Wednesday, July 4, 2012

پرواز 655 به روایت آمریکایی ها !


https://public.blu.livefilestore.com/y1p7VlYjiZLmrfdblxg2hT_Tlr85boNERQ564qcP_XSll2264f20ekI-EyCoxc0gFDga2eW7WBuxC4g6KEaswwj2g/Flight-655-1.jpg?psid=1 
ترفند های کلیشه ای برای سرپوش جنایات ضد بشری 
https://public.blu.livefilestore.com/y1p6_0FWLYyqygC9cQPwct_pWcp1Drhybp4snQWW0po5LpqtaDttUo7lM7uQErI2b815jqRjI8Iphm9ZjRf896Azw/Flight-655-2.jpg?psid=1

برچسب ها : ايرباس ايراني + پرواز ۶۵۵ + فرودگاه بندر عباس + خليج فارس + ناو وينسنس +ناو مونتگمري + موشك كروز + هواپيماي اف - ۱۴ + ويليام راجرز + كاپيتان رضائيان +جنگ ايران و عراق + قايق هاي تند رو + نفتكش ها + فركانس نظامي + رادار igies + آماده باش 

مقدمه اي براي آغاز ..  

در باره جنايت آشکار و تعمدي آمريکا نسبت به شليک هواپيماي مسافربري ايران در دوازدهم تيرماه سال    ۱۳۶۷ ( برابر با سوم ژوئيه ۱۹۸۸ ) مطالب و تحليل هاي بسياري ارايه شده است . و مردم سراسر جهان ضمن محکوم کردن جنايت آمريکا آن را نقص آشکار قوانين بين المللي دانستند . پنتاگون براي کاستن از خشم و انزجار افکار عمومي دستور باز سازي و توليد فيلم مستندي رو به سازمان نشنال جئوگرافي سفارش داده و از ان ها خواست با ايجاد ترفند هاي بصري ، جنايت آشکار فرمانده و خدمه ناو   " وينسنس " را " تشخيص اشتباه " عنوان کنند ! در نهايت مستند فوق بعد از تهيه و ساخت از شبکه هاي معتبر دنيا بار ها به روي انتن رفت ! و بنده هم بنا به وظيفه آن را ترجمه و در ۱۲ تيرماه ۱۳۸۸ به شکل تصويري در تارنمايم منتشر کردم . و چند روز بعد هم نقد و تحليلي مبني بر ترفند هاي کليشه اي سازمان نشنال جئوگرافي و ( نقش گروهک جنايتکار منافقين در شايعه حضور تامکت ) منتشر کردم . اما متآسفانه هنوز هم عده اي براي تضعيف جايگاه ارتش مقتدر ايران هر از گاهي دانسته يا ندانسته به همان شايعات پوچ دامن مي زنند ! لذا مستند فوق بهترين دليل و ادعا مبني بر عدم حضور جنگنده هاي شکاري ايران در پشت هواپيماي مسافربري پرواز ۶۵۵ است . به قول قديمي ها .. عدو شود سبب خير اگه خدا خواهد ! به عبارتي اين فيلم اگر چه جنايت آمريکايي ها رو توجيه نکرد ، اما باعث رسوايي دشمنان قسم خورده اين مرز و بوم شد . و من امروز به مناسبت دوازدهم تيرماه بار ديگر آن تصاوير رو ( با پوزش از تکراري بودن ) منتشر مي کنم . ياد و خاطر همه جان باختگان پرواز شماره ۶۵۵ گرامي باد . روحشان شاد .

    

 rc3lmummmcuauheqc415.jpg

https://public.blu.livefilestore.com/y1pEYG1bHiNy644G47M_nGcma-pQdZRY02R7Jo3uLDGVPNQJ8FuPwoqNEDbQ8ePZdBE25v-h06n89TSnG8iodCDWA/A.jpg?psid=1

ماجرا به زمان جنگ ايران و عراق بر مي گردد كه طي آن نيرو هاي ايراني مانع از صدور نفت عراق از دهانه خليج هميشه فارس مي شوند .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pYAoZ3BndJ0RSotSt9SpUUN5Z-QH_SbVWlBIwgRwJiJH-G33JElf0gtP2ZhqEeJXbxd8Xre_-oxJUd-hW_hOaTQ/1-(137)a.jpg?psid=1
قايق هاي تند روي ايراني متعلق به سپاه پاسداران با گشت زدن در آب هاي خليج فارس عرصه را براي كشتي هاي نفتكش عراقي تنگ كرده و با شليك گلوله و موشك آن ها را فلج مي كنند .
 https://public.blu.livefilestore.com/y1pULdwjESusMYl9Gy-LyG-lbicmYUH9UbOtUJOYoI6G3JG0CpbAz6PXAzKWFGKRCy_SX5DYD8A39qWrSgpxtEpxA/1-(140).jpg?psid=1
حمله برق آساي قايق هاي تندروي ايراني و شليك دقيق به هدف هاي شناور باعث شد آمريكا به بهانه اسكورت نفتكش ها وارد آب هاي گرم خليج فارس شود !
https://public.blu.livefilestore.com/y1pULdwjESusMYyIFVO9JQmTEdY9zJBrdh-eB27LPtZhisPPC98iXVK3VhZXtggGmczV4Wqfbl7tdVZO-3MlokIXw/1-(139).jpg?psid=1
آمريكايي ها به بهانه اسكورت نفتكش ها حضور خود رو در منطقه تثبيت مي كنند !
https://public.blu.livefilestore.com/y1pvORUCahCrsp78eWEa7MRidLXRJD7XI0dUYrJ0JLHnNqHTYogHYFjkRIQGScylxe7clb05oqh5_N0DRxMZ250GQ/A-(2).jpg?psid=1
اما نبرد در خليج فارس هم چنان ادامه دارد . و قايق هاي تند رو كنترل رو به عهده دارند .
https://public.blu.livefilestore.com/y1pGUlnP94TmYD8K9CjKifjzvzaTZAUG-p0xwm09TFQpipjXP-V294x1ZJBzav3YXmpeZIYYuhpoBJOmJb2ZO2l7Q/A-(4).jpg?psid=1
ناو جنگي يو اس اس وينسنس به فرماندهي دريادار ويليام راجرز پس از يك اسكورت طولاني به جنوب خليج فارس برگشته است .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pqOZVmqQu9tHgUOgo6aescG-3_moQUVeQuR4WecPEmYpFRDmToN5SLgAduWkevAamEMJJlDhpURikSVSZz9tf3A/1-(138).jpg?psid=1  

سوم ژوئيه ۱۹۸۸ ناو مونتگمري خبر حمله قايق هاي توپ دار سپاه پاسداران به يك نفتكش ليبريايي را به مركز عمليات نيروي دريايي آمريكا در بحرين مخابره كرد . كاپيتان " ريچارد مك كنيا " از مونتگمري خواست تا از درگيري اجتناب ورزيده و به جنوب خليج فارس رهسپار شود .   

https://public.blu.livefilestore.com/y1pt3wSIBZVkL4Ua4rdvlVJtpnWEfbkZQnLXfZAzINKge8KC85_5sQtVP5U1GINqG6cbbkVk90CBqWAP6r9cufodA/1-(1).jpg?psid=1 

ناو شكن وينسنسن در موقعيت جنوب خليج فارس قرار داشت . كه از مركز فرماندهي دستور مي رسد : يك فروند هلي كوپتر رو براي بررسي اوضاع به محل درگيري اعزام نمايد ..  

https://public.blu.livefilestore.com/y1pCILfrJoYuD1sewX2HvLrRv1LBQuUKrUuU_JseKtdKhBtcPR0iWxuBZ8DUCth5D3BoTvtvB2LSMrz4H44lrH6Jg/1-(141).jpg?psid=1 

 كاپيتان ويل راجرز در كابين خصوصي اش سرگرم پوشيدن اونيفورم نظامي اش است .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pv33LOjcdMCS5-7ElNKHNmhqthFfzgpmVmCAv08ZgaN6WnoyQ-3b3oFU9Kn1nOtlussVmDfdzuHHWbEnIaPKh-g/1-(143).jpg?psid=1

در همين هنگام يكي از افسران اتاق فرماندهي خبر حمله قايق هاي توپ دار رو به فرمانده اش اطلاع مي دهد .

https://public.blu.livefilestore.com/y1p8TvIH8bP6kf6UyIIhMHp0ttNSAsA3LLEFyeqgTo-mIse4E8AlcDFej8wjZPOvUBzTH52kHv7NXr6BP90iGdxpg/A-(8).jpg?psid=1

كاپيتان به محض شنيدن خبر ، به افسر تحت امرش مي گويد .. همين الان به اون جا مي آيم .

اين چهره فرمانده ارشد عمليات نيروي دريايي ايالت متحده آمريكاست كه در زمان وقوع حادثه در دفتر مركزي واقع در بحرين بسر مي برده است . و در مقابل دوربين از حادثه ان روز سخن مي گويد .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pGUlnP94TmYC8ntxYe4wlr4PYR54f-d4UrW6VlA-tEp5G3rJbMDKdHcRovL87VrBLKFxzDkCsksMF-GxaR8oVXA/A-(3).jpg?psid=1

ناوشکن ویل راجرز در موقع دريافت خبر در جنوب خليج فارس حضور داشت .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pP5bZSz8Gs9PY6XX3eKZYJF5PRhVNdUpB4Zn7PhahTu0kcvyqQoEteW3f7j7MVR2HmvvBGH9ygWABu2VEWEHBEQ/1-(2).jpg?psid=1

ناوشكن وينسنس سعي مي كند موقعيت خود را تغير داده و به سمت شمال ، يعني به نزديكي ناو مونتگمري حركت كند !

در اين تصوير هوايي موقعيت ناو ها دقيقآ مشخص است .

فرمانده " ويل راجرز " دقايقي بعد وارد اتاق مركز كنترل ناو شكن وينسنس مي شود . لازم به ذكر است ناو ياد شده يكي از مجهز ترين ناوگان دريايي امريكا به شمار مي رود كه قادر است اهدافي را تا فاصله ۳۰۰ كيلومتري نشانه گيري و منهدم نمايد .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pYAoZ3BndJ0SdhHMWGPkwuDS8A3ula_xkm9IPgFxjtOGq830f-B4-cE3Ic7If9kpmTDa0AH871Z_sYekOqiTwkw/1-(137).jpg?psid=1

قايق هاي تند رو در حريم آب هاي قانوني كشور در خليج فارس مشغول گشت زني هستند ...

https://public.blu.livefilestore.com/y1p8TvIH8bP6kdUd2v-R3aUfJN4WlI8VmTApDWtFQq8q3YWcKPRDDVgCSmgv2NBLklL3-53i6hoiYKppAFU1ShS0Q/B-(4).jpg?psid=1

طبق دستور فرمانده ارشد ، ويل راجرز يكي از هلي كوپتر هاي مجهزش رو براي بررسي دقيق به منطقه درگيري مي فرستد . گفتني است هلي كوپتر فوق ( سيكورسكي ) با دو موتور قوي و تجهيزاتي كه دارد قادر به مقابله با انواع زير دريايي و كشتي مي باشد . ( از اين نوع هلي كوپتر ها در حمله به طبس آمريكايي ها استفاده كرده بودند - مدرسي )

https://public.blu.livefilestore.com/y1pvifjiWYtCu6u5qyFZbTYFh-s9D2EXL2PnxOcq8cwhrqyJejNiLSbCitVD4dUaQrhkCi60JyiHvH7nnX4LnZn6A/B-(5).jpg?psid=1

به عقيده بنده .. آغاز گر ماجراي خونين از اشتباه خلبان هلي كوپتر گشت آغاز مي شود ! او بعد از بلند شدن از عرشه ناو ، بر خلاف مقررات اعلام شده بيش از حد به نيروهاي ايراني نزديك مي شود !

قواي ايراني با مشاهده نقض مقررات آمريكايي ها و نزديك شده هلي كوپتر به حريم آن ها ، با شليك آتش به او هشدار مي دهند ..

افسر جوان با مشاهده خط آتش وحشت زده شده و بلافاصله مراتب شليك از سوي قايق هاي تند رو را به فرمانده ويل راجرز گزارش مي كند !

فرمانده راجرز با شنيدن پيغام خلبان هلي كوپتر ، ابتدا از وي مي پرسد آيا كسي كشته و زخمي هم شده است !؟ وقتي جواب منفي را مي شنود ، از خلبان مي خواهد سريعآ خودش رو به ناو برساند .

 https://public.blu.livefilestore.com/y1pvifjiWYtCu7RW8qo-_SdogREjmQKTnxSvZJAer0iYnj4IX2zIkPCDg9wChyDM4hUcw-f6GGY1OgVP9ld5YML4Q/B-(6).jpg?psid=1

سپس از همكارانش مي خواهد فوري اعلام وضعيت فوق العاده نمايند . لحظاتي بعد از بلندگو هاي بزرگ ناو صداي آژير خطر به صدا در مي آيد .. !

" مايك زوني نو " يكي از افسران حاضر در اتاق فرمان در باره آن روز چنين مي گويد .. با به صدا در امدن صداي آژير همه پرسنل بايستي سريع به سر پست هاي از قبل تعين شده بروند .. ماسك هاي خود رو زده و كلاه هاي حفاظتي رو به سر نمايند .. كسي حق ندارد خارج از پست تعين شده باشد .. !

پرسنل كه تا قبل از اين تاريخ در هيچ حمله واقعي شركت نكرده بودند .. طبق اموزه هاي تمريني خود در حالي كه سرگرم پوشيدن لباس هاي مخصوص خود هستند ، با عجله به سمت محل هاي تعين شده به راه مي افتند .. همه چيز براي ان ها تازگي دارد !

در مانيتور بزرگي كه در اتاق فرمان وجود دارد ، مختصات هر جنبنده اي در منطقه مشخص است . در اين مانتيور قايق هاي تند روي سپاه  همچنين وضعيت ناو مونتگمري و ساير نفتكش ها مشخص است .

خدمه در حال آماده باش به سر برده و با دقت كل منطقه رو زير نظر دارند ..

بعضي ها هم با دوربين مشغول شناسايي محل قايق ها هستند ..  

 https://public.blu.livefilestore.com/y1p_BNCsXJ2tCy0KrYpbmK7bky9Z4HpuDQjkfOWh4nXHDPjsYCSBFdVEYNMY9mEZ8EBTji9hSpNts5k6kjiupEJQw/1-(5).jpg?psid=1

در باره قدرت آتش همين قايق هاي كوچك روايت هاي فراواني شنيده اند .. و مي دونند كوچك ترين غفلتي موجب حمله و اتش نيروهاي انقلابي ايران قرار خواهند گرفت .. !  

 

 روز سوم ژوئن ۱۹۸۸ با حوادث خونيني قرار است رقم بخورد .. ويل راجرز گزارش مشابهي را از حمله به نفتكش ها دريافت مي كند .. علي رغم تاكيد فرمانده ارشد در بحرين مبني بر عدم درگيري ، او به استناد اين گزارش ها ، مجوز گشودن اتش به روي قايق ها رو بدست مي آورد .. !

https://public.blu.livefilestore.com/y1p1qrwsOvB0rUfYXhOO88ChlBbgreWLeNvG41oqlQABfRRypaIX_ZcDXYzO01tbKMJBLeJcFJZhfY48VYHp-FQCA/A-(1).jpg?psid=1

 وي سريع دستور حركت به سمت تنگه هرمز و شمال خليج فارس رو صادر مي كند .

سال ها بعد كاپيتان " ويل راجرز " در باره سوم ژوئن خاطر نشان مي كند كه .. ما در تير رآس قايق هاي توپ دار قرا گرفته بوديم . و اصلآ دلم نمي خواست هدف اولين شليك گلوله قرار گيرم !  

 

ويل راجرز علي رغم تاكيد فرمانده ارشد خود ، كه دستور عدم درگيري و نزديك شدن به نيروهاي ايراني رو صادر كرده بود ، عاقبت بدون كسب اجازه از مافوق خود با هدف درگيري به راه مي افتد !  

 

 ويل راجرز با اعلام موقعيت هدف هاي شناور متخاصم به افسران تحت امر خود ، عملآ موقعيت جنگي گرفته و شليك اتش رو اغاز مي كند ..

 

 ساعت ۹:۴۳ دقيقه بامداد ، صداي رگبار گلوله دل خليج فارس رو مي شكافد .. ! و بدين ترتيب پروژه روز خونين در خليج فارس رقم مي خورد ..

 

" مارك نيلسون " يكي ديگر از شاهدان عيني حاضر در ناو است كه در باره شليك مي محابا سربازان مي گويد .. براي سربازان و پرسنل گروه اتش ، اين نخستين مانور واقعي براي آن ها محسوب مي شد !

ساعاتي بعد ناوشكن وينسنس به ناو مونتگمري پيوسته و در كنار آن به حركت در مي آيد !  

 

همان گونه كه در تصوير هوايي مي بينيد هر دو ناو امريكايي فاصله خود رو به سواحل ايران كم مي كنند . آن ها مترصد برخورد با هر هدف شناوري هستند تا آن را به اتش بكشند !  

 

در همين هنگام يكي از افسران اتاق فرمان نگاهش به صفحه مانيتور مقابل  مي افتد . اسكوپ رادار مختصات يك فروند هواپيماي اوريون ( پي تري - اف ) رو نشان مي دهد .. !

 

در صفحه آبي رنگ مانيتور بزرگ ، سمت و سوي هواپيماي پي تري - اف ايراني كه در حال گشت زني  است به خوبي نمايان مي شود . ظواهر امر چنين نشان مي داد كه گشت ايراني به سمت ناو در حركت است .. ! مسئول رادار كاپيتان را مطلع ساخته و مي گويد ۶۲ مايل با ما فاصله دارد !  

 

هواپيماهاي پي تري - اف يكي از مدرن ترين هواپيماهاي اكتشافي با سطح پروازي بسيار بالاست كه قابليت انهدام شناور هاي اقيانوس پيما و اهداف زير دريايي را دارد .

 افسر رادار به روي فركانس نظامي رفته و با تغير شماره ها ، موفق به ارتباط با خلبان ايراني مي شود .

مسئول ارتباطات رادار به خلبان پي تري - اف هشدار مي دهد كه از محدوده حريم هوايي اش منحرف شده است ..

خلبان گشت دريايي تذكر مودبانه مسئول رادار ناو امريكايي رو شنيده ، و سريع تغير مسير مي دهد !

كاپيتان ويل راجرز از اون جايي كه مطمئن بود هواپيماي گشت دريايي با رادار قوي خود حركات آن ها را به خوبي زير نظر دارد ، خطاب به همكارانش گفت .. مواظب پي تري - اف ايراني ها باشيد . با رادار ما رو زیر نظر دارند ..  ممكنه نقشه اي در سر داشته باشند .. !

در همين هنگام كاپيتان " محسن رضائيان " خلبان ايرباس پرواز ۶۵۵ در فرودگاه بندرعباس با تاخير مواجه شده است .. ظاهرآ تعدادي از مسافران هواپیما با مشكل نقص رواديد مواجه شده بودند .. او به همراه كمك خلبان خود " كامران تيموري " و مهندس پروازش " محمد رضا اميني " منتظر اجازه پرواز هستند .

كاپيتان رضائيان بعد از اين كه متوجه شد مشكلات مسافران برطرف شده است ، رآس ساعت ۱۰:۰۵ دقيقه بامداد از برج مراقبت پرواز اجازه استارت و خزش رو دريافت می کند  ..

دقايقي بعد هواپيماي ايرباس آ- ۳۰۰ هواپيمايي ملي ايران به شماره پرواز ۶۵۵ به نرمي به سمت ابتداي باند به حركت در امد ... همه چيز عادي و طبعي به نظر مي رسيد .. 

 

هواپيما راس ساعت ۱۰:۱۷ دقيقه فرودگاه بندرعباس رو به مقصد دوبي ترك كرد ..

 

 هر دو خلبان در كمال آرامش و خونسردی به فكر پروازي ایمن و لذت بخش براي مسافران هستند ..  

 

طبق اعلام سازمان نشنال جئوگرافي  هواپيماي ايرباس رآس ساعت ۰۹:۴۷ دقيقه بامداد به پرواز در آمده است .. ( يادم باشه  در تحليل جداگانه اي كه در باره جانبداری پنهان سازمان نشنال جئوگرافي خواهم نوشت به موضوع اختلاف ساعت هم اشاره كنم . - مدرسي )

توجه .... توجه

با پوزش از يکايک خوانندگان محترم ، به دليل مشکلي که براي سرور سايت پيش آمده است ، از ديشب تا حالا موفق به انتشار کامل اين پست نشدم . لذا براي مشاهده کامل مطلب فوق لطفآ ادامه اش را در لينک ذيل بخوانيد :

 پروردگار توانا ، حافظ و نگاهبان ايران و ايرانيان باشد.
بهروز مدرسي
اين پست ساعت ۱۶:۴۵ دقیقه بتاريخ دوازدهم تيرماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
 

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

لجبازی سایت تامین اجتماعی نیروهای مسلح

لجبازی سایت تامین اجتماعی نیروهای مسلح  
به خاطر یک انتقاد ساده !!
https://public.blu.livefilestore.com/y1pmdeAgVX_5Y7n_DMtrC1Pe49SQOBulw5buiibsAL8p3dnG1YgFlDCoGoA-XNKleCtEGdpcJQZXV204L24T-7A1Q/bazneshaste-1.jpg?psid=1
 برچسب ها :  سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح + بازنشسته هاي ارتش + فيش حقوقي + تسهيلات رفاهي + لجبازي به خاطر انتقاد  
 بهانه اي براي آغاز ...
بدون هيچ مقدمه اي يک راست مي رم سر اصل مطلب ! در اين چند سالي که از عمر نه چندان طولاني  تارنماي " دلنوشته هاي يک کهنه سرباز " مي گذرد همه شاهد اند به خاطر تعصب شديد به نيروهاي مسلح و سرزمين مقدس کشورم هميشه مدافع ارتش دلاور ايران بوده ام . و اگر هم نقدي بر سبيل اصلاح درج شده صرفآ از روي خيرخواهي و نيت خير بوده است . تا اون جايي که ذهن غبار گرفته ام ياري مي کند اغلب گله و شکايات ام در باب انتظارات به حق بازنشستگان بوده است . زيرا قلبآ معتقدم مسئولان و فرماندهان عالي رتبه ارتش خواهان رفاه و آرامش پرسنل به ويژه قشر بازنشسته هستند . آن چه مسلم است گاهي تصميمات غيرکارشناسانه مديران و پرسنل سازمان هاي ارايه دهنده خدمات به بازنشستگان موجب رنجش و زحمت اين عزيزان مي شود . قضيه ساختمان اداره بازنشستگي ارتش رو يادتون است که نوشتم فاقد آسانسور بود ! (  حکایت من و اداره بازنشستگی ارتش ) يا تصميم قطع حقوق به خاطر دريافت کد ملي رو به خاطر داريد !؟ ( قطع حقوق بازنشسته ها به خاطر کد ملی ) همان طور که عرض کردم اين مشکلات فقط و فقط به خاطر تصميمات غيرکارشناسي است ! شايد هم به دليل حضور بخش خصوصي در ارايه تسهيلات باشد .. ! اما اين مسايل باعث نمي شود منکر خدمات بسيار عالي و فراواني که براي بازنشستگان و خانواده هاي آن ها در نظر گرفته اند شد . همين چند وقت پيش که سخت بيمار بودم به ياري يکي از همسايه ها به بيمارستان " خانواده ارتش " رفتم . شايد باورتون نشه کل هزينه ويزيت پزشک متخصص و پرتونگاري فقط دو هزار تومن شد !! من که از تعجب شاخ در آورده بودم ! به قول همسايه مون .. اين فقط گوشه اي از تسهيلات مربوط به بازنشستگان بود ! خدا خيرشون بده . به همين دليل وظيفه خودم مي دونم با مشاهده کوچک ترين نارسايي که از قصور بعضي کارمندان نشآت مي گيرد ، آن را منعکس نمايم . آن چه مي خوانيد يکي از همين کارشکني هاست که اميد به اصلاح آن دارم .
 https://public.blu.livefilestore.com/y1pgyIRJuGVY75D6JRPecDG-ah4XEGO2B94suLymLMziTiMZPD3VaS7ATksWhtzfZ51R64pbcCMaxCCPqsyH8syJw/old-man-1-copy-2.jpg?psid=1
اندر مکافات سن بالا ... !
از قديم گفته اند ... سن که گذشت از پنجاه ، مشکل مياد از چند جا !! باور کنيد حقيقت را گفته اند . خب براي يک آدم شصت ساله که سه بار هم مزه سکته قلبي رو چشيده ، زتدگي مي تونه مشکل باشه .. ! من اعتراضي ندارم خدا رو هم شکر مي کنم .
 فيش حقوقي بازنشستگان
" بيجک " يا همون فيش حقوقي در حقيقت برگه اي است که نامه اعمال حقوق ماهانه پرسنل يا بازنشستگان در آن درج شده است . تا قبل از بازنشستگي اين برگه رو در محل خدمت رويت مي کرديم . بعد از بازنشستگي هم توسط بانک هايي که حقوق واريز مي شود ارايه مي گردد . تا اون جا که يادم مي آيد به ندرت براي گرفتن فيش مربوطه به بانک رفته ام ! چون نيازي نمي ديدم و معتقد بودم هر چه دادند خدا خيرشون بده ! اما همکاراني رو مي شناسم که حساب يک ريال شون رو هم دارند . و با در دست داشتن همين فيش کذايي در کانون هاي بازنشستگي پرسه زده و به دنبال احقاق حق شون هستند ! بگذريم .. من هم از موقعي که الطاف " حکمت کارت " نصيبم شد ، براي خريد کالاهاي اقساطي موظف به ارايه فيش حقوقي شدم . خب تا اين جاي کار همه چيز عادي و طبيعي است . اما براي بنده سراپا تقصير رفتن به شعبه بانک مربوطه کاري سخت طاقت فرسا و مشقت باري بود ! چون در خيابان مفتح چهارراه مطهري واقع شده است و منزل ما در پائين آن ( ميدان بهار شيراز ) قرار گرفته است . مي دونم تعجب مي کنيد چون فاصله اي نيست ! براي يک ادم سالم اصلآ مشکلي نيست اما براي يک بيمار که چند قدم به زور راه مي رود ، واقعآ عملي سخت است . جالب تر اين که به خاطر يک طرفه بودن خيابون مطهري ، اگه قرار باشه با تاکسي هم بروم بايستي براي پرهيز از پياده روي سه تا ماشين عوض کنم !! ( چون تاکسي ها معمولآ مسير مستقيم سوار مي کنند ) لذا يک ماشين تا تقاطع سهروردي - شهيد بهشتي و از اون جا يک ماشين تا سر تقاطع بهشتي - مفتح و بعد هم رو به پائين تا نبش چهارراه مطهري !!‌
البته يکي دو بار همسايه روبرويي مون که راننده تاکسي است اين زحمت را کشيد و مشکل من حل شد . اما به قول قديمي ها .. در ديزي بازه حياي گربه کجا رفته .. !!؟؟ اين بود که ندرتآ به بانک مراجعه مي کردم . تازه خيلي وقت ها هم بعد از عبور از هفت خوان ، بانک مربوطه اعلام مي کرد هنوز فيش هاي اين ماه به دستمون نرسيده است ! وقتي اعتراض مي کردم که پدر جان الان بيست روز از ماه هم گذشته .. با صداقت اعلام مي کردند که اين خدمات به بخش خصوصي واگذار شده و .. الخ !! تا اين که توسط دوست بسيار بزرگوارم " تقي خان مهدوي " نشانه يک سايت اينترنتي رو به من داد و گفت .. پسر خوب چرا به خودت عذاب مي دهي .. به لينک مربوطه ( سایت تامین اجتماعی نیروهای مسلح ) برو و تصوير فيش حقوقي ات رو مشاهده کن !! و .... چنين شد که بنده از چند ماه پيش با رفتن به سايت ياد شده وضعيت کسورات ، مطالبات و ايضآ اگه چيزي اضافه مي شد رو به راحتي مي ديدم . و از ته قلب دعا به جون مسئولان ارتش و تقي خان مهدوي مي کردم تا اين که ...
مشکل در سامانه فيش حقوقي !
دقيقآ يادم نيست از چه زماني اختلال در سامانه فيش حقوقي افتاد ! فقط مي دونم وقتي شماره هاي درخواستي رو وارد مي کردم ، فيش ماه هاي قبل رو به نمايش مي گذاشت ! و من خيلي دلم مي خواست ببينم وضعيت حقوقي ام چگونه است !؟ زيرا همان طور که عرض کردم به خاطر برداشتن کالاي قسطي از فروشگاه اتکاء هر ماه مبلغي از حقوق ام کسر مي شد و آگاهي از باقيمانده بدهي و يا افزايش ساليانه برايم خيلي ضروري بود . از اين رو تصميم گرفتم وضعيت رو براي مسئولان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح اطلاع دهم ! من ساده فکر مي کردم شايد کارمند مربوطه سايت مشکل سامانه فيش حقوقي رو نديده است !! از اين رو بخش " ارتباط با ما " ي سايت رو کليک زدم تا ضمن گزارش مشکل ، به ضرورت اين سامانه براي افراد بيماري چون خودم هم اشاره نمايم . اما راستش رو بخواهيد وقتي براي درج ارتباط با حضرات وارد فضاي مخصوص شدم ، با ناباوري مشاهده کردم براي ارسال هر نوع انتقاد يا حتي تشکر بايستي حتمآ مشخصات پرسنلي و هويت بازنشستگي ات رو درج کني .. !! باور کنيد همون موقع حسي به من گفت .. اين ها ظرفيت انتقاد رو ندارند و گرنه در همه جا صندوق پيشنهادات و گزارشات با هويت مخفي مشکلات سازمان متبوع خويش رو گوشزد مي کنند ! اما از اون جايي که اين سامانه برايم خيلي مفيد بود دل رو به دريا زده و با لعنت فرستادن بر شيطان ضمن اعلام خرابي سامانه فيش حقوقي ، گله اي هم بابت تسهيلات اين سازمان کردم .. ! و اي کاش زبانم لال مي شد و از کمبود تسهيلات سخن به زبان نمي اوردم !!‌  
 مراجعه به سايت
از اون جايي که مي دونستم افزايش حقوق هاي سال ۹۱ در ماه خرداد ماه اعمال مي شود ، براي آگاهي از مقدار آن وارد سايت مربوطه شدم .
https://public.blu.livefilestore.com/y1py1ya82tWo6WDDxEcdzzUeJ6boqWgT35ckkaHFepJwz4BkhfYbBWS_4A9k955EPcyEGeYT0bKi987-yTMkiSA7w/Bazneshasteha-1.jpg?psid=1
و با هزاران اميد و اشتياق دگمه فيش حقوقي رو زدم .. به دليل سرعت پائين اينترنت کلي زمان برد تا صفحه دريافت مشخصات ، تصوير فيش حقوقي ام رو نشون بده .. در خيال خودم بار ها پانزده درصد اعلام شده رو جمع و تفريق مي کردم .. چه روياهايي براي اين اضافه پرداخت داشتم .. !! بگذريم . بعد از دقايقي طولاني که براي من يک قرن گذشت عاقبت پاسخ چنين آمد :
 https://public.blu.livefilestore.com/y1pgyIRJuGVY77Zgt9u3Qz_Fm3UmFBXebFSqP5wneXCyLjtlfMaZjwyIPNEpw6kbkzhu_R0t2rKxGsZowFHBozlnQ/Bazneshasteha-2.jpg?psid=1
 فيش حقوقي اين بازنشسته يافت نشد !!  
يعني چه .. !!؟ دوباره و چند باره مشخصات ام رو وارد کردم ... اما پاسخ همان بود که اول نوشت !‌ فيش حقوقي اين فلک زده ( ببخشيد .. اين بازنشسته ) يافت نشد ! انگار يک سطل آب يخ رويم ريخته باشند از تعجب داشتم شاخ در مي اوردم .. نا خود اگاه مشکلات رفتن به بانک سپه شعبه مطهري جلوي چشمانم ظاهر شد . البته اين رو هم اضافه کنم .. که تصوير فيش حقوقي که اين سايت نشان مي داد ، کامل نبود ! به عبارتي فاقد ريز اطلاعات بود . اما براي بنده حقير که جمع حقوق و کسورات مهم بود ، از سرم هم زياد بود .. که با فضولي بي جا همون هم قطع شد .. اصلآ گم شد .. !
يک اعتراف صادقانه ..
باور بفرماييد هر گاه به طور اتفاقي با همکاران سابق و يا بازنشستگان صحبت مي کنم ، مي شنوم که چه مزايايي براي اين قشر آسيب پذير در نظر گرفته اند .. از سهام عدالت گرفته تا تسهيلات خدماتي از وام هاي بالا گرفته تا تسهيلات پزشکي .. يادمه پارسال که به دعوت مسئولان يکي از نشريات نيروهاي مسلح ( متآسفانه نام نشريه رو يادم رفته است . اما دفترش در سيدخندان بود ) اون جا رفته بودم .. ليستي بلند بالا از انواع خدمات و تسهيلات در همه زمينه ها به دستم دادند که مختص بازنشسته ها بود و من تعجب مي کردم که چرا تا حالا به گوشم نخورده است ! آن ها حتي از من خواستند رزومه فعاليت هايم رو در فرم مخصوص پر نمايم تا به عنوان بازنشسته نمونه ( عنوانش رو يادم نيست ) در داوري شرکت کنم .. و خوشبينانه اعتقاد داشتند من به خاطر فعاليت هاي رنگ وارنگي که در حوزه هاي فرهنگي و مطبوعاتي داشتم ، حتمآ انتخاب خواهم شد .. اما صادقانه به اون عزيزان عرض کردم .. اولآ من خودم رو لايق تقدير و تشويق نمي دونم چون هر کاري انجام دادم به خاطر دلم بوده است . ضمن اين که نه شانس دارم و نه سالم هستم که پي گير مطالباتم باشم .. !   
سخني با مسئولان محترم
باور کنيد اگه تسهيلات و امکانات فراوني که براي بازنشسته ها اختصاص داده اند نبود ، به شرافتم سوگند امکان نداشت نه در سايت گله کرده يا در اين جا مطرح اش نمايم . شايد هم واقعآ به طور اتفاقي فيش حقوقي ام گم شده باشد .. ! شايد هم مشکل نرم افزاري است . به عنوان يک انسان منطقي مي پذيرم . اميدوارم بنده اشتباه کرده باشم . در ان صورت يقين بدونيد شهامت عذر خواهي رو خواهم داشت تا از مسوول مربوطه حلاليت بطلبم . اما اگر به خاطر يک انتقاد ساده اين چنين بي رحمانه مشکلات من بازنشسته رو زياد کرده باشيد ، از شما نمي گذرم . شايسته است حالا که تکريم و احترام افراد سن بالا در دين و جامعه ما توصيه شده است در تصميم گيري هامون براي اين قشر دقت بيشتري نماييم . و در سال هاي اخر زندگي شون آرامش و رفاه به آن ها هديه دهيم .
کلام اخر ...  
من وظيفه خودم مي دونم از فرماندهان عاليرتبه ارتش و مسئولان محترم به خاطر تسهيلات فراواني که براي رفاه بازنشسته ها در نظر گرفته اند ، رسمآ تشکر و قدرداني نمايم . در اين سال ها تمام موانع اداري پيش روي بازنشستگان از قبيل تعويض دفترچه هاي بيمه و غيره برداشته شده است . در زمينه پزشکي بهترين خدمات با نازل ترين قيمت در اختيار بازنشستگان نيروهاي مسلح و خانواده هاي انان قرار گرفته است . خدا خيرتون بده ..
تصوير پيرمرد تزئيني است .  
 پروردگار توانا ، حافظ و نگاهبان ايران و ايرانيان باشد.
بهروز مدرسي
اين پست ساعت ۱۵:۳۰ دقيقه بتاريخ نهم تيرماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
  

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا 

  سخني با ياران  
از اين که مدت هاست قادر به پاسخگويي به کامنت هاي شما بزرگواران در وبلاگ نشده ام از همه پوزش مي خواهم . مطلع هستيد در مسافرت بودم . و اکنون که برگشته ام گرفتار مشکلات خانوادگي هستم . مطمئن باشيد در اسرع وقت مثل گذشته در خدمت خواهم بود . موفق و پيروز باشيد .
لينک هاي مرتبط با ارتش
https://public.blu.livefilestore.com/y1pTnXf5DaDFHfBQRgMAGvOTVuyK61V65UOvrrgDMh6wW7yfCUYax_4MDIiHF41P-tF_HfqA-CpihtermJn3uTRzw/5420(3).jpg?psid=1
https://public.blu.livefilestore.com/y1pJuIAeQqOEVRAisMba66_OYc5iyuNc6eApmUXvcAfhiLPEdow5AWqiXO3g8vE-jUWZjlSvCfAErouSWIboyAv4w/Retired---1.jpg?psid=1
Dozdan-1

  

Wednesday, June 27, 2012

من این پزشک با اخلاق و حاذق را تحسين مي کنم .

https://public.blu.livefilestore.com/y1pA5_oD-9Io8dYIMXsGBIuG2U4tWWm3AYaNEHnGVjICmApDx2E_ITGi689fQCL6Hij0l7UAjXJgPA6e37Co6Exaw/Dr-Bozorgi-2.jpg?psid=1
من این پزشک با اخلاق و حاذق را تحسين مي کنم .
https://public.blu.livefilestore.com/y1p6J9H_oRl4Gf5v1FF4kdQ_mmYxefJKKw2K61SOrovSGAsTxfVEHp7QDEgzM10pZqLdrkKBG5LTd3WrOkYx5U6fw/Dr-Bozorgi-3.jpg?psid=1

برچسب ها : دکتر هوشنگ بزرگي + متخصص پوست ، مو و زيبايي + موسسه درماني استان قدس رضوي ( دارالشفاء امام ) + مشهد

 بهانه اي براي مقدمه ...

اغلب دوستان و خوانندگان محترم سايت از انواع و اقسام بيماري هايي که داشتم کم و بيش آگاه بوده و از رنج هايي که مي کشيدم ، خبر داشتند . { البته براي انساني در سن و سال من امري کاملآ طبيعي است } از سکته و بيماري قلبي گرفته تا پروستات و افسردگي روحي همراه با آلزايمر ! که تقريبآ با همه  آن ها کنار اومده بودم ! اما از شما چه پنهون سال ها با يک نوع بيماري پوستي بدخيم دسته پنجه نرم مي کردم .. باور کنيد امانم رو بريده بود . به بهترين مراکز تخصصي پوست در تهران مراجعه کرده بودم . اما از بهبودي خبري نبود ! حتي به توصيه يکي از دوستان نازنين قديمي ام جناب { تقي مهدوي } به پزشک متخصص داخلي هم مراجعه کردم .. هر يک از آقايون اطباء نظر و تشخيص متفاوتي ارايه مي کردند . يکي معتقد بود از عوارض داروهاي قلبي است ! ديگري احتمال آلودگي شيميايي در زمان جنگ را علت تاول هاي خونين مي دونست و ان يکي هم با تلفظ واژگان عجيب غريب لاتين ، نام علمي اش رو برايم تعريف مي کرد ... ! اما در نهايت اين بنده حقير بودم که همچنان درد و رنج رو تحمل کرده و با هر خارش کلي خون از سر و پايم جاري مي شد .. !! تمام اين مکافات ها به يک سو ، کنار اومدن با همسري وسواس و تميز کار سخت و طاقت فرسايي بود ! { شوخي کردم .. دلسوزي و مراقبت هاي شبانه روزي او باعث تحمل مشقت هايم شده بود } القصه .. ديگه قيد معالجه و دکتر و دارو  رو زدم ! آخه زير تخت خوابم پر شده بود از انواع و اقسام داروهاي مختلف .. ! سعي کردم با نگارش خاطرات گذشته ، خصوصآ جبهه و جنگ تمام مشکلات ام رو به فراموشي سپارم .. تا اين که :

سفر نا خواسته به مشهد ...

پارسال اواخر تابستون بود که برادرم { بهنام } که افسر نيروي انتظامي است همراه با اهل و عيالش براي  سفر سياحتي ، زيارتي بعد از اقامت چند روزه در شمال براي زيارت قم سر راه در کرج سري هم به خونه دخترم { بهاره } زدند .. طفلک اخوي با ديدن زخم هاي ناجور بر روي بدنم ، پاشو تو يک کفش کرده که .. " داداش بيا با ما بريم مشهد ، اون جا دکتر هاي خوبي رو مي شناسم .. مي دم معالجه ات کنند و .. " هر چه بهش توضيح دادم که نزد کلي پزشک و متخصص مراجعه کرده و نتيجه نگرفته ام ، به خرجش نرفت که نرفت .. ! و از من خواست تا او از زيارت قم بر مي گردد ، من کوله بار سفرم رو آماده کرده و همراه اون ها به مشهد بروم .. تا يادم نرفته بگم برادرم علاوه بر محل خدمتي اش ، يک روز در ميان به عنوان افسر نيروي انتظامي در دارالشفاء آستان قدس حضور مي يافت . و چنين شد که من ناخواسته عازم مشهد شدم ! صادقانه اعتراف مي کنم که اصلآ توقع معالجه و بهبود رو نداشتم . و بيشتر براي انجام کار هاي شخصي از جمله فروش خانه پدري راضي به مسافرت شدم ! بعد از يکي دو روز استراحت وقتي شنيدم قراره من را به دارالشفاء ببره ، حسابي جا خوردم .. !! راستش رو بخواهيد تا قبل از مراجعه به اين مکان پزشکي فکر مي کردم دارالشفاء مثل بعضي درمانگاه هاي خيريه چند تا انترن و پرستار در راه رضاي خدا  بيماران نيازمند رو ويزيت مي کنند .. !  

موسسه درماني استان قدس رضوي ( دارالشفاء امام )

باور کنيد وقتي قدم به موسسه درماني ( دارالشفاء ) گذاشتم ، از ديدن مرکزي مدرن با انواع تخصص هاي پزشکي و آزمايشگاه مجهز و داروخانه اي بزرگ واقعآ تعجب کردم . بي اغراق نه تنها چيزي از بيمارستان هاي درجه يک و ممتاز تهران کم نداشت ، بلکه نظم و انضباط و تعرفه هاي بسيار ارزان و برخورد پرسنل آن با ارباب رجوع و بيماران واقعآ در خور تحسين و ستايش بود . در ميان انبوه بيماران همه قشر انسان ديده مي شد که از برق چشمان هر يک رضايت و خشنودي ملموس بود . پرسنل با انيفورم هاي تميز و لبخندي بر چهره با مراجعين مواجه مي شدند ... طولي نکشيد که نوبت من رسيد . بر روي در ، نام دکتر " هوشنگ بزرگي " درج شده بود . بيماران زيادي در انتظار نوبت نشسته بودند .. وقتي وارد مطب شدم اولين چيزي که نظرم رو به خود جلب کرد ، چهره انساني بي تکبر و مهربون بر روي ويلچر بود  که با ديدن من و برادرم سعي کرد با زحمت از روي چرخ بلند شده و پاسخ سلام ما را بدهد . در نگاهش نوعي وقار و اعتماد به نفس ديده مي شد که به بيمار آرامش مي بخشيد . او با لبخندي صميمي در حالي که به زخم ها و تاول هاي بدنم مي نگريست همزمان به داستان خسته کننده مراجعات مکرر من به ساير متخصصان پوست گوش فرا داده بود .. بعد از اتمام حرفايم خيلي جدي نوع بيماري ام رو تشخيص داده و براي اطمينان بيشتر از من خواست تا چند آزمايش هم انجام دهم .. !

روبروي مطب دکتر " بزرگي " آزمايشگاه مجهزي قرار داشت . خيلي زود نوبت من فرا رسيده و کادر مربوطه با مهرباني خاص آزمايشات مربوطه رو انجام دادند . بعد از ساعاتي نتيجه آزمايش آماده شده و مجددآ به حضور آقاي دکتر بزرگي رسيديم . او خيلي آرام و دقيق دستورات دارويي رو گوشزد کرده و از من خواست ابتدا هر پانزده روز يک بار در تهران يکي دو آزمايش انجام داده و نتيجه رو تلفني به اطلاع اش برسونم . { ظاهرآ مربوط به تآثير بعضي دارو ها بر روي کبد بود } . باور کنيد اگه صف طولاني ساير بيماران نبود دلم مي خواست ساعت ها با اين مرد بزرگوار صحبت کنم . در کلام او اخلاص واقعي و توکل به خدا صادقانه مشاهده مي شد .. بعد از ترک مرکز درماني بهنام به من گفت که آقاي دکتر جانباز جبهه هاي جنگ است . از ته دل برايش آرزوي توفيق کردم .. حسي به من مي گفت خيلي زود از کابوس زخم هاي بدنم خلاص خواهم شد ..! و من سعي کردم طبق توصيه آقاي دکتر به موقع دارو ها رو مصرف کرده و با انجام آزمايش هاي خواسته شده با آقاي دکتر بزرگي چک کنم . کم کم فاصله انجام آزمايشات طولاني شد .. و من ناباورانه مي ديدم که تاول هاي چرکين کم کم محو مي شوند ! و در ظرف کم تر از شش ماه به کلي آثار بيماري و زخم هاي بدخيم از ميان رفت ..

و اما ...

تازه داشتم از آرامش بهبود بيماري مزمن پوستي لذت مي بردم که يک مرض ديگر به سراغم اومد .. بگذريم قصد ندارم با شرح آن شما رو برنجانم .. در پارانتز عرض کنم به ياري دوستان به يکي از مراکز مجهز پزشکي مراجعه کردم . تشخيص قطعي عمل جراحي بود ! بعد از کلي بالا و پائين شدن براي مراحل پيش از عمل وقتي متوجه وضعيت قلبم شدند ورق برگشته و از من تآئيديه پزشکان متخصص قلب رو خواستند .. ! و چنين شد که قيد عمل رو زده و تصميم گرفتم يار ديگر مزاحم برادرم در مشهد شده تا در دارالشفاء حضرت مرا نزد پزشک حاذق ديگري ببرد .. و بدين ترتيب راهي سفر شدم . اگر چه با تشخيص پزشکان فعلآ عمل جراحي منتفي شده و با دارو در حال معالجه هستم ، اما فرصت رو غنيمت دونسته تا به رسم ادب و قدرداني سري به دکتر " هوشنگ بزرگي " زده و رسمآ از وي تشکر کنم . و اين  چنين بود که  سعادت ديدار مجدد انساني وارسته نصيب ام شد .  دکتر وقتي ديد قصد گرفتن عکس او را دارم ، مصرنانه از من خواهش کرد اين کار رو نکنم . او معتقد بود به لطف پروردگار فقط واسطه خدمت به انسان هاست . در نهايت سماجت ژورناليستي ام باعث شد دکتر اجازه گرفتن عکس از چهره مهربانش رو صادر نمايد .

سخن اخر ...

اون هايي که با شخصيت بنده آشنا هستند خوب مي دونند اهل پاچه خواري و تعريف و تمجيد نيستم . اين پست رو از صيميم قلب به پاس قدر داني و تشکر از انساني بزرگوار ، پزشکي ماهر و بي تکبر درج کرده ام . ضمنآ براي اون دسته از عزيزاني که ممکنه مشکل پوستي داشته باشند با هزار زحمت آدرس مطب دکتر " هوشنگ بزرگي " و شماره هاي تماس آن را بدست آوردم :

آدرس : مشهد خيابان احمدآباد خيابان قائم نبش قائم ۱۲ طبقه دوم

تلفن :  ۳ - ۸۴۶۲۶۰۱ و ۸۴۵۹۶۶۶

اين هم آدرس سايت و نقشه مطب در مشهد (اينجا )

 پروردگار توانا ، حافظ و نگاهبان ايران و ايرانيان باشد.
بهروز مدرسي
اين پست ساعت ۲۰:۳۰ دقيقه بتاريخ ششم تيرماه ۱۳۹۱ پايان يافت .

 پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران
  

   آرشیو سایت  اينجا                                               آرشیو وبلاگ اینجا