Monday, December 6, 2010

حادثه Air Bus A-380

نگاهي به فرود اضطراري ايربايس380

njbmc4g1wz8x0d3t227y.gif

bbck0mxnwn7x5nglls69.jpg

" حادثه Air Bus A-390 " عنوان مطلب اين پست است که تقديم شما عزيزان مي کنم . در اين مطلب همان گونه که به کرات توضيح داده ام .. به دليل عدم دارا بودن تخصص و دانش لازم از مکانيزم و علوم مربوط به هواپيماهاي مدرن ايرباس ۳۸۰ تنها به طرح مسايل کلي پرداخته و تحليل هاي شخصي ام رو بنا به درخواست تني چند از خوانندگان محترم ارايه داده ام . و همان گونه که بار ها در مطالب قديمي توضيح داده ام .. علت واقعي بعد از تحقيقات گسترده اي که توسط متخصصان مربوطه صورت مي گيرد اعلام خواهد شد . و صحبت هاي بنده تنها حدس و گماني بيش نيست .

جا دارد از خواننده محترم " مرتضي " عزيز که خبر و فيلم کوتاه خبري اين حادثه رو برايم ارسال کرد تشکر و قدرداني کنم . راستش از شما چه پنهان خيلي دلم مي خواست فيلم رو هم در ذيل مطلب اضافه کنم اما سايتي که قادر به آپلود موسيقي و مالتي مديا باشد رو سراغ ندارم .. اميدوارم در مطالب آينده از اين تکنولوژي هم براي اطلاع رساني بهره ببرم . سخن اخر اين که .. همان گونه که در گذشته وعده داده بودم که .. در صورت استقبال از مطالب و قانونمند شدن کامنت ها بنده آمادگي انتشار با فاصله کم مطالب رو دارم .. فکر کنم اين مهم پديد امده است .. به همين دليل در کم تر از ۴۸ ساعت از زمان انتشار پست قبلي .. اين را تقديم شما مي کنم .

برچسب ها : ايرباس ۳۸۰ + فرودگاه سنگاپور + خطوط هوايي کوانتاس + سيدني + پرواز + انفجار + موتور هواپيما + صنعت هوانوردي + آژانس ايمني هوايي اروپا + هشدار + گراند + مهران مديري + زنده ياد علي اکبر شيدا + قهوه تلخ + تيتراژ + امشب شب مهتابه

مقدمه

هر روز در گوشه و کنار دنیا با اخبار ناگواری در باره سوانح متعدد هوایی مواجه ایم . که اغلب با تلفات جانی همراه اند و گاهی هم مانند اتفاقی که برای یک فروند هواپیمای مدرن ایرباس ۳۸۰ - آ رخ داد همه سرنشینان صحیح و سالم تخلیه شدند . اما ان چه باعث نگارش این پست شد .. علاوه بر جنبه اطلاع رسانی تاکید بر این امر است " هر سانحه ای که در صنعت هوانوردی اتفاق مي افتد ضمن کسب تجارب بیشتر خلبانان و گروه های پروازی در جهان ، موجب ارتقای ایمنی بالا و دقيق تر در سایر پرواز ها می شود . و علاوه بر رفع عیوب هواپیمای سانحه دیده ، بر روي هواپيماهاي مشابه هم در سراسر جهان بازبيني دقيق تري انجام مي گيرد . " متآسفانه خيلي از هموطنان ما با شنيدن اخبار سوانح بيشتر از پرواز و هواپيما زده مي شوند ! به همين دليل قصد دارم ضمن تشريح ( تصويري ) حادثه اخير ، با اجازتون نظر شخصي ام رو هم اعلام کنم . خاطر نشان مي شود نظر بنده فاقد پارامتر هاي علمي بوده و صرفآ حدس و گمان است که به درخواست برخي خوانندگان عرض مي کنم . و همان گونه که اگاه ايد .. اظهار در نظر در باره حوادث هوايي نياز به تحقيق و تخصص هاي لازم است .

اصل خبر چه بوده است .. ؟

راستش رو بخواهيد من ابتدا خبر حادثه رو از کامنت يکي از خوانندگان محترم شنيدم که از من خواسته بود حتمآ در باره اش تحليلي داشته باشم . از اون جايي که هيچ گونه خبر يا اطلاعاتي از حادثه فوق نداشتم دوست بسيار عزيزم " مرتضي " اصل ماجرا رو به شرح ذيل برايم ارسال کرد . با سپاس از اين خواننده محترم ، ابتدا روي تصاوير برداشت شده از فيلم خبري توضيحاتي رو ارايه کرده و در پايان تحليل نهايي ام رو تقديم حضورتون مي کنم .

روز 5 شنبه 4 نوامبر پرواز a380 شركت هواپيمايي استراليايي كوانتاس Qantas)) 6 دقیقه بعد از شروع پرواز به مقصد سیدنی اسرالیا به دلیل بروز آتش سوزی در موتور 2 به فرودگاه چنگي سنگاپور برگشت. این هواپیما 433 مسافر و 26 خدمه پروازي داشت. بعضی از مسافران گفتند بعد از شنیدن 2 صدای بلند موتور آتش گرفته(منفجر شده). ضمنا با اینکه مقامات خطوط هوايي كانتاس هرگونه خبر درمورد بروز انفجار در موتور اين هواپيما را تكذيب كردند اما ساکنان محلي جزيره بتام تکه هايي از موتور هواپيما را که از آن جدا شده و به زمين افتاده است، پيدا کرده‌اند. بعد از این اتفاق ابتدا شرکت کوانتاس و بلافاصله بعد از اون خطوط هوايي سنگاپور هم كليه پروازهاي ايرباس A380 خود را به حالت تعليق درآوره و A380 ها رو گراند کردند. در باره احتمال وجود نقص فنی در موتور های A380 آژانس ايمني هوايي اروپا از حدود 3 ماه پیش هشدار داده بود و در تاريخ چهارم آگوست به خطوط هوايي جهان اعلام كرده بود كه موتور هواپيماهاي ايرباس A380 خود را مورد بازرسي بيشتر قرار دهند. ضمنا دیروز هم یکی دیگه از هواپیماهای شرکت کوانتاس دچار همین مشکل شد. اینبار موتور شماره یک بوئینگ 747 این شرکت چند دقیقه بعد از بلند شدن از فرودگاه سنگاپور در ارتفاع 2000 پایی آتش گرفت وخلبان بلافاصله به فرودگاه برگشت. . خوشبختانه این دو حادثه هیچ تلفاتی دربر نداشت.سایت abc.net ادعا کرد که کادر پروازی این b747 همون کادر a380 سانحه دیده بوده است. آلن جویس مدیر این شرکت هواپیمایی در این باره گفت : ما از بابت b747 ها نگران نیستیم. موتور این هواپیما بیشتر از 30 سال امتحان خودش را در هر موقعیت اضطراری پس داده اما موتور a380 یک موتور جدید است.ضمنا وی احتمال خرابکاری رو رد کرده و گفت: این یک اشکال مکانیکی بوده است .

پس از انتشار خبر بازگشت اضطراري هواپيماي شرکت " کوانتاس " که به مقصد سيدني که تازه به پرواز در امده بود ، همه نگاه ها از جمله خبرنگاران شبکه هاي تلويزيوني سنگاپور به سمت منطقه اپروچ فرودگاه معطوف شد . تا تصاوير مدرن ترين هواپيماي جهان رو در آسمان رصد کنند .. !

در همين حال مسافران مرفه هواپيماي اير باس " ۳۸۰ - آ "‌ با وجود اعلام خلبان مبني بر بازگشت به فرودگاه مبدآ ، با خيالي آسوده کمر بند هاي خود رو محکم بسته و خونسرد منتظر فرود شدند ! برخي از مسافران کنار پنجره هم با دوربين هاي ديجيتال خود مشغول فيلمبرداري و گرفتن عکس شدند !

مسافران ياد شده در ابتداي امر شاهد خروج گاز هاي غير متعارف از اگزوز موتور شماره دوي هواپيما شدند که با شدت فراواني در حال خروج بود .. !

در همين حال بقيه مسافران هم صداي دو انفجار رو از سمت چپ هواپيماي خود شنيدند ! اما بدليل تبليغات فراواني که در باره ايمني اين مدل ايرباس ها شنيده بودند .. زياد وحشت زده نشدند ! در اين تصوير به خوبي قطعات جدا شده از موتور شماره دو هواپيما مشخص است که از کنار موتور شماره يک و لبه فرار بال در حال پرتاپ شدن هستند ..

خلبان با تجربه هواپيماي ايرباس با اعلام وضعيت اضطراري بعد از شش دقيقه پرواز به راحتي در باند فرودگاه سنگاپور به زمين نشست . و از اون جايي که برج مراقبت پرواز در اين گونه مواقع دستورالعمل مشخصي دارد .. ابتدا وضعيت را به مرکز آتش نشاني مستقر در فرودگاه اطلاع مي دهد . . بي ترديد يکي از واحدهاي حساس و پرتلاش که نقش موثري در نجات مسافران در همه دنيا دارد ، همانا واحد هاي آتش نشاني ( خصوصآ در فرودگاه ها ) است . که به صورت گمنام مشغول خدمت هستند .

جالبه بدونيد هموطنان آتش نشان ما در عمل نشان داده اند که سرعت عمل قابل توجهي نسبت به ساير آتش نشان ها در جهان دارند . نمونه آن سانحه در مشهد بود که زودتر از زمان تعين شده اقدام به تخليه مسافران نمودند . به هر حال به محض فرود هواپيما ، و رسيدن به باند فرعي ( Taxi Way ) آتش نشان ها به دقت نزديک هواپيما شده و با فشار آب سعي در جلوگيري از آتش سوزي شدند .

فشار شدبد آب و پاشيده شدن بر روي موتور آسييب ديده و آتش گرفته باعث جلوگيري از آتش سوزي و سرايت احتمالي ان به باک هاي بنزين که اغلب در پشت موتور ها و بر روي بال ها قرار دارند ، انجام مي شود . البته فراموش نشود اغلب هواپيما ها درون موتور هاي خويش کپسول هايي تعبيه شده است که به محض کشيدن دستگيره هاي اضطراري هر موتور ( به منظور خاموش کردن موتور هواپيما در پرواز ) اين کپسول ها که داراي فوم هستند ، با شدت تمام در داخل موتور پخش شده و هر گونه آتش سوزي رو خاموش مي کند . فراموش نکنيد اتش سوزي موتور ها به خاطر وجود گاز ، برق ، هيدروليک ، بنزين و شبکه هاي سيم پيچي شده خيلي زود مشتعل مي شوند

در اين گونه مواقع حفظ خونسردي و تجربه گروه پروازي در نجات مسافران خيلي موثر است . به عبارتي براي اين گونه موارد آموزش ديده اند .. حتي رانندگان ماشين هاي آتش نشاني در نزديکي و حفظ موقعيت به هواپيما دوره هاي خاصي رو گذرونده اند .. چون همان طور که مي دونيد موتور هاي جت خصوصآ اين مدل ايرباس ها قدرت کشنده و جهنمي شديدي دارند . و کوچک ترين اشتباه باعث کشش وسايل و تجهيزات ماشين به داخل پره هاي موتور مي شود . به هر حال مسافران با حفظ آرامش پياده شده و سريع از منطقه دور مي شوند ..

همان طور که در تصوير مي بينيد بخش عمده اي از " کالينگ " ( در پوش هاي موتور هواپيما ) به شکل ناجوري از موتور شماره دو جدا شده است . فراموش نکنيم که بخش آسيب ديده و جدا شده خيلي وسيع است .. کافي است شما آن را با افراد زير موتور مقايسه کنيد ..

بلافاصله مهندسان فني ايرباس و شرکت هواپيمايي ( کوانتاس ) براي آگاهي و تحقيق در باره اتفاق رخ داده به پاي هواپيما مي آيند .. اولين اقدام در اين گونه موارد ، مسدود کردن " والو " ها و کليه خطوط الکترونيکي ، هيدروليک ، بنزين و .. مي باشد . که براي جلوگيري از هر گونه حادثه ناخوشايند انجام مي گيرد . ضمن اين که کار تحقيق هم بلافاصله شروع مي شود ...

اين هم تصوير ديگري از قسمت آسيب ديده قسمتي از موتور شما ره دو ايرباس .. و حضور ماموران زحمتکش آتش نشاني جلوي موتور هواپيما ..

اين هم تصوير ديگري که از پشت " فنس " ( سيم هاي محافظ ) که هواپيما رو نشون مي دهد .

در همين هنگام تعدادي از مردم شهر که از نزديک شاهد صداي انفجار و جدا شدن قطعات بدنه موتور هواپيما در بالاي سر خود بودند ، به گزارشگر تلويزيون در باره مشاهدات خود توضيح مي دهد .. اين بابا بقدري هيجان زده و با ذوق صحبت مي کنه که تعجب دوستان و همشهري هايش رو به خود جلب کرده است .. و همان طور که مي بينيد ، به دهان او خيره شده اند .. !

همان گونه که در اصل خبر خوانديد .. طبق معمول و اصل رايج ،مسئولان شرکت هواپيمايي کوانتاس هرگونه آتش سوزي و انفجار رو در هواپيماي خود تکذيب کردند ! ( رو را برم .. ! ) در همين اثنا يکي دو نفر از خبرنگاران زبل سنگاپوري راهي جزيره " بتام " شده تا از تکه هاي جدا شده بدنه هواپيما که باعث تخريب يک دبستان شده بود ، عکس و فيلم تهيه کنند .. ! تا سر فرصت به آقاي " آلن جويس " که در ادامه با او آشنا خواهيد شد ، نشون بدهند .. !

اين هم تصوير همون مدرسه اي است که بخشي از سقف اش صدمه ديده است .

اگر چه در تصوير سقف مدرسه ، عمق خرابي و سوراخ بدرستي معلوم نبود ، اما در اين عکس بخوبي مي بينيد که سرعت برخورد قطعه اي تيز چه خرابي هايي رو بوجود اورده است .. ! خدا رو صد هزار بار شکر که هيچ دانش آموزي در اون لحظه زير سقف نبوده است .. !

ديگه جاي هيچ گونه انکاري باقي نمانده بود .. به قول قديمي ها " شتر دزدي دولا دولا نمي شه " به همين دليل با خيالي آسوده قطعات جدا شده رو اين جوري روي زمين قرار دادند .. مي گم اين آقا پليسه چنان غرق تفتيش شده انگاري در صحنه جنايت اومده است .. ! اما دلم براي اون کارگر ها مي سوزه که زحمت حمل قطعات رو کشيده اند . خدا کنه دستمزدش رو بدهند .. ! اگه خوب به زمينه تصوير دقت کنيد مي بينيد جماعت زيادي به همراه پليس ها در صف ايستاده اند .. اگه اشتباه نکنم با صداي انفجار و پرتاپ قطعات قرمز رنگ از آسمون ، بنده خدا ها فکر کرده اند جنگ شروع شده .. يا طالبان حمله کرده است ! حتمآ نيروهاي واکنش سريع اند ... !

به اين دو تصوير نگاه کنيد .. در لبه هاي فلز اليافي ديده مي شوند .. يادم باشه در تحليل ام به اون اشاره کنم . البته تئوري وار حدس مي زنم . بايد دوستان هم نظرشون رو بگويند ..

اين هم قطعه اي ديگر که طفلک کارگر ها پيدا کرده اند .. از قوس فلز مي شه تشخيص داد که چه ابعادي داشته است .. جالب اين که آقايون پليس دست به کمر ايستاده اند .. نيروهاي ضد شورش هم در عکس ديده مي شوند .. ديديد حدس ام درست بود .. !؟‌بنده خدا ها فکر هاي ديگري کرده بودند ..!

اين هم تصوير ديگري از قطعات جدا شده .. خدا رحم کرد اين همه فلز به روي جزيره پراکنده شده ، اما همچنان مسئولان هواپيمايي خيلي راحت مي گويند .. انفجار و اتش سوزي در کار نبوده است .. ! اگه به همين عکس خوب دقت کنيد .. دو تا کارگر با تعجب به حمل قطعه نگاه مي کنند ! مي دونيد چرا ؟‌ براي اين که اين پليس زبل تا چشمش به دوربين فيلمبرداري افتاده ، سريع رفته و زير تابوت .. واي ببخشيد زير قطعه رو گرفته .. ! به اين مي گن زبل خان سنگاپوري مگه نه ..!؟

واي خداي من .. چقدر فلز از هواپيماي ايرباس آ - ۳۸۰ جدا شده است .. ! خدا رحم کرد شش دقيقه پرواز کرد .. اگه شش ساعت مي پريد ، حتمآ چندين کاميون فلز جمع آوري مي شد ! ديگه اينا باشن تا ما رو اين همه مسخره نکنند .. !

در پايان خبرنگاران به سراغ مسافران هواپيما رفته و از اون ها در باره حادثه سوال کردند .. اگه فيلم رو ديده باشيد .. يکي از خبرنگاران تلويزيوني به سبک بچه هاي خبر ۲۰:۳۰ خودمون ، هي سعي مي کنه با سوالاتي در باره خلبان ، نحوه فرود ، عملکرد مهمانداران به اصطلاح " اتو " بگيره .. ! اما خودمونيم .. تيرش حسابي به سنگ خورد .. !

به سراغ هر مسافري رفتند .. همه با آرامش هر نوع ترس و وحشت رو انکار کردند .. در حقيقت بندگان خدا حقيقت رو مي گفتند .. اما خبرنگار جماعت دست بردار نبودند .. به گمانم با بچه هاي تيم ملي فوتبال ما اشتباه گرفته بودند که .. حضور گاو و دامداري رو در اردوي تيم ملي درخارج از کشور انکار کرده و همگي گفتند کولر هم داشتيم .. چشمک !

اين هم جمال تر و تميز آقاي " آلن جويس " راستگو . که روز روشن به چشم همه خبرنگاران نگاه کرده و با لبخند و آرامش گفت .. کدوم انفجار .. !؟ کدوم اتش سوزي ..!؟ نخير چنين چيزي واقعيت نداره .. و من رسمآ و حکمآ تکذيب مي کنم .. ! مي دونيد ياد کي افتادم .. ؟ ياد وزير تبليغات صدام حسين که مثل اين بابا واقعيت ها رو تکذيب مي کرد .. خدا رو شکر در دنياي مدرن امروز و بودن انواع دوربين هاي ديجيتال ديگه نمي شه دروغ گفت .. من که احساس مي کنم دماغش داره گنده مي شه .. مث پينوکيو !

اخرين تصوير خبري .. مربوط به هواپيماي جامبو جت همين شرکت مي شود که ظاهرآ اون هم دچار اتش سوزي در موتور خود شده بود ! اون هم در ارتفاي بيست هزار پايي ! که به خير گذشت .. اما حالا که دروغگويي مد شده است ، يک دروغ شاخدار هم از سايت " abc.net ‌" مي خوانيم که در خبري مدعي شده اند که ... " گروه پروازي اين جامبو جت همون کادر پروازي ايرباس ۳۸۰ بوده اند .. ! " يکي نيست به اين آقايون بگويد .. چطور چنين چيزي ممکن است اتفاق بيفتد !؟ خلبانان فقط با يک مدل هواپيما پرواز مي کنند . و در صورت تصميم به تغير بايد مدتي دوره هواپيماي مدل بعدي رو بگذرونند ! سواد اين آقايون منو ياد مغرضان شناخته شده سايت من انداخت .. ! به هر حال به خبر اعلام شده در ابتداي پست اعتماد نکنيد .. مگه اخيرآ چنين قانوني در سنگاپور يا سيدني تصويب شده باشد .. !

تحليل حادثه ايرباس ۳۸۰ در سنگاپور ...

همان گونه که در ابتداي پست عرض کردم ، تحليل اين حادثه صرفآ با بيان نظريات شخصي ام که نشآت گرفته از اطلاعات عمومي و تجربه گذشته ام است ، تقديم شما عزيزان مي کنم . اميدوارم مورد توجه و رضايت همه شما ياران همدل و صميمي قرار گيرد .

با نگاهي دقيق به تصوير موتور هواپيماي ايرباس ۳۸۰ .. حجم و ابعاد آن را نسبت به موتور ساير هواپيما ها ،‌ خيلي بزرگ و پرقدرت تر مي بينيم . و از اون جايي که تازه مورد استفاده بر روي اين مدل هواپيما ها قرار گرفته اند ، نياز به گذر زمان بررسي دقيق تر و آزمايشات فراواني دارند .

چرا ايرباس هاي ۳۸۰ گراند شدند ... !؟‌

قبل از هر سخني ابتدا توجه و نظر شما دوستان محترم رو به اصل خبر درج شده در ابتداي همين پست جلب مي کنم .. اگر چه در نگاه اول خبري معمولي قلمداد مي شود ، اما حاوي نکاتي است که کارشناسان صنعت هوانوردي و يا اون هايي که دستي بر آتش دارند نکات ارزنده اي رو از دل همين چند خط نوشته بيرون مي اورند .. منظور بنده نقل قول هاي مسئولان است نه نويسندگان خبر که قطعآ خبرنگاران هستند .. ! در قسمتي از اين اطلاعيه آمده است " بعد از این اتفاق ابتدا شرکت کوانتاس و بلافاصله بعد از اون خطوط هوايي سنگاپور هم كليه پروازهاي ايرباس A380 خود را به حالت تعليق درآوره و A380 ها رو گراند کردند. " همه مي دونيم ايرباس ، تنها هواپيمايي نبوده که در حين پرواز موتور يا جاهاي ديگرش اتش گرفته و ايضآ فرود اضطراري داشته است ..! حالا نگيم روزانه .. بلکه در اغلب اوقات از صد ها هزار هواپيماهاي گوناگوني که در اين جهان پهناور پرواز مي کنند ، بار ها با چنين حوادثي مواجه شده اند .. و همه خلبانان بدون استثناء با اين پديده و راه کار هاي مقابله با آن وارد هستند .. و دوره آموزش آن را طي کرده اند . اما پرسش اين است .. تا حالا در کدوم يک از اين نوع وضعيت اضطراري هاي پيش آمده ، کليه هواپيما هاي مشابه مدل سانحه ديده شده در خطوط هوايي يا شرکت هاي هواپيمايي ديگر بلافاصله دستور " گراند " شدن ( خواباندن ) رو داده باشند !؟ قطعآ عمق فاجعه خيلي بالاتر از يک اتفاق معمولي است ! البته ممکنه خيلي ها تصور کنند اين حساسيت ها به خاطر عمر اندک اين هواپيماهاي غول پيکر است که به عبارت ساده تر هنوز مانند برخي ديگر از هواپيما ها نظير جامبو جت ها امتحان خود رو پس نداده اند ..

در پاسخ به اين نظريه عرض مي کنم .. عزيزاني که با مقررات صنايع هوانوردي و حتي اتومبيل سازي در غرب و اروپا آشنا هستند .. خوب مي دونند تا زماني که هواپيماي جديد از سد آزمايش هاي مختلف و تست هاي گوناگون تعريف شده عبور نکنند و ساعت ها با استاد خلبانان کار آزموده ( تست پايلوت ) ها انواع و اقسام جک ليست ها رو در پرواز و روي زمين امتحان نکنند ، محاله حتي يک مسافر سوار آن هواپيما کنند .. يا دستور استفاده از آن در خطوط هوايي صادر شود ! اين موضوع حتي در باره مدل هاي قديمي تازه توليد شده که سال ها مورد آزمايش قرار گرفته اند هم صدق مي کند ! يعني اگر يک فروند هواپيماي بوئينک ۷۴۷ تازه توليد شده هم از کارخانه بيرون بيايد ، بايستي پروسه آزمون هاي مختلف رو تست کرده و پشت سر بگذارد تا مجوز پرواز عمومي صادر شود .. پس نمي توانيم به اين دليل که تازه اين مدل ايرباس ها وارد صنعت هواپيمايي جهان شده اند ، اين گونه با وقوع حادثه اي همه هواپيماها را بخوابانند ! اون هم در شرايط اقتصادي فعلي شرکت هاي هواپيمايي ..! اشاره کردم حتي در مورد اتوموبيل هاي تازه طراحي شده هم تا مدت ها در شرايط مختلف آب و هوايي و جاده اي آزمايش مي کنند .. چه برسد به هواپيماي غول پيکري چون ايرباس ۳۸۰ .. ! پس بايد در جايي ديگر دنبال قضيه بود ! البته اين رو هم اضافه کنم .. في نفسه اين کار يعني گراند کردن ايرباس ها از نقطه نظر ايمني عمل بسيار ارزنده اي است . و در کل به نفع مسافران است . نفس کلام اين که .. دليل اين کار رو بايد در جاي ديگري غير از سانحه فرودگاه سنگاپور جستجو کرد .. ! مخصوصآ با مديران اين چنيني که در روز روشن و با وجود ادله هاي فراوان سعي در پاک کردن صورت مسئله رو دارند !

وقتي دم خروس پيدا مي شود .... !

با مراجعه مجدد به همان خبر ، سرنخ هايي از مشکلات پنهان و عنوان نشده سازندگان اين مدل هواپيما در هشدار قانوني " آژانس ايمني هوايي اروپا " کاملآ مشهود است . در خبر فوق امده است .. " آژانس ايمني هوايي اروپا از حدود 3 ماه پیش هشدار داده بود و در تاريخ چهارم آگوست به خطوط هوايي جهان اعلام كرده بود كه موتور هواپيماهاي ايرباس A380 خود را مورد بازرسي بيشتر قرار دهند. " بله اين آژانس براي اين که کاسبي آن دسته از خطوط هوايي که در پرواز هاي روزانه خود از هواپيماهاي ايرباس آ - ۳۸۰ استفاده مي کنند ، کساد نشود و ايضآ مسافران حساس خود رو در سراسر جهان از دست ندهند از واژه احتياط اميز .. " احتمال وجود نقص فنی در موتور های A380 " استفاده کرده اند . که به هيچ عنوان در مقررات ايمني صنعت پرواز عرف و متداول نيست . به عبارت درست تر .. يا مشکل وجود دارد يا ندارد . اگر مشکلي نمود پيدا کرده باشد ، خيلي واضح و شفاف اعلام مي کنند مثلآ .. مدير محترم شرکت ايکس ، نظر به مشاهده ايراد در هواپيماي ايرباس ۳۸۰ و تکرار مجدد آن ، توصيه مي شود بازرسي هاي دقيق تري در فلان قطعه به عمل اوريد .. ! اگر هم مشکلي نباشد ، بر اساس حدس و گمان و شک و ترديد هرگز اطلاعيه اي صادر نمي کنند .. و به هيچ عنوان هشدار نمي دهند .. ! مگه خونه عمه است يا خاله جونه که بگويند .. احتمال داره خان عمو تشريف نياورند ! ضمن اين که صنعت به اون بزرگي و حساس را که روزانه ميليون ها مسافر رو جا به جا مي کنه با من بميرم تو بميري و احتمال و شايد هرگز اداره نمي کنند ! پس همان طور که گفتم مشکل رو در جاي ديگري بايد جستجو کرد .. و با اين حرف خود به قول ما ايراني ها ، دم خروس زده بيرون ..

مثالي واضح تر ...

ابتدا عرض کنم بنده صرفآ به تحليل خبر پرداخته ام .. و خداي ناکرده قصد تخريب يا زدن به سر مال مردم رو ندارم . قبل از اين که با مثال ديگري عقيده ام رو بيان کنم لازم است براي تجسم بهتر از دقت و نظارت فني در صنعت هوانوردي ايران و جهان نکته اي رو ياد اوري کنم . و آن اين است .. وقتي هواپيمايي در يکي از پرواز هاي خود دچار اشکال و يا ايراد فني مي شود ( فرقي نمي کنه هر نوع ايراد ) خلبان يا مهندس پرواز موظف است مشکل پيش آمده رو در فرم مخصوص هواپيما درج کند .. که بر همان اساس متخصصان فني يا گردان هاي نگهداري به رفع اشکال مي پردازند .. و سپس متخصص مربوطه در همان فرم قيد مي کند که مثلآ اشکال برطرف و آزمايش شد . در نهايت بالاترين مقام فني در همان تخصص امضاي متخصص اش رو تآئيد مي کند ( البته فقط ايراد هاي مهم را که با علامت در همان فرم مشخص مي شود ) حال اگر در پرواز هاي بعدي همان اشکال بار ديگر پديد آيد ، علاوه بر درج ايراد در فرم هواپيما ، در مقابلش واژه ( تکرار ) رو قيد مي کنند ! با ديده شدن اين کلمه متخصصان فني وارد پروسه ديگري شده و علاوه بر رفع عيب مربوطه و تکراري ، در جستجوي دلايل بروز مي روند . و ريشه تکرار ايراد رو پيدا مي کنند .. خب يا اين توضيحاتي که دادم ، حالا شما يک نگاه به تصوير بالاي همين پاراگراف بيندازيد .. متوجه خواهيد شد در همين قسمت کوچک يا به قول مشهدي ها ( در اين گله جا ) يا به قول آذري زبان هاي عزيزمون ( بو بي ذره يرده ) چقدر سيستم هاي تو در تويي رو مي بينيد !؟ حالا لطفا کلاه خود رو قاضي کنيد .. چطور ممکنه در صنعتي که براي يک ايراد کوچک چنين مکانيسم بزرگ و تعريف شده اي داره ، براي موتور غول پيکري چون آ - ۳۸۰ که بيش از هزاران قطعه متفاوت با که هر يک وظيفه اي مشخص و حساس در راندمان موتور را به عهده دارند ، با يک تعريف کلي و با استفاده از عباراتي موهوم چون ..شايد ، احتمالآ وجود نقص فني را گوشزد نمايند ..!؟؟ صحبت از موتور گازي " رکس " نيست که بگيم .. هي فلاني حواس ات به موتورش باشه .. روغن کم مي کنه .. ! صحبت از مجموعه سيستم هاي متعددي است که موتور ناميده مي شود ..

اميدورام متوجه منظور بنده شده باشيد .. تا اين جاي کار فقط روي يک نظر مهم و رسمي که در باره اين نوع هواپيماها صادر شده است ، پرداخته ام . و سعي کردم بگم که .. اشکال اساسي و ماهوي حتمآ وجود داشته است . اما مسئله اصلي در پنهان کاري است که مديران شرکت هاي هواپيمايي ياد شده براي کسب درآمد بيشتر ، اين هشدار ها رو جدي نگرفته بودند .. ! و با جان هزاران مسافر به راحتي بازي کرده اند . براي تاکيد عرايض ام .. همان گونه که يک کاميون فلز رها شده از موتور هواپيما رو همراه با اتش سوزي و انفجار در روز روشن تکذيب مي کنند ، چه انتظاري داريم که هشدار هاي مهم آژانس هاي ايمني رو که ربطي به خطوط هوايي نداره ، جدي تلقي کنند !؟‌ حتي همين سازمان ها هم بايد رک و راست انگشت روي مشکلات گذاشته و ايرادات رو عنوان کنند . چون همان طوري که سعي کردم در چند پاراگراف طولاني عرض کنم که موتور يک قطعه کوچک نيست ، بلکه از هزاران سيستم و قطعات مجزا تشکيل شده است .. تعارف و احتمالات هرگز در اين صنعت جايي از اعراب ندارد . به همين دليل است در اين صنعت تمام قطعات قبل از اين که فرسوده يا خراب شوند ، تعويض مي شوند . اما با کمال تآسف مي بينيم که به خاطر يک مشت دلار اين گونه با جان مردم بازي مي کنند .. واقعآ گلي به جمال شرکت هاي هوايي داخل ايران که لااقل اين زد و بند ها رو ندارند .. !

چه عواملي باعث اين حادثه شده اند ؟

اگر بار ديگر به دقت به اين تصوير نگاه کنيد ، متوجه نوع پارگي پوسته موتور خواهيد شد . که عين يک تکه نان سنگک از هم جدا شده است . ( فراموش نکنيد اين فضا بسيار بزرگ است ) در نگاه اول مي شه فهميد که اشکال از پوسته جدا شده نمي تواند باشد ! يا بهتر بگم زماني اشکال مي تواند از خود بدنه موتور باشد که .. متخصصان هنگام بازديد فراموش کرده باشند چفت هاي آن را محکم کرده باشند ! در ان صورت به محض پرواز ، محکم در هوا باز و بسته شده و با توليد صداهاي ناهنجار ، فشار شديد هوا آن را از ريشه مي کند .. ! که بر اساس اظهارات مسافران ، تنها دو صداي انفجار شنيده شد !

خدا واقعآ رحم کرد ..

سواي اين مسئله که اشکال کار از کجا بوده است .. بزرگ ترين خطري که در اين گونه موارد هواپيما ها رو تهديد مي کند ، برخورد فلز کنده شده به قسمت هاي حساس هواپيما است . که با توجه به تيز و برنده بودن ان ها ، باعث ايجاد شکاف هاي عظيم ، و انفجار هواپيما به خاطر خروج ناگهاني پرشرايز مي باشد . يا ممکنه به مخزن سوخت هواپيما برخورد کرده و باعث آتش سوزي ناگهاني شود . نمونه بارز آن مي توان به هواپيماي پيشرفته کنکورد اشاره کرد که برخورد قطعه اي کوچک پلاستيکي کنده شده از هواپيمايي باعث انفجار در موتور شماره دو ان شد و قبل از اين که خلبان موفق به نشاندن هواپيما شود ، بر روي هتلي افتاده و همه سرنشينان آن کشته شدند .. ! همچنين ممکن است قطعه اي از فلزات جدا شده به درون موتور کنار دستي مکيده شود که باعث ( F. O . D ) يا همانا ورود جسم خارجي به داخل موتور شده و با توجه به اين که يک موتور قبلآ اتش گرفته است ، خاموشي موتور ديگر از همان سمت مخصوصآ در هنگام تيک آف ، باعث استال ( واماندگي ) هواپيما شود .. اين ها بخشي از خطراتي است که هواپيما رو در اين گونه مواقع تهديد مي کند .. و هيچ کاري از دست خلبان ساخته نيست ..

چرا پوسته موتور جدا شد ..!؟

اگر واقع بينانه به اين حادثه بنگريم و نيم نگاهي هم به هشدار آژانس ايمني هوايي اروپا بيندازيم .. بايد عرض کنم .. حالا حالا ها محاله علت حادثه مشخص شود ! چون ان گونه که از قراين بر مي ايد ، اشکالي پنهان و نامشخصي در موتور هاي اين مدل از هواپيما ها وجود دارد .. که به دليل پيچيدگي و فراواني سيستم هاي تشکيل دهنده موتور که هر يک به تنهايي وظيفه اي را در راندمان هواپيما به عهده دارند .. زمان خيلي زيادي صرف کنکاش و " ترابل شوتينگ " ( عيب يابي ) آن خواهد شد . اما از روي حدس و گمان مي شه نظرات متعددي رو متصور شد .. مثلآ به اعتقاد راقم سطور .. ممکنه خلبان در هنگام تيک آف که حداکثر نيرو رو به هواپيما وارد مي کنه ، تراتل ها ( دسته گاز ) ها را بيش از زمان مقرر در حالت ماکزيموم قرار داده باشد .. که در اين حالت به دليل فشار بيش از اندازه به موتور ها و حرارت شديد ناشي از اين راندمان باعث کنده شدن بعضي لوله ها شده و يا پوسته اگزوز ترک برداشته و نشت حرارت از مرکز احتراق ( کامباسشن چمبر ) باعث گرم شدن بدنه موتور ( کالينگ ) ها شده و در نهايت با فشار مخالف الياف هوايي ، به اين صورت پاره شده و در اطراف هواپيما به پرواز در امده است .. يک احتمال ديگر اين که به دلايلي ناشناخته ، بخشي از لوله هاي حياتي در موتور مانند هيدروليک يا بنزين از مفصل هاي خود جدا شده و با پاشيده شدن بر روي محفظه بسيار داغ احتراق و پوسته دروني اگزوز سبب ايجاد اتش سوزي و نرم شدن پوسته موتور شده باشد ..

فراموش نکنيم در هواپيماهاي فوق مدرن از قبيل ايرباس ۳۸۰ تمام سيستم هاي کنترل همچنين بخش هاي مختبف موتور هاي آن کامپيوتري است . احساس بنده اين است به زعم اين فناوري همانند گذشته گروه پروازي خود رو موظف به چک کردن و بازديد هاي اساسي قبل و بعد از پرواز به معني واقعي اش نمي کنند . و با اتکاء به رايانه اي بودن سيستم هاي هواپيما و هشدار هاي به موقع ، ايراد هاي جزئي چون شل شدن مفاصل اتصال ، لوله ها و ساير قسمت ها مشاهده نشده اند .. ! اما صداي دو انفجار پي در پي مي تواند سرنخ مشخصي براي پي بردن به اشکال اصلي باشد . که اميدوارم متخصصان موتور و ايرباس توضيحات لازم رو ارايه دهند .. در باره اون اليافي که چسبيده به قطعات هواپيما مشاهده مي شد ، مي توان چنين نتيجه گرفت بخش عايق و استتار شده بخش هاي حرارتي موتور هواپيما که با عايق هاي نسوز پوشاينده مي شود ، بنا به دلايلي از جمله پوسيدگي ازجاي خود جدا شده و باعث ذوب بدنه موتور شماره دو شده باشد .. به هر حال بنده صرفآ روي مسايل کلي نظرم رو بيان کردم . اميدوارم هر چه زودتر اشکال غول هاي زيبا و پرنده مشخص شود . تا با آرامش بيشتري مسافرت ها صورت پذيرد .. و کم تر شاهد دغدغه هاي اين چنيني باشيم .

در زبان بومی استرالیا " کوانتاس " به معنی کانگوری در حال شیرجه به آب است . که در این کاریکاتور زیبا نقاش به نقل از یکی از مسافران خطاب به همسرش در حالی که اشاره به موتور جدا شده هواپیما دارد می گوید .. نگفتم این وسیله امن تر است .. ! که مراد هواپیمای ایرباس است !

کلام اخر ...

به عنوان سخن آخر اعلام مي کنم .. در تمام ايامي که افتخار حضور و پرواز با هواپيماهاي سي - ۱۳۰ رو داشتم ، تنها يک بار بعد از پيروزي انقلاب دستور به خواباندن هرکولس ها کردند ! و آن هم زماني بود که خطري جدي همه هواپيما هاي فوق رو در سراسر دنيا تهديد مي کرد .. و ان چيزي نبود جز گير کردن دسته گاز هواپيماها که منجر به هفت سانحه از جمله يک ديچينگ ( فرود در آب ) شده بود . که کمپاني لاکهيد امريکا با وجود قطع ارتباط سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي با کشور ايران به دليل پيروزي انقلاب ، اما هشدار تهديد هرکولس ها رو اعلام کرد .. و فکر کنم تنها ظرف ۴۸ ساعت اشکال اساسي و خطرناک رو کشف کرده و به همه کشور هايي که از اين نوع قارقارک ها استفاده مي کردند ،‌ نحوه رفع آن را گزارش کرد .. و جالب اين که طي بازديدي که بچه هاي متخصص نيروي هوايي از سيستم کابل هاي دسته گاز به عمل اوردند .. تعدادي از سي - ۱۳۰ هاي ما هم در مرز سانحه بود .. از اين گفتار خود بار ديگر مي خواهم چنين بگيرم .. گراند کردن ايرباس هاي ۳۸۰ داراي مشکلي خطرناک است .. و تنها به دليل يک آتش سوزي هرگز هواپيماها رو اون هم در اين شرايط نمي خوابانند ..

پی نوشت :

اطلاعات تکمیلی زیر توسط یکی از خوانندگان محترم برایم ارسال شد که در بخش کامنت های سایت درج گردید . و اصل آن را برای دوستانی که در وبلاگ مطالب رو دنبال می کنند قرار می دهم :

یک فروند هواپیمای مسافربری A380 با شماره رجیستر VH-OQA در یک حادثه در نزدیکی جزیره باتام دچار آسیب جزیی شد. این حادثه آسیب جانی نداشت.
این هواپیما در حال انجام پرواز شماره QF32 شرکت کانتاس از فرودگاه بین المللی چانگی سنگاپور به مقصد فرودگاه بین المللی کینگزفورد اسمیت سیدنی در نیوساوت ولز بود. هواپیما در ساعت ۹:۵۶ از زمین برخاسته بود ، در ساعت ۱۰:۰۲ وقتی که در حال پرواز بر روی باتام بود خدمه به صورت اضطراری با اپروچ کنترل تماس گرفتند و مشکل احتمالی موتور را متذکر شدند ، در این زمان خلبان پرواز QF32 ارتفاع را در ۷۵۰۰ پا حفظ کرد و درخواست گردش ۱۵۰ درجه نمود تا مشکل را بررسی کند، ولی درخواستی برای بازگشت فوری به سنگاپور نکرد.
در ساعت ۱۰:۲۱ خدمه گزارش کردند که پس از یک چک لیست گسترده متوجه یک حفره در موتور شماره ۲ شده اند و به یک بخش از بال هم آسیب رسیده است . لحظه ای بعد خلبان درخواست کرد که قبل از نزدیک شدن به فرودگاه چانگی نیم ساعت هولدینگ انجام دهد.
چند لحظه بعد یک ترافیک کنترولر از برج مراقبت باتام که گزارشی از پیدا شدن قطعات هواپیما در جزیره مرکزی باتام گرفته بود به ATC APPROACH SECTOR CENTRE سنگاپور موضوع را گزارش کرد.
خلبا ن به مرکز کنترل هوایی سنگاپور گزارش کرد که به نظر میرسد موتورهای هواپیما به غیر از موتور شماره ۲ به شکل عادی کار میکنند، وی همچنین درخواست نشستن بر روی باند 20C فرودگاه چانگی کرد و برای بعد از متوقف شدن هواپیما در انتهای باند درخواست ماشین کشنده کرد.
وقتی که هواپیما در حال ایستادن در جلوی تاکسی وی e10 بود بخش خدمات اضطراری فرودگاه چانگی متوجه بشد که موتور شماره ۲ در قسمت عقب دچار آسیب شده و سوخت از بال سمت چپ نشت کرده است ، به جز این از تایر شماره ۷ دود مشاهده میشود و چهار تایر دیگر پنچر هستند. خلبان هم نمیتوانست موتور شماره ۱ را خاموش کند. با این وجود وضعیت برای تخلیه مسافران امن بود. و دقیقا در ساعت ۱۳:۵۴ همه مسافرها خارج شده بودند و سرانجام در ساعت ۱۴:۵۳ موتور شماره ۱ خاموش شد.

در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

بهروز مدرسی

این پست ساعت ۳ بامداد در تاريخ هفدهم آبان ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا

c9grzonv11okublhvvhp.jpg

برای مطالعه و آگاهی از اطلاعات کامل تر در باره ۳۸۰ - آ بر روی تصاویر راست کلیک کنید

pplnwui1jq5rw7l7897x.jpg

پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  • ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  • آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  • با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا

    تقدير و تشکر از مهران خان مديري

    با کمال مسرت مطلع شدم مهران خان مديري در پي اعتراض هموطنان و برخي از وبلاگ ها مبني بر عدم رعايت حق کپي رايت و نقض اين قانون در عنوانبندي سريال " قهوه تلخ " و استفاده از آهنگ معروف امشب شب مهتابه .. که توسط زنده ياد مرحوم علي اکبر خان شيدا براي نخستين بار زمزمه و ساخته شده بود ، اين هنرمند به خواسته به حق و قانوني مردم احترام گذاشته و در جديد ترين نسخه اين سريال نام " علي اکبر شيدا " در تيتراژ مجموعه درج شده است . با سپاس و تشکر از اين هنرمند محترم که به نظر مخاطبانش احترام گذاشته است .

  • پوران

    تصادف با خواهر بانو پوران خواننده

    2u29hvfrcaggsvxlbcit.gif

    wzxg9i51tse6nvbo0bnr.jpg

    " خواهر بانو پوران " عنوان مطلب اين پست است که تقديم شما ياران همدل و صميمي مي کنم . خصوصآ دوست عزيزم " امير حسين " نازنين که در بخش کامنت هاي پست قبل خواستار خاطرات قديمي شده بود . همچنين نوشين عزيزم از گرگان که بعد از مدت ها بي خبري ، مطلع شدم حالش شکر خدا خوب است و دليل بي خبري قطع شدن اينترنت و سنگيني دورس بوده است . اميدوارم از اين ماجراي واقعي لذت ببريد .. ضمنآ در همان پست قبلي يکي ديگر از دوستان گرامي بنام آقاي رستمي تقاضا کرده بود که تصوير اسکلت رو حذف کنم .. و ما اطاعت امر کرده و خود اسکلت رو حذف کرديم .. ! التبه زحمت اين کار به عهده مرتضي عزيزم بوده است که از او هم تشکر و قدرداني مي کنم ..

    هوا ديگه روشن شده است .. و با اجازتون حرف هاي خودموني رو پايان مي دهم . اگه خدا بخواهد در پست بعدي هم سعي مي کنم به يکي ديگر از خاطرات قديمي اشاره نمايم .. موفق باشيد

    برچسب ها : حط پرواز سي -۱۳۰ + پيروزي انقلاب + رمپ پرواز + پيکان ۵۷ + کارواش + بزرگراه پارک وي + کارواش + بانو پوران + حسن روشن زاده + انوشيروان روحاني + فيروز مومني + زبل خان + خيابان ايتاليا + آموزش پيانو + فاکتور

    اين بار بدون مقدمه .. !

    ماجراي پيکان ۵۷

    هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب نگذشته بود . اون موقع من یک پیکان مدل ۵۷ بسیار تمیزی داشتم . ماجرای خرید این ماشین هم در نوع خودش بسیار جالب است . و پول ان را من در پروژه ای که با شوهر عمه قلدر همسرم مشارکت داشتم با زرنگی از کارفرمامون که یک شرکت معتبر ژاپنی بود ، دريافت کرده بودم ! ضمن اين که يک موتور سيکلت بزرگ تريل ( پرشي ) هم داشتم که معمولآ غروب روزهاي تعطيل با اون به کوه مي رفتم .. ! به همين دليل خيلي کم از ماشين ام استفاده مي کردم ! اغلب جلوي خونه زير چادري که روش کشيده بودم پارک بود و فقط هر از گاهي اون رو به اداره مي بردم . ماجرايي که قصد تعريفش رو دارم مربوط به همين ماشين است . که در پاراگراف هاي بعدي تعريف مي کنم . اگه اشتباه نکنم تابستان سال ۱۳۵۸ بود . و يکي از اون روزهايي بود که با ماشين ام به اداره رفته بودم . يادش بخير .. چه دوراني داشتيم .يادمه تا قبل از فرار بني صدر ما خودرو هامون رو به داخل پايگاه برده و در پشت رمپ پرواز پارک مي کرديم .. ! بعد از فرار نه تنها ديگه هيچ اتوموبيل شخصي اجازه ورود با پايگاه رو نيافت ، بلکه جلوي در خونه هاي سازماني صندوق عقب ماشين ها رو هم مرتب بازديد مي کردند .. ! باورتون مي شه خودشون هم نمي دونستند به دنبال چه چيزي هستند !؟ به طفلک سرباز وظيفه ها سپرده بودند صندوق عقب همه ماشين ها رو بگردند ! نمي دونم کدوم شير پاک خورده اي ( شايد هم خود من ) به سر زبون بچه ها انداخته بود که در موقع بازيد از سرباز ها بپرسند .. " سر بني صدر رو پيدا کردي !؟‌ " واي باز دوباره زدم جاده خاکي !

    کارواش اتوماتيک ...

    چند سالي بود که تازه کارواش هاي اتوماتيک در تهران کار خود رو اغاز کرده بودند .. يکي از شعبه هايش هم در بزرگراه چمران ابتداي خيابان يمن تقريبآ پشت نمايشگاه بين المللي قرار داشت ( الان هم است )من قبلآ در آمريکا و اروپا ديده بودم . اما در ايران جذابيت هاي خودش رو داشت .. ما هم خب جوون بوديم و شيطون .. ! يادمه با بچه ها شرط مي بستيم تا با موتور سيکلت از داخل اين نوع کارواش ها عبور کرده و از آن سو بيرون بياييم ! و برنده مادر مرده عين موش آبکشيده با سر و روي برس کشيده بيرون مي امد ! معمولآ هم کارگر خشمگين و عصباني کارواش پشت سر موتور سوار دويده و با فحش هاي آن چناني موتورسوار ها رو بدرقه مي کرد .. !! بگذريم .. به تابستان ۵۸ برمي گردم به روزي که هنوز ورود خودرو ها به داخل پايگاه قدغن نشده بود .. و همان طور که گفتم تا نزديکي محل پارک هواپيماها کنار رمپ پرواز ماشين هامون رو پارک مي کرديم .. ( عين خارج ! يا فيلم هاي سينمايي که آرتيسته با ماشين تا جلوي هواپيما مي آيد .. ! ) اين رو هم اضافه کنم که عادت دارم به ماشين ام حسابي برسم .. و هميشه تمير و مرتب نگاه دارم .. به همين دليل نزديکي هاي ظهر بود که چشمم به ابوطياره ام افتاد که گرد و غبار و احيانآ قطرات بارون بد جوري از ريخت و قيافه انداخته بودش .. نمي دونم روي چه حسي به سرم زد که سريع ببرمش کارواش .. ! اون هم کارواش اتوماتيک ! شايدم مي خواستم خاطرات قديمي ام رو زنده کنم .. به همين دليل خودم رو به سر شيفت رسونده و به بهانه مريضي يکي از اقوام .. ! يکي دو ساعتي مرخصي گرفتم ! اين رو هم بگم که من براي کار هاي خرده فرمايشي که داشتم ، تا اون موقع بار ها و بار ها براي گرفتن مرخصي اقوام و نزديکانم رو کشته بودم .. !!

    خروج از پايگاه ..

    از اون جايي که سر ظهر بود و خيابون ها زياد شلوغ نبودند .. من خيلي راحت خودم رو به اتوبان چمران ( اون موقع چون چمران شهيد نشده بود بهش اتوبان پارک وي مي گفتند ) رسوندم . و يک راست رفتم جلوي در جنوبي کارواش و بعد از پرداخت پول ، قبض رو دريافت کردم . اگه اشتباه نکنم نرخ اش اون موقع ده تومن بود ! کارگري که قبض صادر مي کرد ، وقتي لباس پرواز رو ديد ، بنده خدا کلي تحويل ام گرفت .. و حتي نمي خواست پول کارواش رو ازم بگيره .. به زور پول رو بهش دادم . به هر حال رفتم داخل روي ريل و سپس ماشين يواش يواش راه افتاد .. در هر مرحله با بورس هاي بزرگ و قوي به جون خودرو افتاده و با فشار آب گرم هر گونه گل و لاي و لکه اي رو پاک مي کرد .. بعد از چند دقيقه تميز و نظيف بعد از اين که جلوي سشوار بررگي آب ها خشک شد ، چراغ مربوطه سبز شد و اجازه خروج يافتم .. از اون جايي که رسم بود اگه لکه اي مشاهده مي شد که دستگاه نشسته باشد، مجاز بوديم به اين بهانه يک بار دگه مجاني وارد کارواش شويم .. و من عادت داشتم هميشه دوباره اين کار رو بکنم .. خلاصه اون روز بعد از دو بار رفتن و شستشو ، از کارواش بيرون اومده و افتادم توي بزرگراه .. و چون ماشين از تميزي حسابي داشت برق مي زد ، راستش اصراري به تند رفتن نداشتم .. و در حالي که به نواي موسيقي ملايم خارجي گوش مي دادم ، سلانه سلانه رو به پائين حرکت مي کردم ..

    تصادف با ماشين ...

    هنوز به وسط هاي بزرگراه نرسيده بودم که يهو يادم اومد چيزي به پايان مرخصي ام نمونده است .. به همين دليل کمي به سرعت ماشين افزودم .. و با کمال احتياط خودم رو به خط سبقت رسوندم .. باور کنيد هنوز به اون صورت ماشين ام دور نگرفته بود .. که ديدم در مقابلم يک ماشين " ب . ام . و " مدل بالا در همون خط اهسته حرکت مي کند .. يکي دو تا چراغ دادم تا راه رو باز کنه .. اما انگار نه انگار که داخل اتوبان است .. کمي که نزديک تر شدم ، ديدم راننده اش خانم است . اين جور مواقع سعي مي کنم خيلي احتياط کرده و يه جورايي آهسته از کنارش عبور کنم .. ! به همين دليل از خير سبقت از سمت چپ ماشين جلويي گذشته و سعي کردم از خط مياني به راه ام ادامه دهم .. چند متري به موازات ماشين خانم نرسيده بودم .. که چشم شما روز بد نبينه .. نمي دونم چه اتفاقي افتاد .. بنده خدا به چي برخورد کرد .. که در يک لحظه ديدم ب ام و سريع دور خودش چرخيده و به سمت مخالف برگشت .. و قبل از هر اقدامي محکم زد به سمت چپ ماشين من ! چون سرعت من زياد نبود ، با احتياط خودم رو به سمت شانه خاکي سمت راست جاده کشونده و ماشين رو متوقف کردم .. کل شيشه در جلويم خرد شده بود و همه روي لباس پروازم پاشيده بود .. خوشبختانه اتوبان خلوت بود .. به همين جهت خانم راننده موفق شد بدون مشکلي ماشين اش رو پشت سر اتوموبيل من نگهدارد .. به دليل ضربه اي که به ماشين ام وارد شده بود ، در باز نمي شد .. به هر مکافاتي بود از در سمت ديگه پياده شدم .. ديدم دو تا خانم چلوي ب ام و نشسته اند .. از سر وضع شون معلوم بود که آدم هاي پولدار و متمولي هستند .. خانم راننده از ماشين پياده شده و با رنگ و روي پريده .. گفت : نياز نيست به پليس اطلاع دهيد .. و مدام اين جمله رو تکرار مي کرد ..

    من روحاني هستم .. !

    وقتي ديدم بنده خدا مدام اين جمله رو تکرار مي کنه ، ترسيدم .. با خود گفتم نکنه بنده خدا شوکه شده باشد .. بهش گفتم .. خانم محترم شما بشين توي ماشين ات .. من به پليس زنگ نمي زنم . بعد ديدم شماره اي رو بر روي ورقه اي نوشته و داد به دست ام .. !! با تعجب پرسيدم که چي بشه ؟؟ ديدم با غرور خاصي گفت .. " من روحاني هستم " من ابتدا مکث کردم .. چون منظورش رو نفهميدم .. اما وقتي ديدم قصد ترک صحنه رو دارد .. گفتم خانم محترم خسارت من چي مي شود ؟‌ديدم باز با همان قاطعيت تکرار کرد .. من روحاني هستم ! راستش رو بخواهيد بک لحظه با خودم گفتم .. نکنه اين هم اخونده .. ! يعني روحاني زنه .. ! به همين دليل با ترس و واهمه پرسيدم متوجه نشدم .. ! انگار بهش بر خورده باشه گفت .. آقاي محترم من روحاني ام .. ! ديگه باورم شد که اين بابا اخوند خانم هاست ! و گرنه مگه مي شه يکي بزنه ماشين طرف رو داغون کنه .. و بعد به چشماي ادم نگاه کنه بگه من روحاني ام .. !!؟ اگه غير از اين واژه هر اسم ديگري مي برد .. مثلآ مي گفت .. من مدرسي ام ، حتمآ با پررويي تمام مي گفتم .. مدرسي هستي باش .. به من چه ربط داره !!؟ اما با روحاني جماعت نمي شد شوخي کرد ! خصوصآ که اوايل انقلاب بود و همه ماست ها رو کيسه کرده بودند .. ! توي دلم گفتم .. به جهنم که ماشين ام داغون شده .. تا طرف عصباني نشده و يک چيز هم دستي ازمن نگرفته بزنم به چاک ! گور باباي مال دنيا .. ! اما خوب که دقت کردم ديدم چهره اش رو با سليقه آرايش کرده است .. و موهايش رو هم ميزانپلي نموده و عطر بسيار خوشبوي ( کريستين ديور ) هم به خودش زده .. !! ( اخه من عطر شناس با تبحري بودم .. خصوصآ عطرهاي زنانه رو به خوبي مي شناختم ) با خودم گفتم .. پسره خنگ آخه اخوند جماعت که اين جوري لباس نمي پوشه و آرايش نمي کنه .. !

    همراه با شک و ترديد .. !

    با وجودي که بهش شک کرده بودم .. اما از ان مي ترسيدم نکنه واقعيت داشته باشه .. و از اون جايي که خيلي از معيار ها بعد از انقلاب عوض شده بود ، همش فکر مي کردم نکنه طرف واقعآ روحاني باشه .. !؟ و گرنه چه دليلي داره اين جوري مستقيم به چشمانم نگريسته و مدام بگويد من روحاني هستم .. ! راستش رو بخواهيد قيد خسارت رو زدم .. و در حالي که چشمانم از تعجب گرد شده بود .. با احترامي اميخته با ترس گفتم باشه سرکار خانم .. مويد باشيد .. دست شما درد نکنه .. و حالا نوبت من بود که سوزنم گير کند .. هي پشت سر هم تشکر کرده و مثل هندي ها دو تا دست هايم رو به هم چسبونده و عين ژاپني ها دو لا سه لا مي شدم .. !! در همين موقع احساس کردم حالا نوبت اوست که تعجب کرده است .. چون ديدم وقتي سوار ماشين اش شد ، به خانمي که همراهش بود ، چيزهايي گفت .. لحظه اي بعد اون خانم کنار دستي اش پياده شد .. اگر چه او هم سر و وضع اش عالي بود ، اما همين که دهانش رو باز کرد ، فهميدم بنده خدا کلفت است !! با ته لهجه سبزواري گفت .. خانم مي فرمايند بعد از ساعت يازده مي توني به اين شمار ه تماس بگيري .. ! يه خرده دلم قرص شده و جرات پيدا کردم ! از خانم نديمه محترم پرسيدم .. حالا چرا بعد از ساعت يازده .. !!؟ با همون لهجه افزود .. اخه خانم روحاني تا اين ساعت خواب هستند .. ! سريع دوزاري ام افتاد .. اي دل غافل اين بابا فاميلي اش روحاني است نه شغل اش .. و جز طبقه از ما بهترون هستش .. از اون هايي که شب ها جلسه و پارتي دارند .. اما چون قبول کرده بودم ، دور از مردانگي ديدم دبه در آورم ! از اين رو با احتياط از کلفت جون پرسيدم .. ببخشيد کدوم روحاني !؟‌ مادموزال گردن شو چرخونده و طوري با ناز و تکبر گفت .. انو شيروان روحاني ! که هر کي نمي شناخت ، فکر مي کرد مي گه .. اعليحضرت همايوني .. ! و چون ديد من کمي مکث کرده ام ، با همون حالت ادامه داد .. ايشون خواهر پوران خواننده است .. !

    چي فکر مي کردم چي شد .. !؟

    بازي زمونه رو ببين .. ! تا چند دقيقه پيش داشتم قبضه روح مي شدم .. و تمام فکر و خيالم رفته بود روي جامعه روحانيت .. که در طرفة العيني طرف تبديل به همشيره بانو پوران افشاري شد ! و يه مصداق مثل معروف .. چي فکر مي کرديم چي شد ؟ طرف از اهالي موسيقيايي بود ! اونم چه کسي ..! بانو پوران که من از کودکي با ترانه هايش حال مي کردم .. مخصوصآ با ترانه بهاري " گل اومد بهار اومد .. " که نزديک به پانزده نوروز با صداي او سال نو رو جشن مي گرفتيم . همون طور که اشاره کردم .. چون از کودکي و نوجواني اين خواننده محبوب رو دوست داشتم ، در مجله هاي هنري و سينمايي پيش از انقلاب تمام بيوگرافي اش رو خونده بودم .. و مي دونستم خانم پوران ابتدا با آقاي افشاري ازدواج کرده بود و به همين نام هم اوايل خطابش مي کردند .. بعد ها همسر آقاي " حسن روشن زاده " يکي از بهترين مفسر هاي ورزشي کشور شد . که با آقاي عطا بهمنش در راديو و تلويزيون گزارش ورزشي انجام مي دادند .. خانم پوران از همسر دومش داراي دو فرزند به نام هاي اميد و آرزو شد .. يک زماني هم به خواننده درباري معروف شده بود .. حالا هم شنيدم که خواهرش همسر آقاي انوشيروان روحاني است .. به همين دليل بدليل حرمتي که براي خانم پوران قايل يودم ، به خواهرش اعتماد کردم .. !

    صحبت با آقاي روحاني ...

    راستش رو بخواهيد من هم يکي دو روز کلاس گذاشته و زنگ نزدم .. !! براي چه کسي ؟؟‌نمي دونم ! شايد براي گل روي ماه کلفت اش بود ! روز دوم سعي کردم دقايقي از ساعت يازده بگذرد .. بعدش شماره مورد نظر رو گرفتم .. تا پيش از ان ده بار در عالم خيال شيطان پدر سوخته هي به سراغم اومده بود و مدام در گوش ام مي گفت .. اي بدبخت بيچاره .. ديدي چه رو دست خوردي !؟ ديدي چه جوري بهت کلک زدند .. !؟ و من به روي مبارک ام نمي آوردم .. تلفن چند تا زنگ خورد تا اين که همون لهجه سبزواري گوشي رو برداشت .. خودم رو معرفي کردم .. اما انگاري دوزاري او از من کج تر بود .. چون هر چه نشوني مي دادم .. غليظ مي گفت .. آقا اگه مزاحمي قطع مي کنم ها .. !! به ناچار هول شده و به جاي اين که بگم با خانم روحاني کار دارم ، از دهانم پريد آقاي روحاني .. و چون اسم آقا رو بردم ، ديگه جرات نکرد سين جيم ام کنه .. دقايقي بعد يک آقايي از پشت تلفن گفت .. روحاني بفرماييد . سريع سلام و عليک کرده و در ادامه خودم رو به عنوان کسي که با سرکار خانم تصادف کرده معرفي کردم .. ! همش مي ترسيدم زير بار نره .. ( تقصير اون شيطونه است .. و گرنه من اين قدر هم بي جنبه نبودم ) او خيلي مودبانه با من برخورد کرده و گفت .. قربان شما برويد اتوموبيل تون رو درست کنيد ، فاکتور هايش رو بياوريد بنده تقديم مي کنم .. بنده هم جسارت کرده و مودبانه پرسيدم قربان .. به کدام آدرس ؟ خيلي محترمانه گفت .. خيابان ايتاليا .. پلاک .. از اون جايي که بچه جنوب شهر بودم .. و با بالاي شهري ها زياد حال نمي کردم ، اون محله رو نمي شناختم ، حتي اسم اش هم به گوش ام نخورده بود .. ! مجددآ جسارت کرده و عرض کردم .. منظورتون کدوم ايتالياست .. !!؟‌و طوري اين جمله رو ادا کردم .. انگاري همه اون محله ها رو مي شناسم .. و حالا هم تداخل نام پيش اومده .. !! جناب انوشيروان روحاني بدون اين که به روي بنده بياره .. گفت .. قربان از بلوار کشاورز رو به جنوب .. گفتم آهان اونو مي گيد !؟؟

    يک اشتباه ديالکتيک .. !

    بزرگ ترين اشتباه ام اين بود که از روز اول قضيه رو به فيروز زبل گفتم .. !! از شما چه پنهون شيطونه که ذکر خيرش بود همين زبل خان بود .. که مدام در گوش من مي خوند ..(‌ بلانسبت شما ) اخه پسره خر ، کدوم احمقي ماشين اش داغون مي شه اونوقت با دريافت يک شماره تلفن ، ولش مي کنه بره !؟ از کجا معلوم راست گفته باشه .. !؟‌باز تو چشم ات به يک خانم افتاد سمرقند و بخارا رو بخشيدي ..!؟ اخه جمال عشقي .. اين کار درسته .. !؟‌خلاصه اون دو روزي هم که زنگ نزدم ، بيچاره ام کرد .. پشت سرم دست گرفته بود که فلاني چنين است و چنان .. ! ديگه کم کم داشت باورم مي شد .. ! اما وقتي ادرس گرفتم و قضيه تعمير ماشين رو گفتم .. احساس کردم برق از چشمان فيروز پريد .. چون بلافاصله گفت .. جمال عشقي .. عالي شد ! سريع برو يک اتاق نو عوض کن .. !! گفتم چه کار کنم .. !! مگه نشنيدي ، مي گم برو يک اتاق نو بينداز روي ماشين ات .. ! گفتم فيروز تو حالت خوبه .. ؟‌ماشين من چپ نشده است که .. يک کمي درهاي سمت راست ام فرو رفته اند .. و يک شيشه سمت راننده شکسته .. اون وقت انتظار داريبرم اتاق عوض کنم .. گفت مگه طرف نگفته هر چه شد من پولش رو مي دهم .. گفتم بله ولي دليل نمي شه .. اصلآ ول کنم نبود .. اخر سر گفت .. برو در ها رو کلآ عوض کن .. ! خلاصه به حرف او گوش نداده و دادم صافکاري .. دو روزه به من تحويل دادند .. يادمه کل مخارج ماشين هزار و هفتصد تومن شد ! فاکتور هم گرفتم .. فيروز گفت پس بيا با هم برويم .. چون من خيلي دلم مي خواهد آقاي انوشيروان روحاني رو از نزديک ببينم .. ضمن اين که خيلي اصرار کرد تا فاکتور هاي زيادي مبني بر تعويض در و پنجره و رنگ و پول نقاشي و شيشه را هم اضافه کنم .. و من زير بار نرفتم ! او معتقد بود که اين ها خيلي پولدار هستند .. و صد ها برابر اين پول ها رو در قمار مي بازند .. و من مرتب بهش مي گفتم .. پول پدر تو رو که نبرده .. به ما چه مربوطه که داره يا نداره .. !!

    دومين اشتباه ...

    نمي دونم روي چه حسابي قبول کردم که فيروز هم با من بيايد .. اون روز بعد از گرفتن فاکتور کار هاي انجام شده روي ماشين به منزل آقاي روحاني تماس گرفتم .. قرار براي سه بعد از ظهر همان روز گذاشته شد .. من به اتفاق فيروز با ماشين ب ام وي زبل خان به سمت خيابان ايتاليا به راه افتاديم .. در يکي از خيابان هاي خلوت جنوب بلوار کشاورز و درخياباني که تابلوي ايتاليا روي آن منقوش بود ، پرسان پرسان در جستجوي پلاک عنوان شده جلو رفتيم .. به محض اين که زنگ رو به صدا در اورديم ، بعد از معرفي از پشت آيفون در باز شده و همون نديمه جوان براي راهنمايي به پيشبازمون آمد .. فيروز که تصور مي کرد او خانم روحاني است ، تا روي کمر دولا شده و مراتب ادب و احترام به جاي اورد .. وقتي ديدم روي کلفت سبزوراي به سمت ما نيست يک اردنگي جانانه اي به او زدم که چيزي نمونده بود با مخ بره تو باغچه .. ! حالا نوبت من بود تا تلافي در کنم .. بهش گفتم .. اخه جمال عشقي .. چرا آبرو ريزي مي کنه .. بدبخت نديد بديد کلفت نديده .. !!‌ فيروز زبل که از خجالت سرخ شده بود ، براي ريکاوري اصلآ به رويش نياورد و در حالي که با صداي بلند تعارف مي کرد .. مرتب مي گفت .. جناب سروان بفرماييد . . از پله ها بالا رفتيم .. يک خانم منشي موند بالا پشت ميز نشسته بود .. و ما رو به روي دو تا صندلي که مقابل ميزش در اتاق انتظار قرار داشت تعارف کرد .. ! هر دوي ما مات و مبهوت به تابلو هاي زيبايي که به ديوار اويخته شده بودند مي نگريستيم .. که چشم ام به تابلوي قيمت افتاد .. خداي من ! يک ساعت اموزش پيانو پانزده هراز تومان .. !! ( اون موقع حقوق يک خانم کارمند فوق ليسانس سه هراز نومان بود ) بي اختيار ياد حرف هاي جمال عشقي افتادم .. ! در تابلوي ديگري با خط درشت هشدار داده شده بود که هر گونه تاخير از ساعت آموزش کسر خواهد شد .. ! نمي دونم چرا ياد مقررات ارتش در زمان رضا شاه افتاده بودم .. و در تصور خودم اعليحضرت رو مي ديدم که از پادگان ها بازيد مي فرمايند .. در همين موقع در باز شده و جناب آقاي انوشيروان روحاني با همون کت و شلوار گران قيمتي که کنار هايده چند سال قبل در ايام نوروز نشسته بود ظاهر شد .. با يک لبخند مليح با ما سلام و عليک کرده و فرمود .. بنده الان خدمت مي رسم .. و با سر به خانم منشي اشاره کرد از ما پذيرايي شود ..

    بد شانسي بزرگ .. !

    خانم منشي جوان که انگاري به مجلس ميهماني دعوت شده است .. با لباس مشگي و منجوق دوزي شده در اطراف گردن و سر دستش با ناز و افاده از جايش بلند شده و از يکي از گنجه ها يک جعبه بزرگ شيريني بيرون اورده و به سمت فيروز زبل رفت .. زبل خان براي اين که او هم کلاس بگذارد ، انگار مجلس خواستگاري اومده باشيم ، در حالي که به چشمان خانم منشي زل زده بود ، اشاره کرد .. اول جناب سروان ! ( فهميدم از پدر سوخته گي اش است .. و گرنه او از اين تعارفات بلد نبود ) طفلک منشي جناب روحاني در حالي که سريع بر مي گشت نمي دونست از من عذر خواهي کنه يا از فيروز !! و همين جوري زير لب عذر خواهي مي کرد .. و در همين حال جعبه شيريني رو به طرفم گرفت .. عجب شيريني هاي بزرگي .. ! توي عمرم شيريني به اون شکل چهار خونه چهار خونه نديده بودم .. و چون گرسنه ام شده بود ، تا خانمه برگشت به فيروز تعارف کنه .. يک گاز محکم به شيريني زدم .. ! چشمتون روز بد نبينه .. نمي دونم سيستم شيريني چطوري بود که تاگهان ديدم از لاي دندونم ، يک کيسه آرد سفيد همراه با شکر پاشيد روي لباس پرواز و بخش بزرگي از ميز عسلي که مقابلم بود !‌ سريع دوزاري ام افتاد لاي اون پنجره ها آرد قند جاي دارد .. و لم خاصي براي خوردن دارد .. هنوز گيج و مبهوت بودم که ديدم دهان فيروز هم سفيد شد .. و کلي گرد و غبار که حاصل گاز خرکي اش به شيريني بوده است .. ! به آسمان و پشت دامن منجوق دوزي شده خانم منشي و .. پاشيده شد . او بقدري حريص بود که صبر نکرد به چهره من نگاه کنه .. از ترس اين که يه وقت از دستش نگيرم ، سريع زده بود توي رگ .. ! هر دو ي ما شرمسار و خجالت زده .. نمي دونستيم چه کار کنيم .. ! خانم منشي که انگاري در اين موارد با تجربه بود ، در حالي که انگشت اش رو مثل تابلو هاي بيمارستان جلوي لب خود گرفته بود .. اشاره کرد کاري نکنيم .. و سريع بلند شد و يک دستمال خيس از دستشويي بيرون اورده و به دستمون داد .. باور کنيد نفهيمدم چه جوري خودمون و محيط اطراف رو پاکسازي کرديم .. و تا قبل از اين که آقاي روحاني تشريف بيارود ، تمام آثار جرم رو از بين برديم ... !!

    ما و آقاي روحاني ...

    با اتمام کلاس پيانو ، در اتاق باز شده و جناب روحاني تشريف آوردند .. بعد از سلام و عليک مجدد ، سريع رفت روي اصل موضوع .. و در حالي که همچنان لبخند به روي لبانش بود ، فرمود چقدر تقديم کنم !؟‌ من در حالي که قصد تعارفات اوليه رو داشتم .. و در عين حال به دنبال فاکتور ها مي گشتم ، ديدم زبل خان يک دسته فاکتور از جيب لباس پروازش بيرون آورده و با پر رويي تمام گفت .. نه هزارو هفتصد تومن ! البته اصلا و ابدآ قابل شما رو نداره .. انگار که يک سطل آب يخ روي من ريخته باشند ، همين جوري در جا خشک ام زد .. ديگه فکر اين جاش رو نکرده بودم .. !! مي دونستم او زبل است .. اما تا اين حد رو اصلآ و ابدآ به ذهن ام خطور نکرده بود .. ! آقاي روحاني بدون کوچک ترين واکنشي دست در جيب کت خود کرده و از درون کيف مشگي چرمي اش يک دسته هزار تومني نوي اطو کشيده بيرون اورد .. و در حالي که مي شمرد ، صداي اعداد شنيده مي شد .. من نفس ام در نمي آمد .. از خجالت داشتم آب مي شدم .. به اين ترتيب آقاي روحاني ده عدد اسکناس هزار تومني تقديم فيروز کرد .. و زبل خان که از قبل فکر همه جا ها رو کرده بود ، بقيه اش رو که حاضر و آماده در گوشه جيب اش قرار داده بود ، تقديم آقاي روحاني کرد .. من براي اين که حرفي زده باشم .. و اون جو سکوت و شرمساري رو بشکنم .. خطاب به اقاي روحاني گفتم .. قربان .. خدا خيلي رحم کرد .. اگر من جلوي ماشين خانم شما رو نگرفته بودم ، او زبونم لال رفته بود ته دره ... !! يکي نبود به من بگه اخه جمال عشقي تو اتوبان پارک وي دره کجا بود !!؟ ‌ارواح عمه ات .. !! اما جناب روحاني در حالي که بقيه پول رو مي گرفت .. خطاب به من گفت .. " جناب سروان خواهش مي کنم دفعه ديگه اگه ديدي همسر بنده داره به ته دره مي رود ، لطفآ جلويش رو نگير و جا خالي بده بزار برود ته دره .... !! "

    در پناه ایزد منان پاینده و جاوید باشید .

    بهروز مدرسی

    این پست ساعت ۷:۱۵ دقيقه بامداد پانزدهم آبان ماه ۱۳۸۹ پایان یافت .

    پاینده و برقرار باد ارتشیان دلاور و قهرمان ایران

    ajr4i2ce8c0d7seedv8o.jpgWeblog-Archive-.jpg

    آرشیو سایت اينجا آرشیو وبلاگ اینجا

    c9grzonv11okublhvvhp.jpg

    pplnwui1jq5rw7l7897x.jpg

    پیشنهاد دو پست دولتی توسط احمدی نژاد ( اینجا )

    چگونه به جای دختر خارجی ، برادر پاسداری را تحویل ام دادند !! ( اینجا )

  • چگونه از تهمت کودتای نوژه ، نجات پیدا کردم !!؟ ( اینجا )
  • به جای قطعه هواپیما بهروز وثوقی تحویل دادند !! (اینجا )
  • ماجرای جدا شدن سر مسافری در مقابل چشمان خانواده اش !! (اینجا )
  • نقش ستون پنجم در سقوط هواپیمای آیت الله محلاتی ! ( اینجا )
  • آیا تاکنون آتش گرفتن انسانی رو از نزدیک دیده اید !!؟ ( اینجا )
  • ادار خلبان ، نظم پایگاه را به هم ریخت !! (اینجا )
  • دلایل سقوط هواپیمای خبرنگاران ! ( اینجا )
  • آیا زندانیان سیاسی به دریاچه نمک ریخته می شدند !!؟ ( اینجا )
  • چگونه به دبیر کلی حزب خران برگزیده شدم !!؟؟ ( اینجا )
  • انتقاد از اعلیحضرت همایونی جهت رفاه الاغ !! ( اینجا )
  • با خلخالی در صحرای طبس ! ( اینجا )
  • چرا در پرواز آبنبات تعاروف می کنند !؟ (اینجا )
  • پرواز به قبیله آدمخواران !! (اینجا )
  • عملیات محرمانه نجات زندانیان ( اینجا )
  • ماجرای اشگ ننه علی ( اینجا )

    شوخی با حاج آقا در جبهه ! ( اینجا

    توجه ... توجه.... توجه

    خوانندگان محترم لطفآ توجه داشته باشيد :

    کليه کامنت هاي وبلاگ ( دل نوشته هاي يک سرباز ) بدون پاسخ منتشر مي شوند .

    دوستان محترم پرسش هاي خود را فقط در سايت ( خاطرات يک خبرنگار ) مطرح فرمايند .

    فراموش نکنيد فقط به کامنت هاي پست اخر پاسخ داده مي شود .