشکلات مورد اشاره بر طرف شده اند .. اما همان گونه که به هوش و ذکاوت فردوسي پور اشاره کردم ، او انگار از پيش مي دونسته که رئيس دپارتمان داوري ، تبعيض در انتخاب ناظران مسابقات رو تکذيب خواهد کرد ، از اين رو بار ديگر با تهيه گزارشي کامل از درد دل يکي از پيشکسوتان داوري ، به مخاطبان انبوه اش ثابت کرد ادعاهاي آقايون در دپارتمان داوري همه دروغ است ! و هيچ کاري براي اين داور شرافتمند انجام نداده اند .. !!    

خواهرم سرت رو بالا بگير ...  

دلم براي اين خواهر با شرف مي سوزه که چشم اميد به کساني بسته بود که روز روشن در مقابل ميليون ها مخاطب انتقاد ها رو نپذيرفته و از اشتباهات و تبعيضات صورت گرفته دفاع مي کرد ..! خيلي دلم مي خواست با صداي بلند به اين زن با غيرت و همسرش اعلام کنم .. سرتون رو با افتخار بالا بگيريد .. رزق حلال در آوردن کار انسان هاي با شرافت است . فراموش نکنيد روزي رسان شما افراد حاضر در دپارتمان داوري و فدراسيون فوتبال نيستند .. !

همان گونه که در ابتداي پست نوشتم .. واقعآ با ديدن چهره اون جوون آسيب ديده و تلاش آن بزرگ مرد پيشکسوت داوري دلم به درد اومد .. بغض ام ترکيد و گريه کردم ... از اين که فوتبال کشور ما در دست و تملک چنين افرادي است ، واقعآ متآسف شدم . مي دونم اين اطلاع رساني ها ، اين فرياد ها حتي از جانب مسئولان مربوطه ( مدير عامل باشگاه پرسپوليس ) بي فايده است . و به قول قديمي ها در همچنان بر روي يک پاشنه خواهد چرخيد .. اما براي دل خودم نوشتم .. تا کمي آروم شوم ... و به دوستانم نشان دهم که برنامه نود هفته قبل ، آينه تمام نماي مشکلات فوتبال ما بود . به اميد روزي که انسان هاي مسئوليت پذيري سکاندار فوتبال ايران عزيزمون باشه .. به اميد روزي که پول مملکت مون به جيب عده اي دلال لمپن و بي وجدان نرود .. به اميد روزي که فوتباليست هاي ما با عشق به سوي اين ورزش مفرح روند .. به اميد آن روز ..

يک توضيح ضروري  

مدتي است در انتشار مطلب بر روي سرور سايت ام مشکل پيدا کرده ام . و اغلب با تلاش فراوان موفق به انتشار مي شوم . گاهي هم جملات پس و پيش قرار مي گيرند .. در صورت مشاهده هر نوع اختلالي در پست فوق ، خواهشمندم به آدرس وبلاگ ام (‌  http://oldpilot.blogfa.com/ ) مراجعه فرماييد .

 

 

با تشکر و احترام :

بهروز مدرسی

اين پست ساعت ۱۹۰۰ بتاريخ بیست و ششم فروردين ۱۳۹۱ پايان يافت .


پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
 
     آرشیو سایت  اينجا                         آرشیو وبلاگ اینجا